دیپلماسی فرهنگی و بازسازی روابط پاکستان و روسیه در دوران گذار ژئوپلیتیکی

دیپلماسی فرهنگی و بازسازی روابط پاکستان و روسیه در دوران گذار ژئوپلیتیکی

با بازآرایی نظم جهانی، پاکستان و روسیه در حال عبور از روابط تاریخی خود و بازتعریف آن بر پایه منافع مشترک ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی و فرهنگی هستند. این نوشتار تحلیلی، تحول چندبعدی روابط دو کشور را از رقابت دوران جنگ سرد تا همگرایی راهبردی امروز بررسی می‌کند. همچنین، ضمن تحلیل ابعاد سیاسی، دفاعی و اقتصادی، بر نقش محوری دیپلماسی فرهنگی و تبادلات مردمی به‌عنوان بستری برای ایجاد اعتماد و تعمیق درک متقابل تأکید دارد. همکاری‌های علمی، آموزشی و فرهنگی که ریشه در تاریخ روابط دو کشور دارد، امروزه به‌عنوان ستون سوم این شراکت، نقشی حیاتی در تبدیل همگرایی راهبردی به مشارکتی پایدار و دگرگون‌ساز ایفا می‌کند. تحقق کامل این ظرفیت، مستلزم سرمایه‌گذاری هدفمند در این حوزه و نهادینه‌سازی پیوندهای انسانی بین دو ملت است که می‌تواند این همگرایی را به مشارکتی تأثیرگذار در منطقه تبدیل کند.

مقدمه

در نظم جهانی‌شده امروز، شکل‌گیری فضای اجتماعی جهانی بر پایه اصل بنیادین «وحدت در عین تنوع» استوار است. از این‌رو، گفت‌وگو و مشارکت بین اعضای جامعه بین‌المللی، شرط لازم برای ساخت موفقیت‌آمیز این نظم نوین جهانی در جهانی وابسته و درهم‌تنیده است که در پی دستیابی به هماهنگی و ثبات می‌باشد. قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره گفت‌وگوی تمدن‌ها (2001) و بیانیه یونسکو درباره تنوع فرهنگی (2001) به مردم جهان این فرصت را می‌دهد که نه‌تنها تفاوت‌های خود، بلکه اشتراکات خود را نیز بازشناسند.

در این روند، روسیه امروز (به‌عنوان جانشین اصلی اتحاد جماهیر شوروی سابق) و پاکستان نیز به این مسیر چندجانبه گفت‌وگوی بینافرهنگی پیوسته‌اند. تحولات ساختاری نظام بین‌الملل فرصت‌ها و چالش‌های جدیدی پیش روی کشورهایی قرار داده است که پیش‌تر در رقابت‌های تاریخی گرفتار بودند. پاکستان و روسیه که بخش عمده‌ای از جنگ سرد را در دو سوی متضاد گذرانده‌اند، اکنون در جهانی در حال دگرگونی، به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند. روابط آن‌ها دیگر بر پایه اختلافات تعریف نمی‌شود، بلکه بر همگرایی در ژئوپلیتیک، امنیت و ثبات منطقه‌ای استوار است. در ادامه، این رابطه در حال تحول در ابعاد مختلف تاریخی، سیاسی، دفاعی، اقتصادی و فرهنگی در چارچوب نظم نوین جهانی بررسی خواهد شد و نشان داده می‌شود که چگونه دیپلماسی فرهنگی می‌تواند به‌عنوان کاتالیزوری برای تقویت همکاری در سایر حوزه‌ها عمل کند.

تحلیل تاریخی روابط: از بی‌اعتمادی جنگ سرد تا همکاری‌های اولیه

در برهه نخست، پاکستان و روسیه در تاریخ 1 مه 1948 روابط دیپلماتیک خود را برقرار کردند. بااین‌حال، در ابتدا، این روابط تحت‌تأثیر شدید فضای دوقطبی جنگ سرد قرار داشت. پاکستان نوپا در عمل به همکاری کامل با غرب و به‌ویژه ایالات متحده، رقیب اصلی شوروی، متکی شد. این جهت‌گیری، واکنش متقابل مسکو را به همراه داشت و اتحاد شوروی همکاری‌های خود را با رقبای منطقه‌ای پاکستان، یعنی هند و افغانستان که با اسلام‌آباد اختلافات مرزی داشتند، تقویت کرد. این صف‌بندی‌ها، سال‌ها بی‌اعتمادی و خصومت متقابل را به همراه داشت و پاکستان به‌تدریج دریافت که اتکای استراتژیک بیش از حد به یک قدرت دوردست و بی‌توجهی به همسایه قدرتمند شمالی، فرصت‌های مهمی را از بین برده است.

در برهه دوم، نقطه عطف این روابط در دهه 1960 و با سرد شدن نسبی روابط آمریکا و پاکستان رقم خورد. این دوره که حافظ ملک، پژوهشگر پاکستانی‌تبار، از آن به‌عنوان «ظهور روابط واقع‌گرایانه» یاد می‌کند، فرصتی برای بهبود روابط با شوروی فراهم ساخت. در این زمان، دو کشور فراتر از ملاحظات ایدئولوژیک، به سمت همکاری‌های عملی حرکت کردند. ریشه‌های همکاری دوجانبه در حوزه‌های زیربنایی به‌همین دوران بازمی‌گردد. پروژه‌های نمادینی همچون ساخت کارخانه فولاد کراچی، نیروگاه‌های حرارتی بزرگ در مظفرگَر، ملتان دو، گودو و همچنین تأسیس شرکت توسعه نفت و گاز پاکستان با کمک فنی و مالی اتحاد شوروی به سرانجام رسید.

با این‌حال در برهه سوم، تماس‌های دوجانبه در زمینه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی به حداقل رسید و این شکاف فرهنگی و مردمی، مانع از شکل‌گیری درک عمیق و اعتماد پایدار بین دو ملت شد. اما در دوره جدید، دو کشور بر تقویت روابط تأکید بیشتری کرده‌اند و درک مشترکی شکل گرفته است مبنی‌بر اینکه دقیقاً همین حوزه‌ها می‌توانند نه‌تنها همکاری روسیه و پاکستان را در سایر زمینه‌ها تقویت کنند، بلکه هر دو کشور را در مسیر گفت‌وگوی بینافرهنگی وارد نمایند؛ گفت‌وگویی که در مبارزه جهانی علیه تروریسم بین‌المللی، به ضرورتی برای کل بشریت تبدیل شده است.

تبیین وضع موجود: روابط جدید در نظم نوین، فرصت‌ها و چالش‌ها

نظم جدید جهانی با مفاهیمی همچون چندقطبی‌گرایی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و شکل‌گیری اتحادهای نوین تعریف می‌شود. در چنین شرایطی، مشارکت در حال گسترش قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای همانند چین و روسیه واقعیت‌های جدیدی را در اوراسیا رقم زده است. برای کشوری مانند پاکستان که در تقاطعی استراتژیک قرار دارد، درک این چشم‌انداز برای بهره‌برداری از فرصت‌ها حیاتی است. رشد روابط پاکستان و روسیه نیز یکی از نتایج این همسویی بزرگ‌تر منطقه‌ای تلقی می‌شود.

1) همگرایی سیاسی و دیپلماتیک: روند روبه‌رشد روابط دوجانبه از طریق تعاملات مستمر در سطوح عالی و سازوکارهای نهادی تقویت می‌شود. عضویت کامل پاکستان در سازمان همکاری شانگهای انرژی تازه‌ای به روابط دو کشور بخشیده و این سازمان را به بستری کلیدی برای دیدارهای منظم سران دو کشور تبدیل کرده است. دیدارهای متعدد بین نخست‌وزیران و وزرای خارجه دو کشور در سال‌های اخیر، همچون دیدارهای سال 2017 در آستانه و سوچی در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای، نشان‌دهنده اراده سیاسی برای تعمیق روابط است. در همین راستا، مبادلات پارلمانی نیز گسترش یافته و سفرهای متقابل رؤسای مجالس، مانند سفر رئیس دومای دولتی روسیه به پاکستان در سال 2017، به درک بهتر چالش‌های منطقه‌ای ازجمله تروریسم و اتصال منطقه‌ای کمک کرده است.

2) تعمیق همکاری‌های دفاعی و امنیتی: همکاری دفاعی پاکستان و روسیه مداوماً در حال گسترش است. پس از امضای توافق‌نامه همکاری دفاعی در سال 2014، روسیه چهار فروند بالگرد به پاکستان تحویل داد. رزمایش نظامی مشترک «دوستی» به رویدادی سالانه تبدیل شده و دو کشور همچنین در رزمایش‌های چندجانبه ضدتروریسم مانند «مأموریت صلح»، در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، مشارکت فعالی دارند. آنچه این همکاری را معنادارتر می‌کند، همگرایی منافع در حوزه امنیت منطقه‌ای است. افغانستان که زمانی منبع تنش بود، اکنون به بستری برای همسویی منافع دو کشور تبدل شده است. روسیه نگران گسترش تروریسم به آسیای مرکزی است و پاکستان نیز همسایه‌ای باثبات را برای مدیریت امنیت داخلی خود ضروری می‌داند. این منافع مشترک، زمینه‌ساز همکاری امنیتی سه‌جانبه بین پاکستان، چین و روسیه برای تضمین ثبات منطقه‌ای شده است.

3) پتانسیل عظیم اقتصادی و انرژی: هم‌افزایی و ظرفیت‌‌های اقتصادی استفاده‌نشده بین دو کشور چشمگیر است. بازار مصرفی پاکستان با جمعیتی بیش از 240 میلیون نفر، تا سال 2030 به ششمین بازار بزرگ جهان تبدیل خواهد شد. در مقابل، روسیه با ظرفیت‌های صنعتی و اقتصادی بزرگ، بازاری قابل‌توجه برای پاکستان محسوب می‌شود. تقاضای انرژی پاکستان سالانه بیش از 8 درصد رشد دارد که با توانمندی‌های روسیه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان هم‌راستا است. این همکاری در سال‌های 2023 و 2024 عملیاتی شد؛ برگزاری «مجمع تجارت و سرمایه‌گذاری پاکستان ـ روسیه» و عبور حجم تجارت از مرز یک میلیارد دلار، مثال‌هایی از آن هستن. همچنین، توافق برای تأمین نفت خام با تخفیف و مذاکرات برای ساخت خط لوله گاز شمال ـ جنوب، از دیگر نمودهای این همکاری است.

4) دیپلماسی فرهنگی و ارتباطات مردمی: در قلب این رابطه، شناخت اهمیت تبادل فرهنگی قرار دارد. پاکستان و روسیه شبکه‌ای از ارتباطات ایجاده کرده‌اند تا درک متقابل را تعمیق بخشند. جامعه مدنی و دانشگاه‌ها می‌کوشند از طریق تبادلات علمی و ایجاد ارتباط بین کارشناسان، در شکل‌دهی به ادراکات و تقویت پیوندهای اجتماعی ـ اقتصادی کمک کنند. تبادلات فرهنگی و آموزشی پیش‌بینی‌شده در این روابط، نقشی حیاتی ایفا خواهند کرد. ارتباطات مردمی، از طریق تبادل دانشجو، همکاری‌های آموزشی و پروژه‌های پژوهشی، زمینه‌ساز اعتماد و تقویت حس هدف مشترک است. جامعه حدوداً 1200 نفری پاکستانی‌های مقیم روسیه نیز پتانسیل بالایی برای ایجاد این پیوندهای انسانس دارد. این ابتکارات علمی و فرهنگی صرفاً اقداماتی دیپلماتیک نیستند؛ بلکه برای غلبه بر میراث بی‌اعتمادی گذشته و ساخت آینده‌ای مشترک ضروری محسوب می‌شوند.

چالش‌ها:

۱) حجم پایین تجارت و موانع ساختاری: با وجود گفتمان راهبردی، داده‌های تجاری نشان می‌دهد که حجم روابط اقتصادی هنوز بسیار پایین‌تر از ظرفیت واقعی است. در سال 2023، تجارت دوجانبه تنها 1.2 درصد از کل تجارت پاکستان و 0.23درصد از تجارت روسیه را تشکیل می‌داد. این دستاوردهای محدود، بازتاب‌دهنده ضعف‌های ساختاری است. وابستگی پاکستان به نظام مالی غرب (صندوق بین‌المللی پول و تسویه‌حساب دلاری) و سهم بیش از 50 درصدی صادرات این کشور به بازارهای غربی، تعمیق روابط اقتصادی با روسیه تحت تحریم را با ریسک مواجه کرده است.

2) نبود اولویت اقتصادی برای روسیه: از سوی دیگر، برای مسکو، حجم تجارت با شرکای بزرگ‌تری مانند چین (240 میلیارد دلار) و هند (65 میلیارد دلار) بسیار فراتر از پاکستان (1 میلیارد دلار) است. بنابراین، اسلام‌آباد هنوز در زمره اولویت‌های اصلی اقتصادی روسیه قرار ندارد.

3) فقدان زیرساخت‌های مالی مستقل: نبود کانال‌های بانکی مستقیم و سازوکارهای مالی مستقل، مبادلات تجاری را با دشوار و پرهزینه کرده است.

نتیجه‌گیری و پیشنهادات:

روابط پاکستان و روسیه از رقابتی تاریخی در دوران جنگ سرد به یک همگرایی راهبردی و چندبعدی در نظم نوین جهانی تکامل یافته است. این شراکت که بر پایه منافع مشترک امنیتی و ژئوپلیتیکی استوار است، ظرفیت‌های اقتصادی عظیمی را در حوزه‌های انرژی، کشاورزی و اتصال منطقه‌ای در خود جای داده است. بااین‌حال، این مقاله استدلال می‌کند که برای تبدیل این همگرایی به یک مشارکت دگرگون‌ساز، سرمایه‌گذاری در دیپلماسی فرهنگی و ارتباطات مردمی امری حیاتی است.

در‌حالی‌که همکاری‌های سیاسی، دفاعی و اقتصادی ستون‌های اصلی این رابطه هستند، این پیوندهای فرهنگی، علمی و انسانی است که می‌تواند «ملات» اتصال‌دهنده این ستون‌ها باشد و پایه‌ای محکم از اعتماد و درک متقابل ایجاد کند. باتوجه‌به اشتراکات فرهنگی عمیق میان ایران و پاکستان، به‌ویژه میراث زبان و ادبیات فارسی، و نیز پتانسیل‌های موجود در حوزه هنر، معماری و اندیشه، می‌توان گام‌های مؤثری برای تقویت دیپلماسی فرهنگی بین دو کشور برداشت. تمرکز بر زمینه‌هایی که به‌طور طبیعی زمینه‌ساز همگرایی و درک متقابل هستند، می‌تواند اولویت داشته باشد. در راستای الگوگیری از تقویت روابط رو‌به‌رشد بین پاکستان و روسیه در نظم جهانی در حال تغییر، پیشنهادات زیر در حوزه دیپلماسی فرهنگی و تبادلات علمی ـ آموزشی، با هدف تعمیق درک متقابل و ایجاد پایه‌هایی پایدارتر برای همکاری‌های راهبردی با ایران، ارائه می‌شود:

  • احیاء و ترویج زبان و ادبیات فارسی به‌عنوان عامل همگرایی: با‌توجه‌به تأثیر شگرف زبان و ادبیات فارسی بر زبان اردو و سایر زبان‌های پاکستانی، و جایگاه ویژه آن در فرهنگ و هویت پاکستان، لازم است برنامه‌های مدون و هدفمندی برای ترویج و آموزش این زبان تدوین شود. همچنین، گسترش محتواهای آموزشی از ادبیات کلاسیک به حوزه‌هایی چون سینما، موسیقی و فرهنگ روزمره می‌تواند جذابیت آن را برای نسل جوان پاکستانی افزایش دهد و فرصت‌های جدیدی برای تبادلات فرهنگی و فکری بین دو ملت فراهم ‌آورد.
  • تقویت همکاری‌های علمی و پژوهشی با تمرکز بر اشتراکات فرهنگی ـ تمدنی: با در نظر گرفتن تأثیر عمیق هنر و معماری ایرانی بر سازه‌های فرهنگی پاکستان، ضروری است که برنامه‌های پژوهشی مشترک در این زمینه تعریف و حمایت شود. این همکاری‌ها می‌تواند شامل تبادل استاد و دانشجو، برگزاری کارگاه‌های مشترک و تحقیقات میدانی در خصوص تأثیرات هنری، فلسفی و ادبی ایران بر پاکستان باشد. این رویکرد، ضمن تقویت روابط دانشگاهی، به بازتعریف تصویر ایران در افکار عمومی و روایت غالب فرهنگی کمک خواهد کرد.
  • برگزاری رویدادهای فرهنگی خلاقانه و جامع: برای تحکیم پیوندهای فرهنگی، برگزاری رویدادهای فرهنگی خلاقانه و جامع با مشارکت فعال هنرمندان، نویسندگان و پژوهشگران دو کشور ضروری است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی برای معرفی خلاقانه ابزارهای فرهنگی ایران به نسل جوان پاکستان، مانند پلتفرم‌های آنلاین آموزش زبان فارسی، نمایش فیلم‌های ایرانی با زیرنویس اردو و تولید محتوای چندرسانه‌ای جذاب، می‌تواند نقش بسزایی در تعمیق آشنایی و علاقه میان دو ملت ایفا کند.
  • توسعه گردشگری فرهنگی و معرفی ظرفیت‌های تمدنی: با‌توجه‌به غنای تمدنی و تاریخی هر دو کشور، توسعه گردشگری فرهنگی می‌تواند به‌عنوان پل ارتباطی محکمی عمل کند. تسهیل صدور روادید برای گردشگران فرهنگی، معرفی جاذبه‌های تاریخی و مذهبی مشترک و طراحی تورهای تخصصی با محوریت میراث فرهنگی و هنری مشترک، می‌تواند به افزایش درک متقابل و تقویت پیوندهای انسانی کمک کند. این امر نیازمند تدوین «استراتژی جامع دیپلماسی فرهنگی» است که بتواند جایگاه ابزارهای فرهنگی ایران را در پاکستان احیاء کرده و بر کاستی‌‌های گذشته فائق آید.

نویسنده این مقاله

دکتر مریم خالقی‌نژاد

دکتر مریم خالقی‌نژاد

پژوهشگر علوم سیاسی، دارای کارشناسی و کارشناسی‌ارشد از دانشگاه آیت‌الله بروجردی(ره) و دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات.
ایشان پژوهشگر فوق دکتری و کارشناس دیپلماسی فرهنگی است.

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.