مقدمه
توافقنامه دفاعی استراتژیک، بهعنوان عالیترین سطح همکاری نظامی میان دولتها، نه تنها تعهدات متقابل برای مقابله با تهدیدات مشترک را دربرمیگیرد، بلکه بازتاب همگرایی ژئوپلیتیکی و اراده بازیگران برای شکلدهی به موازنۀ قدرت در یک منطقه است. در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، عربستان سعودی و پاکستان با رونمایی از یک توافقنامه دفاعی استراتژیک، گام بلندی در این مسیر برداشتند؛ توافقی که در آن حمله به هر یک از دو کشور بهمنزلۀ حمله به دیگری تلقی میشود. اما بلافاصله این پرسش مطرح شد که آیا این پیماننامه دوجانبه قابلیت تسری به کشور سوم را دارد؟ ترکیه بهعنوان یکی از گزینههای مطرح، در کانون این بحث قرار گرفت. با این حال، آنچه از بررسی مواضع بازیگران برمیآید، نوعی ناهمسویی معنادار است: پاکستان بهرغم مخالفت ضمنی عربستان و حتی بیمیلی ترکیه، بهطور فعالانه در پیِ پیوستن آنکارا به این توافقنامه است. نوشتار حاضر میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که علت این تلاش فراوان از سوی اسلامآباد چیست و چه موانعی فراروی تحقق اتحاد سهجانبۀ پاکستان، عربستان و ترکیه قرار دارد؟ یافتهها نشان میدهد پاکستان با هدف تقویت بازدارندگی در برابر هند، ارتقای نقش محوری در جهان اسلام، رونق صنایع دفاعی و مدیریت تنشهای موجود در جهان اسلام، خواستار حضور ترکیه در این پیمان است، اما موانعی چون اولویتهای امنیتی ناهمسو، مخالفت عربستان، نگرانیهای فرامنطقهای و ترجیح ترکیه برای یک پلتفرم فراگیرتر، دستیابی به این هدف را با چالش مواجه ساخته است.
پیشینه و بستر روابط راهبردی ترکیه و پاکستان
برای درک تلاش پاکستان برای پیوند ترکیه به پیمان دفاعی با عربستان، نخست باید عمق و کیفیت روابط آنکارا‑اسلامآباد را واکاوی کرد. این دو کشور از بدو استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷، باهم روابط دیپلماتیک برقرار کردند و بهسرعت در قالب پیمانهای سنتو و بعداً اکو به همکاری پرداختند. اما آنچه این روابط دوجانبه را از بسیاری از مناسبات دیگر در جهان اسلام متمایز میکند، پیوندهای عاطفی و حمایت متقابل در بزنگاههای سرنوشتساز است. ترکیه همواره یکی از حامیان سرسخت پاکستان در مناقشۀ کشمیر بوده و پاکستان نیز در مسئلۀ قبرس ازمواضع آنکارا پشتیبانی کرده است. این همگرایی در سالهای اخیر با تأسیس “شورای عالی همکاریهای راهبردی” در سال ۲۰۰۹ نهادینه شده و دیدارهای مکرر سران دو کشور، آن را به سطحی فراتر از دیپلماسی تشریفاتی ارتقا داده است.
امروزه همکاریهای دفاعی هستۀ سخت این رابطه را تشکیل میدهد. ترکیه با تأمین حدود ۱۱ درصد از واردات تسلیحاتی پاکستان، به یکی از سه تأمینکنندۀ اصلی تسلیحات این کشور تبدیل شده است. قراردادهای خرید بالگردهای تهاجمی “تی129″، ناوچههای میلگم و همکاری در تولید مشترک پهپادهای پیشرفته، تنها بخشی از این همکاری رو به گسترش است. افزون بر این، برگزاری رزمایشهای مشترک و همکاری در حوزۀ دفاع سایبری و امنیت مرزی، اعتماد متقابل را ژرفا بخشیده است. این بستر مستحکم، اسلامآباد را بر آن داشته تا از ظرفیت آنکارا برای تعمیق پیمان دفاعی با ریاض بهره گیرد.
توافقنامه دفاعی عربستان و پاکستان؛ ماهیت و ظرفیتهای گسترش
توافقنامۀ دفاعی استراتژیک سپتامبر ۲۰۲۵ میان ریاض و اسلامآباد، نقطهعطفی در مناسبات امنیتی دو کشور محسوب میشود. این توافق فراتر از همکاریهای معمول نظامی، متضمن تعهد متقابل برای دفاع همهجانبه در برابر تجاوز خارجی است. چنین سطحی از همکاری، پاکستان را به متحدی ممتاز برای عربستان بدل میکند؛ کشوری که تا پیش از این عمدتاً از طریق همکاریهای مالی و ایدئولوژیک با ریاض مرتبط بود. با این حال، بندهای این توافقنامه ظرفیت الحاق اعضای جدید را نیز بهطور ضمنی باقی گذاشته است و پاکستان در تلاش است تا این ظرفیت را به نفع خود فعال کند.
اسلامآباد بهخوبی دریافته که برای تبدیل شدن به بازیگری تأثیرگذار در معادلات امنیتی منطقه، نیازمند شرکای متعدد و مکمل است. عربستان منابع مالی و نفوذ سیاسی در جهان عرب را فراهم میکند، اما از نظر فناوری دفاعی و صنایع نظامی پیشرفته وابسته به واردات است. ترکیه اما با برخورداری از یکی از پیشرفتهترین صنایع دفاعی منطقه (بهویژه در حوزۀ پهپادها، جنگافزارهای هوشمند و سامانههای الکترونیک)، میتواند حلقۀ مفقودۀ این معادله را تکمیل کند. از این رو، پاکستان با درک این همافزایی منحصربهفرد، بهرغم محافظهکاری ریاض و اکراه آنکارا، پیگیر گسترش پیمان به شکل سهجانبه است.
انگیزههای پاکستان برای الحاق ترکیه به توافقنامه
- تقویت بازدارندگی در برابر هند: بنیادیترین انگیزۀ اسلامآباد را باید در رقابت دیرپای آن با هند جستوجو کرد. پاکستان با وجود برخورداری از توان هستهای، همچنان خود را در موضع ضعف متعارف در برابر ارتش هند میبیند. ترکیب توان هستهای پاکستان، فناوری دفاعی پیشرفتۀ ترکیه و منابع مالی عربستان میتواند چتر بازدارندگی جمعی بینظیری فراهم آورد. در این سناریو، هرگونه ماجراجویی نظامی هند نه تنها با پاسخ پاکستان، بلکه با واکنش هماهنگ دو متحد قدرتمند دیگر مواجه خواهد شد. هزینۀ چنین اقدامی برای دهلینو بهشدت افزایش مییابد و همین مسئله مهمترین دستاورد راهبردی برای اسلامآباد محسوب میشود.
- ارتقای نقش محوری در جهان اسلام: پاکستان از دیرباز خود را کانون پیوند هویت اسلامی و امنیت منطقهای تعریف کرده است. با پیوند دادن ترکیه (عضو ناتو و دارنده ارتشی قدرتمند) و عربستان (یکی از ستونهای اصلی جهان عرب)، اسلامآباد میتواند خود را بهعنوان مرکز ثقل یک محور امنیتی جدید تثبیت کند. این جایگاه نهتنها به پاکستان در مذاکرات بینالمللی اهرم بیشتری میبخشد، بلکه آن را به میانجی طبیعی مناقشات داخلی جهان اسلام (نظیر مناقشات ترکیه و عربستان) تبدیل خواهد کرد. تجربۀ میانجیگری پاکستان در مناقشه ایران و عربستان و نیز تلاشهای آن برای کاهش تنش میان قطر و همسایگان، این ظرفیت را پیشتر به اثبات رسانده است.
- رونق صنایع دفاعی و منافع اقتصادی: همکاری با ترکیه دریچۀ تازهای برای انتقال فناوری و تولید مشترک به روی پاکستان میگشاید. صنعت دفاعی پاکستان علیرغم پیشرفتهای نسبی در تولید تسلیحات سبک و برخی سامانههای موشکی، همچنان از فناوریهای پیشرفتۀ پهپادی و سامانههای فرماندهی و کنترل محروم است. مشارکت با شرکتهای ترکیهای همچون “بایکار” و “آسلسان” میتواند این شکاف را پر کند. افزون بر این، پاکستان با اتصال به شبکۀ متحدان عربستان و ترکیه، بازارهای جدیدی برای صادرات محصولات دفاعی خود خواهد یافت. جالب آنکه برخی تحلیلها حاکی از آن است که اسلامآباد امیدوار است بخشی از بدهیهای خود به عربستان را از طریق فروش تجهیزات نظامیِ تولیدشده با همکاری ترکیه تسویه کند.
- مدیریت مناقشات داخلی جهان اسلام: روابط ترکیه و عربستان در دهۀ گذشته با نوسانات شدیدی همراه بوده است. از بحران قطر و تحریم آنکارا توسط ائتلاف سعودی تا تنش بر سر اخوانالمسلمین و رقابتهای منطقهای در خاورمیانه و آفریقا. پاکستان بهعنوان کشوری که با هر دو طرف روابط حسنهای دارد، میتواند نقش کاتالیزور را برای تنشزدایی ایفا کند. حضور ترکیه و عربستان در کنار یکدیگر در یک پیمان دفاعی، ضمن الزامآور کردن همکاریها، اختلافات را به حاشیه خواهد راند و پاکستان را به معمار اصلی این همگرایی بدل میسازد.
موانع و چالشهای پیش روی اتحاد سهجانبه
- اولویتهای امنیتی ناهمسو: بزرگترین چالش پیشروی این اتحاد، تفاوت در تهدیدات ادراکشده توسط سه کشور است. دغدغۀ اصلی پاکستان، رقابت راهبردی با هند و امنیت مرزهای شرقی است. در مقابل، عربستان تهدید را عمدتاً در قالب نفوذ منطقهای ایران و تحرکات گروههای نیابتی در یمن و خلیج فارس تعریف میکند. ترکیه نیز کانون تهدید خود را در شرق مدیترانه، شمال سوریه، عراق و قفقاز میبیند و تهدید گروههای کرد و رقابت با یونان و فرانسه را در اولویت قرار میدهد. هماهنگسازی این سه اولویت متفاوت در چارچوب یک پیمان دفاعی مشترک، مستلزم سازوکارهای پیچیدهای است که هنوز طراحی نشده است.
- مخالفت عربستان: بهرغم بهبود نسبی روابط دوستانه با آنکارا درسالهای اخیر، ریاض تمایل چندانی به گسترش پیمان دفاعی خود نشان نمیدهد. بخشی از این مخالفت ریشه در روابط نزدیک عربستان با هند دارد؛ دهلینو سومین تأمینکنندۀ بزرگ نفت هند و شریک تجاری مهمی برای ریاض محسوب میشود. عربستان در سالهای اخیر نقش میانجی میان هند و پاکستان را پذیرفته و نمیخواهد با پیوستن ترکیه (که بهطور سنتی حامی پاکستان در کشمیر است) به اتحاد دفاعی خود با پاکستان، این موازنۀ حساس برهم بخورد. افزون بر این، ریاض نگران است گسترش پیمان، روابط آن با دیگر بازیگران بینالمللی (بهویژه آمریکا و ایران) را پیچیده کند یا موازنۀ قدرت درون شورای همکاری خلیج فارس را برهم زند؛ چه آنکه امارات و قطر ممکن است چنین اتحادی را تهدیدی برای خود تلقی کرده و به انعقاد قراردادهای مشابه با قدرتهای دیگر روی آورند.
- بیمیلی ترکیه: برخلاف تصور اولیه، آنکارا نیز چندان مشتاق پیوستن به این پیمان نیست. ترکیه تحت رهبری اردوغان همواره بر «خوداتکایی استراتژیک» و نقش مستقل در سیاست خارجی تأکید داشته است. پیوستن به اتحادی که اساساً برای مقابله با تهدیدات خاص طراحی شده، میتواند آزادی عمل آنکارا را محدود کند. ترکیه در عوض، ایدۀ ایجاد یک «پلتفرم امنیتی فراگیرتر» را مطرح کرده که کشورهای دیگری چون ایران، مصر و اندونزی را نیز در برگیرد. چنین قالبی با سیاست «جهان بیش از پنج» آنکارا همخوانی بیشتری دارد و از شائبۀ ائتلاف ضدایرانی یا ضدعربی نیز میکاهد. افزون بر این، عضویت ترکیه در ناتو و حساسیتهای این پیمان نسبت به همکاری دفاعی اعضا با کشورهای خارج از چارچوب، مانع دیگری فراروی آنکارا است.
- پیامدهای فرامنطقهای و نگرانی قدرتهای بزرگ: حضور ترکیه بهعنوان عضو ناتو در یک پیمان دفاعی با دو کشور اسلامی مهم، میتواند واکنش آمریکا و اروپا را برانگیزد. واشنگتن بهطور سنتی از همکاری امنیتی پاکستان با شرقآسیا و جهان عرب استقبال کرده، اما پیوند آنکارا با ریاض و اسلامآباد در قالب یک اتحاد الزامآور ممکن است بهعنوان تضعیف انسجام ناتو تفسیر شود. همچنین هند بهعنوان قدرت مسلط منطقهای، این اتحاد را اقدامی خصمانه تلقی خواهد کرد و احتمال میرود با تقویت همکاریهای دفاعی خود با اسرائیل و آمریکا، موازنه را به سود خود تغییر دهد.
چشمانداز آینده
با توجه به موانع برشمرده، تحقق اتحاد سهجانبۀ پاکستان، عربستان و ترکیه در کوتاهمدت دور از انتظار است. با این حال، میتوان چند سناریو را برای آیندۀ این فرایند متصور شد:
سناریوی نخست، تداوم وضعیت کنونی است؛ بدین معنا که توافقنامۀ دفاعی عربستان و پاکستان بهصورت دوجانبه باقی بماند و ترکیه از طریق همکاریهای دفاعی موازی با هر دو کشور، از مزایای امنیتی بدون تعهدات رسمی بهرهمند شود. این سناریو گرچه کمهزینهترین گزینه برای آنکارا و ریاض است، اما پاکستان را از دستیابی به اهداف کلان خود محروم میکند.
سناریوی دوم، تغییر تدریجی مواضع عربستان در قبال تحولات منطقهای است. اگر هند بهسمت ائتلافهای امنیتی نزدیکتر با آمریکا و اسرائیل حرکت کند، ریاض ممکن است برای حفظ موازنه، ناگزیر به پذیرش ترکیه در پیمان شود. همچنین تنشهای آتی میان عربستان و ایران میتواند این کشور را بهسمت تقویت هرچه بیشتر این پیمان سوق دهد.
سناریوی سوم، تحول در رویکرد ترکیه و پذیرش پلتفرم امنیتی فراگیرتر بهجای یک پیمان محدود است. آنکارا ممکن است طرحی را ارائه دهد که ضمن حفظ چارچوب همکاریهای دوجانبه، نهاد هماهنگکنندۀ منطقهای را با عضویت کشورهای بیشتری ایجاد کند. چنین چارچوبی میتواند همزمان نگرانیهای پاکستان را کاهش دهد و برای عربستان نیز قابلقبولتر باشد.
سناریوی چهارم، ورود بازیگر جدید به معادلات است. کشورهایی مانند آذربایجان یا مالزی که با هر سه کشور روابط حسنه دارند، ممکن است بهعنوان اعضای جدید وارد پیمان شوند و ترکیب ائتلاف را تغییر دهند.
در مجموع بایستی گفت که فارغ از تحقق هریک از سناریوهای ذکرشده، آنچه مسلم است، ارادۀ پاکستان برای تغییر نظم امنیتی جنوب آسیا و جهان اسلام از طریق پیونددهی متحدان کلیدی خود است. اسلامآباد بهخوبی میداند که فرصتهای راهبردی زودگذرند و نباید تجربۀ تلخ پروژههای ناتمام با ایران را در این حوزه نیز تکرار کند.
نتیجهگیری
تلاش پاکستان برای پیوستن ترکیه به توافقنامۀ دفاعی استراتژیک با عربستان، فراتر از یک ابتکار دیپلماتیک ساده، بازتابدرک عمیق اسلامآباد از ضرورتهای امنیتی و ژئوپلیتیکی خود در برابر تهدیدات چندوجهی است. این تلاش نشاندهندۀ گذار پاکستان از سیاست خارجی مبتنی بر اتحادهای سنتی به دیپلماسی شبکهای و چندلایه است که در آن، متحدان گذشته با شرکای جدید در قالبهای ترکیبی بهکار گرفته میشوند. با این حال، تحقق این چشمانداز با موانع ساختاری، ادراکی و ژئوپلیتیکی جدی مواجه است که مهمترین آنها تفاوت در اولویتهای امنیتی، مخالفت عربستان، بیمیلی ترکیه و پیامدهای فرامنطقهای است.
پرسش اساسی آن است که آیا پاکستان میتواند بر این موانع فائق آید یا خیر. پاسخ تا حد زیادی به توانایی اسلامآباد در اقناع ریاض و آنکارا بستگی دارد؛ اقناعی که نیازمند بستههای پیشنهادی خلاقانه، تضمین منافع متقابل و صبر استراتژیک است. شاید نخستین گام، تغییر چارچوب مذاکرات از یک اتحاد محدود به یک «پیمان همکاری امنیتی چندمنظوره» باشد که هر کشور بتواند اولویتهای خاص خود را در آن دنبال کند.
در نهایت، آنچه مسلم است، جهان اسلام در آستانۀ تحولات جدیدی در حوزۀ امنیت جمعی قرار دارد و پاکستان مصمم است نقشی محوری در این تحولات ایفا کند. موفقیت یا عدم موفقیت این کشور در پروژۀ جذب ترکیه به پیمان دفاعی با عربستان، نه تنها بر آیندۀ روابط سه کشور، بلکه بر هندسۀ قدرت در مناطق غرب و جنوب آسیا تأثیری ماندگار بر جای خواهد گذاشت.