دکتر شهرام پیرانی
دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاستپژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.
مشاهده پروفایل
مقدمه
در چشمانداز ژئوپلیتیکی پیچیده و همواره در حال تحول غرب آسیا، نشانههایی از شکلگیری الگوهای جدید همکاری به چشم میخورد که میتواند معادلات قدرت در این منطقه حساس را دستخوش تغییرات اساسی کند. یکی از مهمترین این تحولات، تلاش چهار کشور ترکیه، مصر، عربستان سعودی و پاکستان برای ایجاد یک ائتلاف غیررسمی اما راهبردی به نام «کواد» (Quad) یا چهارگروه غرب آسیا است. کشورهای نامبرده تلاشهای خود برای تشکیل گروه موسوم به “کواد غرب آسیا” را از اوایل سال 2026 آغاز کردند. اولین اجلاس وزرای خارجه این گروه در حاشیه نشست وزرای عربی- اسلامی در تاریخ 19 مارس 2026 در ریاض برگزار شد. دومین اجلاس نیز در تاریخ 29 مارس 2026 در اسلام آباد و سومین اجلاس نیز در 18 آوریل 2026 در آنتالیا( ترکیه) برگزار شد.
برخلاف ائتلافهای سنتی که اغلب با محوریت امنیت نظامی یا مقابله با یک دشمن مشترک شکل میگیرند، آنچه در مورد کواد کنونی مشهود است، رویکردی چندبعدی و فراتر از تقابلهای صرف نظامی میباشد. جرقه اولیه شکلگیری این گروه را میتوان در تلاش برای مدیریت بحرانهای فوری امنیتی، از جمله تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل و همچنین ایالات متحده جستجو کرد. با این حال، اظهارات مقامات ارشد این چهار کشور نشان میدهد که افق دید آنها بسیار فراتر از پاسخ به بحرانهای لحظهای است. هدف نهایی، ایجاد بلوکی قدرتمند است که هم وزن سیاسی و نظامی داشته باشد و هم در زمینه تجارت، اقتصاد و دیپلماسی منطقهای حرفی برای گفتن داشته باشد.
این مقاله در پی آن است تا ضمن بررسی ریشهها و اهداف تشکیل این ائتلاف، به تحلیل نقاط قوت، چالشها و چشمانداز پیش روی آن در نظام پیچیده بینالمللی کنونی بپردازد. سؤال اصلی این است که آیا کواد غرب آسیا میتواند به یک بازیگر مستقل و تأثیرگذار در منطقه تبدیل شود یا اینکه در تنگنای رقابتهای سنتی و بیاعتمادیهای تاریخی محو خواهد شد؟
بدنه اصلی: زمینهها و اهداف تشکیل ائتلاف کواد
درک ماهیت ائتلاف کواد نیازمند نگاهی به تحولات دو سال اخیر در غرب آسیا است. شکافهای عمیق سیاسی پیشین میان برخی از این کشورها، به ویژه رقابت تاریخی میان ترکیه و مصر بر سر مسائل لیبی و نیز اختلافنظرهای عربستان و ترکیه در مسائل مختلف منطقهای، به تدریج جای خود را به یک محاسبه راهبردی مشترک داده است. عادیسازی روابط میان ترکیه و عربستان و همچنین آشتی تاریخی میان آنکارا و قاهره، بسترهای سیاسی لازم برای این همگرایی را فراهم آورد. اما آنچه این چهار کشور را واقعاً دور یک میز جمع کرد، درک مشترک از خلأ قدرت ناشی از تغییر اولویتهای ایالات متحده در منطقه و نیز تهدیدات فزایندهای بود که ثبات کلی غرب آسیا را نشانه رفته بود. پاکستان به عنوان تنها قدرت هستهای اسلامی و متحد راهبردی چین، ترکیه به عنوان مدعی رهبری جهان اسلام سنی و دارنده دومین ارتش ناتو، مصر به عنوان قطب جمعیتی و فرهنگی جهان عرب و عربستان سعودی به عنوان زادگاه اسلام و بزرگترین اقتصاد نفتی منطقه، هر یک وزن خاص خود را به این ائتلاف میآورند.
اعلام رسمی تأسیس این گروه هرچند هنوز صورت نگرفته، اما برگزاری سه دور نشست وزیران خارجه در ریاض، اسلامآباد و آنتالیا و همچنین نشست مقامات ارشد در پایتخت پاکستان، نشاندهنده عزم جدی برای نهادینه کردن این همکاری است. از نظر مقامات مصری، هدف از تشکیل کواد «توسعه دیپلماسی و فشار برای ازسرگیری مذاکرات» عنوان شده است که به طور ضمنی به نقش میانجیگری فعال این گروه در بحرانهای منطقهای اشاره دارد. به نظر میرسد که اعضای کواد تلاش دارند تا یک «گروه تماس» غیررسمی اما تأثیرگذار را شکل دهند که بتواند در بحرانهایی مانند اختلاف ایران و آمریکا، جنگ داخلی سودان یا بیثباتی در عراق و یمن، ابتکار عمل را به دست گیرد.
نقش دیپلماتیک و تلاش برای کاهش تنش
بارزترین کارکرد اولیه کواد غرب آسیا، نقش میانجیگری فعالانه آن در کاهش تنشهای بینالمللی منطقه بوده است. در شرایطی که دیپلماسی رسمی و ساختارهای چندجانبهگرای موجود نظیر سازمان ملل یا اتحادیه عرب به دلیل اختلافات درونی یا وتوی قدرتهای بزرگ با کارایی کامل عمل نمیکنند، ظهور یک گروه چهارجانبه با وزن منطقهای میتواند شکافهای موجود را پر کند.
مهمترین اقدام این گروه در عرصه دیپلماسی، تلاش برای ایجاد پلی میان ایران و ایالات متحده به منظور کاهش تنشهای هستهای و اجتناب از درگیری نظامی تمامعیار است. اعضای کواد با توجه به روابط نسبتاً خوب خود با هر دو طرف مناقشه (از جمله روابط پاکستان با ایران و روابط عربستان و ترکیه با آمریکا)، ظرفیت منحصربهفردی برای ایفای نقش میانجی دارند. در واقع، کواد به دنبال آن است که نشان دهد بحرانهای غرب آسیا نیازی به ورود مستقیم قدرتهای فرامنطقهای یا تقویت محورهای نظامی متخاصم ندارد و خود کشورهای منطقه قادر به مدیریت اختلافات از طریق گفتگو و همکاری هستند. این رویکرد، اگرچه در ابتدا با بدبینی برخی تحلیلگران مواجه شد، اما تاکنون موفق شده است تا سطحی از اعتماد اولیه را میان تهران و واشنگتن حفظ کند و از گسترش دامنه درگیریها در منطقه جلوگیری نماید. به عبارت دیگر، کواد تلاش میکند به جای تقویت سیاست «بازی با حاصل جمع صفر»، الگوی «برد-برد» را از طریق دیپلماسی فعال و چندجانبه در منطقه ترویج دهد.
ابعاد اقتصادی و ژئواکونومیک ائتلاف
یکی از ویژگیهای متمایزکننده کواد غرب آسیا نسبت به ائتلافهای نظامی صرف، تأکید صریح آن بر همکاریهای اقتصادی و تجاری است. رهبران این چهار کشور به خوبی آگاه هستند که همکاری پایدار و عمیق منطقهای بدون پیوندهای اقتصادی مستحکم ممکن نیست. ترکیه به دنبال افزایش صادرات محصولات صنعتی و دفاعی خود به مصر و عربستان است. مصر با داشتن موقعیت ممتاز کانال سوئز و جمعیت جوان و عظیم خود، میتواند به قطب ترانزیت کالا و نیروی کار ماهر برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل شود. عربستان سعودی نیز در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ خود نیازمند سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوری و همکاری در پروژههای عظیم عمرانی و انرژی است. پاکستان نیز با قرار گرفتن در مسیر کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و داشتن بازار بزرگ مصرف، نقشی حیاتی در اتصال آسیای مرکزی و جنوبی به غرب آسیا ایفا میکند.
تشکیل یک بلوک اقتصادی متشکل از این چهار کشور میتواند زمینهساز افزایش تجارت درونمنطقهای، تسهیل سرمایهگذاریهای متقابل، هماهنگی در پروژههای زیرساختی و حتی ایجاد یک سازوکار مالی یا بانکی مشترک برای کاهش وابستگی به دلار در مبادلات دوجانبه شود. چنین اقدامی، هرچند در ابتدای راه است، میتواند به تدریج معماری اقتصادی غرب آسیا را از تسلط کامل قدرتهای فرامنطقهای خارج کند و به سمت یک سیستم اقتصادی خودبنیان و مقاوم سوق دهد.
چالشها و موانع پیش روی ائتلاف
با وجود پتانسیلهای بالای این ائتلاف، مسیر تحقق اهداف کواد با موانع و چالشهای جدی مواجه است. نخستین و مهمترین چالش، وجود رقابتهای تاریخی و بیاعتمادی ساختاری میان اعضا است. روابط میان ترکیه و مصر پس از سالها تنش به تازگی عادیسازی شده و زخمهای عمیق ناشی از رقابت بر سر رهبری جهان عرب و سیاستهای منطقهای (مانند بحران لیبی و شرق مدیترانه) هنوز به طور کامل التیام نیافته است. عربستان سعودی نیز همواره با احتیاط به نقشآفرینی فزاینده ترکیه در جهان سنی نگاه کرده است.
چالش دوم، جایگاه متفاوت اعضا در نظام بینالملل و وفاداریهای متضاد آنهاست. ترکیه عضو ناتو و متحد راهبردی آمریکاست، در حالی که پاکستان ارتباطی عمیق و استراتژیک با چین دارد و عربستان نیز بدون حمایت امنیتی آمریکا قادر به تضمین امنیت خود نیست. این وفاداریهای دوگانه میتواند در هنگام بروز اختلاف منافع میان قدرتهای بزرگ (مانند آمریکا و چین)، ائتلاف کواد را با بحران هویت و انشعاب مواجه سازد.
چالش سوم، رویکرد قدرتهای فرامنطقهای نظیر آمریکا، روسیه و چین به این ابتکار منطقهای است. هیچ یک از این قدرتها علاقهای به ظهور یک بلوک منطقهای مستقل و قدرتمند که منافع آنها را به چالش بکشد، ندارند. به احتمال قوی، این کشورها از طریق تقویت اختلافات میان اعضا، دادن امتیازات جداگانه یا ایجاد رقبای موازی، سعی در خنثیسازی اثرگذاری کواد خواهند داشت.
چالش چهارم، فقدان یک ساختار سازمانی منسجم، دبیرخانه دائمی و چارچوب حقوقی مشخص برای تصمیمگیری و حل اختلافات است. تا زمانی که این نهادینهسازی صورت نگیرد، همکاریها در سطح ائتلافهای موقتی و بر اساس منافع کوتاهمدت باقی خواهد ماند و نمیتواند به یک نظم نوین پایدار منطقهای تبدیل شود.
چشمانداز آینده
نگاه به آینده ائتلاف کواد غرب آسیا نشان میدهد که این گروه در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. محتملترین سناریو، تداوم همکاریها در سطح متوسط و با سرعت آهسته است. در این سناریو، اعضا تلاش خواهند کرد تا ابتدا در حوزههای کمتنشتر مانند همکاریهای اقتصادی، تبادل اطلاعات امنیتی و میانجیگری در بحرانهای کوچکمقیاس موفقیتهایی کسب کنند. این رویکرد گام به گام میتواند به تدریج اعتماد متقابل را افزایش داده و زمینهساز همکاری در حوزههای حساستر از جمله هماهنگی نظامی و دفاعی شود.
سناریوی خوشبینانه، تحول کواد به یک سازمان منطقهای نهادینه با منشور مشخص، دبیرخانه دائمی و حتی نیروی واکنش سریع مشترک است که میتواند بدون مداخله قدرتهای خارجی، امنیت و ثبات غرب آسیا را تأمین کند. چنین تحولی، اگرچه دشوار و زمانبر است، با توجه به وزن ژئوپلیتیکی چهار عضو و اراده موجود، دور از دسترس نیست. سناریوی بدبینانه اما، ناشی از تشدید رقابتهای داخلی، فشار قدرتهای بزرگ یا وقوع یک بحران جدید منطقهای است که انسجام ضعیف کواد را از هم میپاشد. در این حالت، ائتلاف به سطح گفتگوهای نمادین و بیانیههای مشترک فاقد اثر عملی کاهش مییابد.
به نظر میرسد واقعیت موجود، جایی بین سناریوی نخست و دوم قرار دارد. با توجه به روند رو به رشد همکاریهای اقتصادی و سیاسی در منطقه و کاهش تدریجی تنشهای تاریخی، کواد شانس قابل توجهی برای تبدیل شدن به یک بازیگر مؤثر منطقهای دارد، به شرط آنکه اعضا بتوانند بر بیاعتمادیهای تاریخی غلبه کرده و یک معماری نهادی کارآمد برای مدیریت اختلافات خود ایجاد کنند. در هر حال، ظهور کواد نشاندهنده یک تغییر پارادایم مهم در غرب آسیاست: گذار از سیاست تقابل و نیابتی به سوی سیاست گفتگو، همگرایی و توسعه منطقهای مبتنی بر منافع مشترک.
نتیجهگیری
ائتلاف نوظهور کواد شامل ترکیه، مصر، عربستان سعودی و پاکستان، بیتردید یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا طی یک دهه اخیر محسوب میشود. این گروه که در ابتدا با هدف مدیریت بحرانهای فوری امنیتی و کاهش تنش میان ایران و آمریکا شکل گرفت، به تدریج افقهای گستردهتری را پیش روی خود دیده است. تمرکز همزمان بر همکاریهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی، این ائتلاف را از بسیاری از ترتیبات منطقهای پیشین متمایز میسازد. نقاط قوت عظیم جمعیتی، اقتصادی، نظامی و سیاسی اعضا، پتانسیل بالایی برای تبدیل کواد به یک وزنه تعادل قدرتمند در منطقه ایجاد میکند.
با این حال، مسیر پیش رو هموار نیست. بیاعتمادی تاریخی میان برخی اعضا، وفاداریهای دوگانه آنها به قدرتهای بزرگ جهانی و فقدان یک ساختار نهادی منسجم، جدیترین موانع بر سر راه این ابتکار هستند. موفقیت یا شکست کواد تا حد زیادی به توانایی رهبران این چهار کشور در اولویت قرار دادن منافع مشترک منطقهای بر رقابتهای کهنه و مدیریت هوشمندانه فشارهای خارجی بستگی دارد. آنچه مسلم است، ظهور کواد نشان از بلوغ سیاسی در غرب آسیا و تمایل فزاینده کشورهای منطقه برای تعیین سرنوشت خود بدون مداخله بیگانگان دارد. حتی اگر این ائتلاف به تمام اهداف بلندپروازانه خود نرسد، همین که فضای گفتگو و همکاری را بر تقابل و دشمنتراشی ترجیح داده، خود گامی بزرگ در مسیر ثبات و توسعه منطقه به شمار میآید. باید منتظر ماند و دید که آیا اراده سیاسی موجود برای غلبه بر چالشها کافی است یا خیر؛ اما نشانههای اولیه حاکی از آن است که خاورمیانه در آستانه تجربه یک نظم نوین منطقهای قرار دارد که در آن، بازیگران بومی نقش اول را ایفا میکنند.
دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاستپژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق