دکتر مریم وریج کاظمی
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایلمقدمه
سیاستگذاران پاکستانی در پیشبینی بحرانهای ژئوپلیتیکی و تدوین استراتژیهایی برای تابآوری در برابر بحرانهای انرژی عملکردی ضعیف داشتهاند؛ این کاستی، موجب بروز نگرانیهایی جدی درباره امنیت انرژی این کشورشده است، زیرا پاکستان نزدیک به ۷۰ درصد از انرژی موردنیاز خود را از طریق واردات تأمین میکند. اقتصاد این کشور بهدلیل وابستگی شدید به خاورمیانه و منابع انرژی آن، در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی ( از جمله جنگ روسیه و اوکراین، بحران تنگه هرمز، و افزایش وابستگی به زیرساختهای احداث شده توسط کشورهای خارجی) بهشدت آسیبپذیر است. بهعبارتدیگر، امنیت انرژی پاکستان محصول تعامل سه مؤلفه است: شوکهای سیاسی فرامرزی، تلاطمهای بازار جهانی انرژی و رقابتهای قدرتهای جهانی که هریک بهنوبه خود، میتوانند ثبات این حوزه را در معرض مخاطره قرار دهند.
از یک سو، افزایش ناامنیهای سیاسی، بیثباتی در بازار جهانی انرژی و مناقشات منطقهای، ثبات انرژی پاکستان را تهدید میکنند؛ از سوی دیگر، فقدان زیرساختهای مناسب و تنوع اندک در سبد انرژی، آسیبپذیری این کشور را در قیاس با بسیاری از کشورهای همتراز بیشتر میکند. در فضای ژئوپلیتیکی جدید و با تغییر موازنه قدرت در منطقه، مفاهیمی همچون امنیت انرژی (شامل تنوعبخشی به منابع، اتکا به فناوری و تابآوری زیرساختی)، بههمراه دسترسی به منابع استراتژیک، به محور اصلی دستورکار سیاسی پاکستان تبدیل شدهاند. مسئولان پاکستانی میکوشند از این رهگذر، تاکتیکهایی برای پیشبرد اهداف و منافع ملی و همچنین سیاست خارجی خود طراحی کنند.
پیوند ژئوپلیتیک و انرژی
پاکستان موردی منحصربهفرد برای تحلیل پیوند میان ژئوپلیتیک و انرژی بهشمار میرود. نخست آنکه این کشور در تقاطع استراتژیک سه منطقه جنوب آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی قرار گرفته و بنابراین بهطور همزمان درگیر تنشهای ژئوپلیتیکی افغانستان، منازعه دیرینه با هند و ناامنیهای خلیج فارس است. دوم، ناامنی انرژی در پاکستان با بحرانهای حاد داخلی( نظیر چرخه بدهیها، معضلات حاکمیتی و زیرساختهای فرسوده ) گره خورده و این عوامل، اثر شوکهای خارجی را تشدید میکنند. سوم، حضور راهبردی پاکستان در “کریدور اقتصادی چین و پاکستان”، باعث وابستگی عمیق این کشور به چین ( هم از نظر زیرساختهای انرژی و هم از حیث امتیازات استراتژیک ) شده است؛ بهنحویکه این میزان از وابستگی، در بسیاری از کشورهای واردکننده انرژی مشاهده نمیشود.
تنشهای ژئوپلیتیکی حاکم بر منطقه جنوب آسیا، خود عاملی مضاعف در تضعیف جایگاه پاکستان در برابر اختلالات عرضه انرژی و نوسانات قیمت بهشمار میرود. این رویدادها ضرورت بررسی دقیقتر سازوکارهایی را آشکار میسازند که از طریق آنها، ژئوپلیتیک بر ارزان بودن، پایداری و ثبات درازمدت انرژی در پاکستان تأثیر میگذارد.
بنابراین، ژئوپلیتیک بهطور مستقیم با امنیت انرژی پاکستان گره خورده است. موقعیت استراتژیک این کشوردرتقاطع جنوب آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی، آن را در شبکهای پیچیده از کریدورهای انرژی رقیب، ائتلافهای منطقهای و فشارهای امنیتی جای داده است. علاوهبر آن، تحولات جهانی حوزه انرژی، این مسائل را پیچیدهتر کردهاند؛ زیرا کشورها همزمان با تلاش برای گذار به انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش ریسکهای اقلیمی، بهدنبال متنوعسازی منابع تأمین انرژی خود هستند. هرچند این تحولات( بهویژه از طریق پروژههایی نظیر کریدور اقتصادی چین و پاکستان) حاوی فرصتهایی برای پاکستان نیز میباشند، اما همزمان این کشور را در معرض گونهای دیگر از آسیبهای ژئوپلیتیکی، یعنی وابستگی به زنجیرههای تأمین مالی و فناوری و نیز اتکا به بازیگران خارجی، قرار میدهد.
ژئوپلیتیک و امنیت انرژی
فرآیندهای ژئوپلیتیکی از طرق گوناگون بر امنیت انرژی پاکستان تأثیر میگذارند. پژوهشهای جدید نشان میدهند که ژئوپلیتیک نقشی تعیینکننده در ساماندهی به جریان جهانی انرژی دارد؛ بهگونهای که رقابت میان قدرتهای بزرگ، پویاییهای گذار به نظام نوین انرژی و گسستهای پدیدآمده در زنجیرههای تأمین جهانی، همگی بر وزن و تأثیرگذاری ژئوپلیتیک در معادلات انرژی افزودهاند. در این میان، شکنندگی ساختاری تأمین انرژی ( بهویژه در کشورهای در حال توسعهای که شدیداٌ به واردات انرژی وابستهاند) بیش از پیش به متغییرهایی همچون نقاط استراتژیک ترانزیتی، رقابتهای ژئواستراتژیک، ائتلافهای منطقهای و شوکهای سیاسی مشروط شده است.
تحقیقات اخیر حاکی از آن است که که اشکال تازهای از شکنندگی ژئوپلیتیکی نیز در نتیجه گذار به نظامهای نوین انرژی پدیدار شدهاند. از جمله این شکنندگیها برای اقتصادهای در حال توسعه، میتوان به وابستگی حیاتی به مواد معدنی کلیدی( نظیر لیتیوم و کبالت)، انحصار زنجیرههای تأمین فناوریهای مورد نیاز برای تولید انرژیهای تجدیدپذیر (که در انحصار شمار محدودی از کشورها هستند)، و وابستگی به بازارهای جهانی گاز طبیعی اشاره کرد. در کنار این مسائل، بیثباتیهای سیاسی در مناطق نفتخیز خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپای شرقی نیز باعث ایجاد شوکهای عرضهای میگردند که درنهایت به مجموعه جهانی انرژی سرایت مییابند.
بر این اساس، میتوان ابعاد گوناگون شکنندگی ساختار انرژی در پاکستان (شامل امنیت عرضه، ترانزیت، زیرساختها و قابلیتهای اقتصادی) را در قالب مجموعهای از متغیرهای مخاطرهآمیز ژئوپلیتیکی مورد بررسی قرار داد؛ زیرا چارچوبهای ژئوپلیتیکیِ زنجیرههای تأمین انرژی، تأمین مالی، همکاریهای فناورانه و اهرمهای سیاسی، همگی میبایست برای تعیین میزان شکنندگی ساختار انرژی پاکستان مورد توجه قرار گیرند. برای نمونه، تغییر مسیر محمولههای گاز جهانی در اروپا بهدنبال جنگ اوکراین، موجب افزایش قیمت واردات گاز برای پاکستان شد. این مثال بهخوبی نشان میدهد که چگونه رویدادهای ژئوپلیتیکی در مناطق دیگر ، میتوانند توانایی این کشور را برای تأمین انرژی بهطور مستقیم تهدید کنند.
بهطور مشابه، تشدید تنشها در خاورمیانه( که تأمینکننده اصلی نفت خام پاکستان است) معمولاً زنجیرههای تأمین را مختل کرده و هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش میدهد. همچنین، همکاریهای راهبردی پاکستان با چین در چارچوب “کریدور اقتصادی چین و پاکستان”، گرچه زمینهساز توسعه زیرساختهای انرژی این کشور میگردد، اما درعینحال ممکن است به انباشت بدهیهای خارجی و تشدید وابستگی فناورانه منجر شود. در مجموع میتوان گفت که شکنندگی ساختار تأمین انرژی پاکستان اساساً ماهیتی ژئوپلیتیکی دارد و فقدان چارچوبهای یکپارچه ، توانایی سیاستگذاران را برای ارائه پاسخهای مؤثر، با موانع جدی روبهرو میسازد.
آسیبپذیری ژئوپلیتیکی در حوزه امنیت انرژی
تجربه پاکستان نشان میدهد که موضوع امنیت انرژی در این کشور، بهشدت مرتبط با تحولات ژئوپلیتیکی است. چارچوب تحلیلی موجود نشان میدهد که شکنندگی مقوله امنیت انرژی در این کشور، ریشه در ترکیبی از وابستگی پاکستان به واردات انرژی، نارساییهای زیرساختیِ مزمن و موقعیت شکننده آن در ژئوپلیتیک مناقشهبرانگیز منطقهای دارد. یافتههای پژوهشی حاکی از آن است که عدم تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی، وابستگی شدید به بازارهای بینالمللی پرنوسان و ترانزیت محمولههای انرژی از مسیرهای ناامن، همگی در زمره عواملی هستند که باعث آسیبپذیری امنیت انرژی پاکستان گشتهاند.
ازسوی دیگر، کاستیهای ساختاری داخلی نظیر نبود زیرساختهای لازم برای ایجاد ذخائر راهبردی انرژی، فرسودگی زیرساختهای انرژی، ناکارآمدی نظام تأمین و توزیع برق و وابستگی به فناوری و سرمایهگذاری خارجی، همگی موجب شکنندگی هرچه بیشتر ساختار امنیت انرژی پاکستان شدهاند. از اینرو، ترکیب کاستیهای داخلی با مناقشات ژئوپلیتیکی، موجب شده که حتی کماهمیتترین تنشهای برونمرزی نیز منجر به ناپایداری ساختار تأمین انرژی در سراسر کشور گردد. درواقع، ناامنی انرژی در پاکستان نهتنها ریشههای ژئوپلیتیکی دارد، بلکه در نتیجه تصمیمات سیاستی نادرست، فقدان چارچوبهای نظارتی جامع و مسائل حاکمیتی رخ داده است.
اکنون پاکستان در یک نقطه عطف راهبردی قرار گرفته است: تشدید بحرانهای ژئوپلیتیکی، رقابت فزاینده بر سر منابع و دگرگونی شتابان بازار جهانی انرژی، همگی فضایی پرالتهاب را رقم زدهاند. در این شرایط، بدون اتخاذ تصمیمات آگاهانه برای تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی، افزایش همکاریهای منطقهای در این حوزه ، ارتقای زیرساختهای داخلی و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد تأمین انرژی، پاکستان همچنان در برابر شوکهای سیاسی-اقتصادی خارجی بهشدت آسیبپذیر خواهد ماند (۱).
رویکرد قدرتهای جهانی
از سال ۱۹۹۱، پاکستان بهتدریج اقدام به آزادسازی اقتصاد خود نموده است. دولتهای مختلف برنامه اصلاحات گستردهای را اجرا کردهاند که منجر به تغییرات ساختاری در اقتصاد این کشور شده است. دولت کنونی نیز با خصوصیسازی و مقرراتزدایی در بخش انرژی، این برنامه را یک گام فراتر برده است. بااینحال، رشد اقتصادی پایدار و متعاقب آن، توسعه اجتماعی، متضمن عرضه کافی و مقرونبهصرفه انرژی است (۲). ازاینرو، پاکستان بهعنوان کشوری که بهشدت به واردات انرژی متکی است، با الزام جلب کمکهای فناورانه و اقتصادی از قدرتهای بزرگ جهانی برای تأمین نیازهای داخلی خود روبهروست.
پاکستان در چارچوب روابط راهبردی خود با واشنگتن و پکن و در راستای تأمین منافع ملی خویش، عملاٌ خود را به هر دو کشور وابسته نموده است. ایالات متحده نهتنها از فناوریهای پیشرفتهای برخوردار است که میتواند نیازهای انرژی پاکستان را تأمین کند ، بلکه موقعیت راهبردی ویژهای نیز برای تأثیرگذاری بر چشمانداز منطقهای انرژی، دارد. در همین حال، چین نیز بهعنوان بازیگری تأثیرگذار در صحنه ظاهر شده و همکاریهای گسترده با پاکستان در حوزه انرژی را در دستورکار خود قرار داده است. این حضور همزمان دو قدرت برتر جهانی، فضای ژئوپلیتیکیِ پیچیدهای را بهوجود آورده که پاکستان را ناگزیر به اتخاذ رویکردی متعادل و محتاطانه ساخته است تا ضمن حفظ روابط سازنده با هر دو طرف، از برهمخوردن روابط خود با هریک از آنها جلوگیری شود.
استدلال اصلی کارشناسان آن است که رویکرد ایالات متحده برای تسهیل انتقال انرژی سبز به پاکستان، عمدتاً ناشی از منافع امنیتی راهبردی این کشور در منطقه جنوب آسیا و نه صرفاً دغدغههای توسعهای یا زیستمحیطی است. این تحلیل در نهایت ما را به این نتیجه رهنمون میسازد که در مواجهه با تشدید رقابت از سوی چین، ایالات متحده باید همکاریهای خود را با پاکستان در حوزه انرژی تسریع و تحکیم بخشد تا جایگاه خود را بهعنوان شریکی تأثیرگذار حفظ نماید. در مقابل، شواهد حاکی از آن است که پاکستان با اتخاذ رویکردی متنوع و عملگرایانه و بهرهگیری از مشارکت با شرکای متعدد در حوزه انرژی، میتواند دستاوردهای فناورانه، اقتصادی و سیاسی خود را به حداکثربرساند و همزمان از افتادن در دام رقابت قدرتهای بزرگ، ممانعت بهعمل آورد (۳).
استراتژی تابآوری
پاکستان برای رهایی از ناپایداریهای امنیت انرژی، تنوعبخشی به سبد انرژی و کاهش وابستگی به کمکهای خارجی، اقداماتی متعددی را در دستور کار خود قرار داده است. در چند سال اخیر، شاهد افزایش قابل توجه استفاده از انرژی خورشیدی در این کشور بودهایم. استفاده گسترده از پنلهای خورشیدی، باعث تغییر در الگوی مصرف انرژی شده است. این تغییر نه ناشی از ابتکارات دولتی، بلکه در نتیجه عوامل و انگیزههای اقتصادی، افزایش هزینههای انرژی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته بوده است؛ نتیجه نهایی آن، خودکفایی بیشتر در بخش انرژی و جایگزینی منابع وارداتی با انرژیهای تجدیدپذیر و بومی بوده است.
هرچند پسلرزههای شوک بینالمللی انرژی (در نتیجه جنگ ایران و آمریکا)، هنوز در اقتصاد پاکستان قابل مشاهده است (برای نمونه، قیمت تمام شده گازوئیل و بنزین حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است (۴))، بااینحال، گسترش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، منجر به کاهش محسوس تأثیرات جنگ در حوزه انرژی شده است. بهعلاوه، این امر منجر به کاهش وابستگی به منابع وارداتی و متعاقباٌ کاهش فشارهای اقتصادی بر دولت پاکستان نیز شده است.
بنابراین، آنچه شاهد آن هستیم، نه روایتِ صرف تأمین امنیت انرژی، بلکه روایت شکلگیری گونهای ازتابآوری انرژی است. نکته مهمتر آنکه دربازیهای ژئوپلیتیکی نوین، گذارهای انرژی صرفاً بهواسطه نگرانیهای اقلیمی هدایت صورت نمیگیرند، بلکه عواملی همچون تثبیت و آزادسازی اقتصادی نیز نقش مهمی در شکلگیری و هدایت آنها دارند. ازاینرو، برای کشوری همچون پاکستان، حرکت بهسمت گسترش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر نوعی بازتنظیم استراتژیک محسوب میشود. بهعبارت دیگر، افزایش تولید انرژی خورشیدی در داخل کشور، به مثابه یک مانع در برابر شوکهای خارجی عمل مینماید.
جنگ ایران و آمریکا بهخوبی شکنندگی ساختار تأمین انرژی برخی کشورها در برابر تنشهای خارجی را نشان داد. مسیر تجربهشده توسط پاکستان، هرچند در مراحل اولیه خود قرار دارد، اما ممکن است سرآغاز شکلگیری الگوهای جایگزین باشد: الگوهایی که در آن تمرکززدایی و انرژیهای تجدیدپذیر، کلید مدیریت بیثباتی جهانی در این حوزه بهشمار میروند. اگر این مسیر تداوم یابد، قابلیت تطابق با پیامدهایی فراتر از جنگ و بحران را دارد؛ پاکستان از معدود کشورهایی است که در آن یک کشور با تولید ناخالص ملی نسبتاٌ پایین، نهتنها از انرژیهای تجدیدپذیر برای پایداری و تابآوری در برابر شوکهای خارجی، بلکه برای ارتقای امنیت ژئوپلیتیکی خود بهره میگیرد (۵). بههرحال، در جهانی که بهطور فزایندهای درگیر جنگ و بحران است و امنیت جریان انرژی نقشی تعیینکننده برای اقتصاد کشورهای مختلف دارد، چنین کاری، یک اقدام راهبردی برای امنیت و ثبات داخلی کشور تلقی میشود.
چشمانداز آینده و نتیجهگیری
با توجه به اینکه بیش از ۷۰ درصد از انرژی موردنیاز پاکستان از طریق سوختهای فسیلی وارداتی( عمدتاً نفت و گاز طبیعی)تأمین میشود و این منابع در بیست سال گذشته، بخش مهمی از ساختار انرژی این کشور را تشکیل دادهاند ، بروز بحرانهای مختلف منطقهای و جهانی تأثیری عمیق بر امنیت انرژی این کشور داشته اند. این بحرانها پاکستان را درگیر شوکهای متعددی کردهاند که بر قیمت، جریان تأمین انرژی و درنهایت، ثبات سیاسی-اجتماعی این کشور تأثیرات مهمی برجای گذاشتهاند.
بنا به دلایلی همچون وابستگی زیاد به واردات، نوسانات قیمت و فقدان همکاریهای منطقهای، این تنشها هزینههای سنگینی را بر اقتصاد پاکستان تحمیل کردهاند. بهموازات این امر، رقابت قدرتهای بزرگ در جنوب آسیا نیز تشدید شده است: از یک سو، چین با پروژه کمربند و جاده، در حال گسترش نفوذ خود دراین منطقه است و از سوی دیگر، هند و ایالات متحده نیز در راستای مقابله با نفوذ روزافزون چین، یک اتحاد راهبردی را شکل دادهاند.
در این راستا، دولتهای مختلف در پاکستان کاهش وابستگی به واردات سوخت، تأمین امنیت انرژی و رهایی از هزینههای فزاینده برق را در اولویت کاری خود قرار دادهاند. هرچند تاکنون نتیجه مطلوبی حاصل نشده و بیثباتیهای بازار انرژی، موجب تضعیف اقتصاد این کشور شدهاند، اما مقامات بلندپایه این کشور تلاش کردهاند با ایجاد بسترمناسب برای استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، هیدروژن سبز و غیره) و نیز سرمایهگذاری و انعقاد قراردادهای بلندمدت انرژی با بازیگران مطرح این حوزه، گامهایی اساسی در راستای انعطافپذیری و تنوعبخشی به منابع انرژی موردنیاز خود بردارند. بهطور کلی، جایگزینی منابع انرژی مستلزم یک تفکر استراتژیک است که پاکستان آن را در ترویج استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر میبیند. شایان ذکر است که این امر، مدرنسازی زیرساختهای انرژی و اتخاذ رویکردی منسجم در ارتباط با این حوزه را نیز ضروری میسازد.
بااینحال، بهنظر میرسد بهدلیل تنشهای ژئوپلیتیکی و رقابتهای ژئواکونومیک قدرتهای جهانی از جمله ایالات متحده و چین، پاکستان را ملزم به انعقاد توافقنامههای بلندمدت با کشورهای حوزه خلیج فارس در زمینه امنیت انرژی نماید و همزمان، با ایجاد تعادل میان استراتژیهای ژئوپلیتیکی خود، سرمایهگذاریها ی لازم را در جهت کاهش شکنندگی محیط امنیت انرژی خود انجام دهد. همچنین پس از کاهش نسبی تنشها در منطقه، احیای مذاکرات تکمیل خط لوله گاز ایران و پاکستان، در کانون توجه مسئولان دو کشور قرار گرفته است؛ البته تحقق این امر منوط به آن است که موانع ژئوپلیتیکی مرتفع گردند و هر دو کشور بتوانند گفتوگوهای خود را تا حصول توافق، ادامه دهند. درصورت تکمیل و بهرهبرداری، این پروژه میتواند باعث کاهش قابل توجه واردات پاکستان در بخش انرژی گردد، تولید برق در این کشور را افزایش دهد و امنیت انرژی اسلامآباد را در بلندمدت تضمین نماید.
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق