از دهلی تا دکن: روایتِ تولد و بلوغ ادبیات اردو

از دهلی تا دکن: روایتِ تولد و بلوغ ادبیات اردو

ادبیات اردو یکی از مهم‌ترین سنت‌های ادبی جنوب آسیا است که در بستری چندفرهنگی و چندزبانه شکل گرفته و برای مخاطب ایرانی، که تاریخی مشترک با شبه‌قاره دارد، دارای اهمیت ویژه است. اگرچه حضور طولانی‌مدت فارسی در هند پیوندهای عمیقی میان فرهنگ ایرانی و ادبیات اردو ایجاد کرده است، اما در فضای ادبی ایران هنوز شناخت کافی از این زبان وجود ندارد. بسیاری از فارسی‌زبانان اردو را زبانی دور و محدود به پاکستان می‌دانند، درحالی‌که اردو پنجره‌ای ارزشمند برای درک فرهنگ و تاریخ جنوب آسیا است.

نفوذ بنیادین زبان و ادب فارسی در پیدایش اردو

پیدایش اردو بدون توجه به سلطه صدها ساله فارسی در هند فهم‌پذیر نیست. از دوره غزنویان تا پایان دولت مغول، فارسی زبان رسمی و اداری شبه‌قاره بود و شاعران و دبیران ایرانی در سراسر هند فعالیت داشتند. این حضور مداوم موجب شد واژگان، مفاهیم عرفانی، صنایع بلاغی و قالب‌های شعری فارسی در بنیان اردو نقش ببندد. نخستین شاعران اردو، از میر و غالب تا دیگران، همچنان در افق فکری شعر فارسی حرکت می‌کردند و غزل و مثنوی را به همان سبک ادامه می‌دادند. از این‌رو خواننده ایرانی هنگام مطالعه غزل میرتقی میر یا غالب، با زبانی بیگانه روبه‌رو نیست؛ بلکه با صورتی تازه از زیبایی‌شناسی فارسی مواجه می‌شود.

بااین‌حال اردو تنها بازتاب فارسی نیست. این زبان در دل شهرهای چندزبانه‌ای چون دهلی و لکنو رشد کرد؛ شهرهایی که در آن‌ها فارسی، عربی، ترکی، هندی و زبان‌های محلی مانند پنجابی و گجراتی هم‌زمان جریان داشتند. نتیجه، پیدایش زبانی چندریشه‌ای شد که توانست واقعیت اجتماعی جنوب آسیا را بازنمایی کند؛ سرزمینی که از دیرباز بر تنوع قومی و دینی استوار بوده است. ادبیات اردو بازتاب‌دهنده هم‌زمان تجربه مسلمانان، هندوها، سیک‌ها و اقوام متعدد دیگر در کشمیر، پنجاب، بنگال و دکن است.

منشأ زبان اردو در دکن

در نظریه‌ای مهم، ریشه اردو به سرزمین دکن نسبت داده می‌شود. دکن از روزگار باستان مرکز تجارت و محل آمدوشد کاروان‌ها و مهاجمان خارجی بود. حضور اعراب به‌عنوان بازرگان در دکن، ورود واژگان عربی به زبان‌های محلی را تسهیل کرد. با حمله علاءالدین خلجی (715 ق./ 1316 م.) به دکن، فارسی نیز به این منطقه رسید، هرچند این نفوذ در ابتدا پایدار نبود.

تحول اصلی زمانی رخ داد که محمدشاه تغلق (751 ق./ 1351 م.) در قرن چهاردهم میلادی پایتخت خود را از دهلی به دولت‌آباد منتقل کرد. با مهاجرت گسترده مردم، صوفیان، صنعتگران و دبیران از دهلی به دکن، زبان و فرهنگ دهلوی نیز به آنجا راه یافت. در ترکیب زبان‌های محلی دکن با عربی، فارسی و دهلوی بذرهای زبانی پدید آمد که بعدها به «اردوی دکنی» شهرت یافت.

اردو در دوره بهمنی

پس از دوران پرتلاطم تغلقیان، در سال ۱۳۴۷ میلادی حکومت بهمنی (حک: 932 ـ 748 ق./ 1526 ـ 1347 م.) به‌دست علاءالدین حسن گنگو بهمنی (759 ق./ 1358 م.) تأسیس شد. حسن خود را از نسل بهمن (اردشیر) فرزند اسفندیار از شاهان اساطیری ایران می‌دانست، به ‌همین دلیل لقب بهمن را برای خود انتخاب کرد. وی بسیاری از ادیبان، دانشمندان و شاعران ایرانی را به دربار خود دعوت کرد و زمینه نفوذ بیشتر فارسی را فراهم نمود. او برخلاف بسیاری از شاهان، سیاستی روشنفکرانه داشت: برهمن‌ها را به مناصب حکومتی رساند، زبان دکنی را در امور اداری رواج داد و از دانشمندان حمایت کرد. در این دوره، تأثیر فرهنگ فارسی و عربی همچنان محسوس بود اما زبان محلی و بومی هر روز برجسته‌تر شد. همچنین برای کارهای اداری فقط از زبان بومی استفاده می‌شد. بدین‌ترتیب، اردو خیلی زود در آنجا رونق یافت. صوفیان که پیام اسلام را با زبان مردم بیان می‌کردند، نقشی بزرگ در گسترش اردو داشتند. به ‌همین دلیل است که بسیاری از آثار ادبی که در دکن به زبان اردوی قدیم پدید آمده‌اند، ماهیت مذهبی دارند. شیخ عین‌الدین جنیدی‌گنج‌العلوم (794 ق./ 1392 م.) که در دوران تغلق به دکن آمد، چند کتاب کوتاه به زبان دکنی نوشت. این رساله‌های اولیه، گنجینه‌های ارزشمند زبان دکن یا اردوی قدیم محسوب می‌شوند.

پس از حمله تیمور به ایران و شمال هند در (781 ق./ 1379 م.) بسیاری از علما و شاعران ایرانی و عراقی به جنوب هند مهاجرت کردند و اسباب ترویج تشیع در این منطقه بیش از پیش فراهم شد. محمدشاه دوم (حک: 777 ـ 799 ق. / 1396 ـ 1375م.) با مشاوره وزیر دانشمندش، فضل‌الله اِنجوی‌شیرازی، مدارس زیادی تأسیس کرد و حتی از حافظ شیرازی برای پیوستن به دربار دعوت نمود که حافظ بنا بر دلایلی نپذیرفت. در دوره محمدشاه سوم (حک: 867 ـ887 ق./ 1482 ـ 1462 م.) محمود گاوان گیلانی به وزارت رسید. وی یکی از شخصیت‌های سیاسی ـ علمی ایرانی و شیعه تأثیرگذار در دکن بود. اواخر حکومت بهمنیان نیز هم‌زمان با تأسیس حکومت صفویان (1148 ـ 906 ق./ 1736 ـ 1501 م.) در ایران بود؛ ازاین‌رو شعرا و فضلایی که از ایران به هند می‌رفتند، اغلب شیعه بودند. بدین‌ترتیب تشیع در جنوب هند نفوذ کرد و بعدها باعث تأسیس حکومت‌های شیعی در این منطقه شد.

از‌جمله چهره‌های اثرگذار این دوره خواجه بنده‌نواز گیسودراز (824 ق./ 1422 م.) بود. وی پس از حمله تیمور به دهلی، آنجا را ترک کرد، ساکن گلبرگه شد و به موعظه و تبلیغ پرداخت. برای این کار، زبان محاوره رایج یعنی اردو را انتخاب کرد. رساله‌های معراج العاشقین، هدایت نامه، تفسیرالوجود را به زبان دکنی نوشت و نخستین آثار نثر اردو را برجای گذاشت. همچنین شاه میرانجی شمس‌‌العشاق (902 ق./1497 م.) دو مثنویِ خوش‌نامه و خوش‌نغز و منظومه بلند شهادت‌التحقیق را نوشت و فخرالدین نظامی نیز مثنوی حماسی «کدم راو پدم راو» را سرود که قدیمی‌ترین مثنوی ادبیات اردو نامیده می‌شود. این کتاب منظوم حدود سال‌های 823 تا 826 ق./ 1421 م. تا 1424 م. نوشته شده است. اشرف بیابانی (934 ق./ 1528 م.) با آثاری چون لازم‌المبتدی، واحد باری و نوسرهار، سهم مهمی در تثبیت نثر و شعر اردو داشت. نوسرهار (حلقه نُه سر) روایت منظوم واقعه کربلا، مشهورترین اثر اوست که در سال 908 ق./ 1503 م. به زبانی ساده و روان نگاشته شد.

فروپاشی بهمنی‌ها: پنج ایالت و شکوفایی ادبی

با سقوط حکومت بهمنی، دکن به پنج ایالت بیجاپور، گلکنده، احمدنگر، گجرات و بیدر تقسیم شد. دو ایالت بیجاپور (عادل‌شاهی) و گلکنده (قطب‌شاهی) نقش برجسته‌ای در تکامل ادبیات اردو داشتند.

توسعه ادبیات اردو در بیجاپور (عادل شاهیان)

عادل شاهیان (حک: 1097 ـ 895 ق./ 1685 ـ 1489 م.) توسط یوسف عادل‌شاه بنیان گذاشته شد و حدود دو قرن ادامه یافت. یوسف عادل‌شاه، تشیع را مذهب رسمی قلمرو خود اعلام کرد. پادشاهان عادل‌شاهی خود اهل ادب بودند؛ یوسف و ابراهیم عادل‌شاه هر دو شاعر بودند. حمایت سیاسی آنان زبان دکنی ـ اردو را به مرحله‌ای تازه رساند.

یکی از چهره‌های مهم این دوره شاه برهان‌الدین جانم (989 ق./ 1582 م.) است که آثارش مانند وصیت‌الهادی و رموزالواصلین به زبان ساده و صوفیانه نوشته شده‌اند و نمونه کهنی از اردوی قدیم به‌شمار می‌آید.

محمدنصرت نصرتی (1084 ق./ ۱۶۷۴ م.) نیز از شاعران برجسته این دوران است. آثار منظوم او چون گلشن عشق، علی‌نامه و تاریخ اسکندری جایگاهی برجسته در میراث ادبی دکن دارد و نشان‌دهنده رشد قالب‌های غزل، قصیده و مثنوی در زبان اردو هستند.

بالندگی اردو در گلکنده (قطب شاهیان)

تحول واقعی زبان ادبی اردو در دکن در حکومت قطب‌شاهیان (1098 ـ 918 ق./ 1686 ـ 1512 م.) رخ داد؛ سلسله‌ای از ترکان شیعه که توسط سلطان قلی قطب‌شاه بنیان‌گذاری شد. او پس از اعلام استقلال، به پیروی از شاه اسماعیل اول (حک: 930 ـ 907 ق./ 1524 ـ 1501 م.) تشیع را مذهب رسمی قلمرو خود اعلام کرد. در بین پادشاهان این سلسله، سلطان محمدقلی قطب‌شاه (حک: 1019 ـ 987 ق./ 1611 ـ 1580 م.) محبوب‌ترین شاعر و پادشاه بود. دیوان او که آمیزه‌ای زیبا از واژگان هندی و عناصر فارسی است، یکی از پایه‌های اصلی شعر اردو به‌شمار می‌رود و به‌عنوان اولین دیوان شعر اردو شناخته می‌شود. در 989 ق./ 1581 م. میرمحمد مؤمن‌استرآبادی (1034 ق./ 1624 م.)، آموزگار فرزندان شاه صفوی، وارد گلکنده شد و محمدقلی قطب‌شاه به او مقام پیشوایی داد. تأسیس حیدرآباد و برگزاری آیین‌های مذهبی شیعی، به‌ویژه عاشورا، در دوره میرمحمد اتفاق افتاد.

از دیگر چهره‌های بزرگ این دوره ملا اسدالله وجهی (1069 ق./ 1659 م.) است. او ملک‌الشعرای دربار بود و با نگارش سب‌رس (1044 ق./ 1635 م.؛ سراپا شهد)، نخستین نثر شناخته‌شده اردو، و مثنوی قطب‌مشتری جایگاهی ممتاز یافت. زبان او آمیزه‌ای از فارسی و دکنی است و از لحاظ ادبی و تاریخی اهمیت فراوان دارد.

غواصی از دیگر چهره‌های مهم این عصر است که مثنوی‌های سیف‌الملوک، بدیع‌الجمال و طوطی‌نامه را پدید آورد و روایت‌های فارسی را برای مخاطب دکنی بازآفرینی کرد. ابن‌نشاطی (1019 ق./ 1611 م.) نیز با مثنوی پهول بن (جنگل گل؛ الهام‌گرفته از بساتین فارسی)، به ادبیات مذهبی و عاشقانه اردو جان تازه‌ای بخشید. پس از محمدقلی، پادشاهانی چون محمد قطب‌شاه و عبدالله قطب‌شاه نیز راه حمایت از اهل قلم را ادامه دادند و خود در فارسی و اردو شعر سرودند. رونق هنر و دانش در دوره طولانی حکومت عبدالله قطب‌شاه به اوج رسید.

ولی دکنی: نقطه عطف و گذار به اردوی نو

مهم‌ترین تحول در شعر اردو با ولی‌محمد ولی معروف به ولی‌دکنی (متوفی 1132 تا 1137 ق./ 1720 تا 1725) رخ داد؛ شاعری که او را «بابا آدم شاعری اردو» می‌نامند. توصیه‌های سعدالله گلشن (متوفی 1139 ق./ 1727 م.) به او، مبنی‌بر کاهش واژگان دکنی و بهره‌گیری آگاهانه از زبان و مضامین فارسی، نقطه عطفی در تاریخ شعر اردو شد. او زبان دکنی را از واژگان دشوار پاک و آن را به زبانی ساده‌تر و نزدیک به گویش شمال هند تبدیل کرد. سفر او به دهلی و آشنایی با اهل ادب شمال، سبب شد زبان رایج دهلی و لکنو و نیز فارسی، به شعر دکنی راه یابد که آن را «ریخته» می‌گفتند. دیوان او در دهلی شو بزرگی برانگیخت و اساس شکل‌گیری شعر اردو در شمال شد. ولی غزل را محور اصلی کار خود قرار داد و شعر اردو را از سطحی‌نگری پیشین رهانید. وی زبانی ساده، نافذ، تصویری و موزون آفرید که به الگوی نسل‌های بعدی تبدیل شد.

اردو در سایر ایالت‌های دکن

اگرچه احمدنگر و بیدر قدرت سیاسی و اقتصادی کمتری داشتند، اما چند شاعر مهم در این مناطق ظهور کردند. حسن شوقی (متولد 947. ق/ 1541 م.) با غزل‌ها و مثنوی‌های خود نماینده گرایش به زبان معیار و تأثیرپذیری از شعر فارسی در احمدنگر بود. از وی چند غزل و دو مثنوی ظفرنامه نظام‌شاه و میزبانی‌نامه بر جای مانده است که رنگ و بویی فارسی دارد.

بدین‌ترتیب، زبان و ادبیات اردو پس از طی فراز و نشیب‌های زیاد، تبدیل به زبانی مستقل شد. ادبیات اردو حاصل همزیستی چندین فرهنگ، زبان و سنت است؛ از حضور صدها ساله فارسی تا نقش زبان‌های محلی، از حمایت سیاسی حکومت‌های دکن تا تلاش شاعران و صوفیان. همه این عوامل سبب شد اردو به زبانی مستقل با هویتی چندلایه تبدیل شود.

برای مخاطب ایرانی، اردو نه‌تنها یادآور گذشته فرهنگی مشترک، بلکه کلید فهم تمدنی گسترده‌تر در جنوب آسیا است. درک تاریخ رشد اردو، از دهلی تا دکن، از تصوف تا دربار، از مثنوی‌های عارفانه تا غزل‌های عاشقانه، به ما کمک می‌کند جایگاه این زبان را بهتر بفهمیم؛ زبانی که امروزه حامل تجربه چند قرن تعامل فرهنگی و ادبی میان ایران و شبه‌قاره است و ظرفیت‌های فراوانی برای پژوهش، ترجمه و مخاطب ایرانی دارد.

نویسنده این مقاله

سمیرا گیلانی

سمیرا گیلانی

کارشناس ارشد زبان و ادبیات اردو؛ پژوهشگر پژوهشگاه اسرا و عضو هیئت ترجمه مجله «چوک». همکار دانشنامه جهان اسلام و دایرةالمعارف نهج‌البلاغه، نویسنده مقالات علمی‌پژوهشی در ایران و شبه‌قاره، و مترجم آثاری از انتظار حسین، اشرف‌علی تانوی و اشفاق احمد

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.