بررسی و تحلیلی بر ژئوپلیتیک انرژی هستهای پاکستان
مقدمه ژئوپلیتیک انرژی هستهای پاکستان، آمیختهای از الزامات بازدارندگی نظامی، تأمین امنیت انرژی و چالشهای بینالمللی است. این کشور با تکیه بر ابعاد ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک، انرژی هستهای را هم بهعنوان ابزاری…
تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
مقدمه
ژئوپلیتیک انرژی هستهای پاکستان، آمیختهای از الزامات بازدارندگی نظامی، تأمین امنیت انرژی و چالشهای بینالمللی است. این کشور با تکیه بر ابعاد ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک، انرژی هستهای را هم بهعنوان ابزاری برای ایجاد توازن در برابر برتری متعارف هند و هم راهحلی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و گذار به انرژی پاک در پیش گرفته است. با وجود موانع ژئوپلیتیکی و محدودیتهای اقتصادی، اسلامآباد توسعه انرژی هستهای را بهعنوان یک دارایی استراتژیک در اولویت قرار داده و در اینرابطه رویکردی جامع را دنبال میکند که شامل بازدارندگی، تابآوری و تنوعبخشی است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–توصیفی، ابعاد نهادی، فنی، اقتصادی و امنیتی برنامه هستهای پاکستان را بررسی کرده و بر پیوند میان تحولات انرژی در منطقه و دغدغههای امنیتی ناشی از آن متمرکز است.
چارچوب نهادی و رژیم امنیت هستهای
اولین راکتور تحقیقاتی اتمی پاکستان (پار-۱) در سال ۱۹۶۵ میلادی به بهرهبرداری رسید. این کشور بهدلیل اقدامات امنیت هستهای خود که مطابق با هنجارها و استانداردهای بینالمللی است، همواره مورد تحسین جامعه جهانی قرار گرفته است. “رافائل گروسی”، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در سفر خود به پاکستان در سال ۲۰۲۳ میلادی، سابقه پاکستان در حوزه ایمنی هستهای را مثبت ارزیابی کرد و آن را همسو با معیارهای بینالمللی دانست. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، رژیم امنیت هستهای را بهعنوان چارچوبی جامع متشکل از قوانین، نظامهای نظارتی و رویههای اداری تعریف میکند که هدف آن، تأمین امنیت مواد هستهای، مواد رادیواکتیو، تأسیسات هستهای و فعالیتهای مرتبط است.
پاکستان در سال ۱۹۶۵ میلادی، نهاد متولی انرژی هستهای خود(کمیسیون انرژی اتمی پاکستان) را تأسیس کرد. مطابق قانون، این کمیسیون از طریق دولت فدرال، فعالیت تمام تأسیسات هستهای کشور را کنترل میکند. همچنین در سال ۱۹۸۴ میلادی، فرمان ایمنی هستهای و حفاظت از تشعشعات در پاکستان منتشر شد که حفاظت فیزیکی از مواد هستهای را در طول استفاده، ذخیرهسازی و حملونقل را تضمین میکند و مجوز دفع زبالههای رادیواکتیو را فراهم میسازد.
افزون بر آن، پاکستان سازمان نظارتی مستقلی به نام «سازمان تنظیم مقررات هستهای پاکستان» را ایجاد کرده است که مسئول تضمین استفاده ایمن و مطمئن از فناوری هستهای است. وظایف این سازمان شامل نظارت مستمر، صدور مجوز، بازرسی و اجرای استانداردهای ملی و بینالمللی میباشد. این سازمان در هماهنگی کامل با «بخش برنامههای استراتژیک» و کمیسیون انرژی اتمی پاکستان است، اما به هیچ وجه تحت نظر آنها نیست. علاوهبرآن، بر اساس “قانون ملی کنترل صادرات (۲۰۰۴ میلادی)” و مقررات مرتبط با آن، پاکستان نظام کنترل صادرات را نیز تشکیل داده است. این ابزارهای قانونی، مبنایی برای کنترل صادرات، صادرات مجدد، ترانزیت و انتقال کالاها، فناوریها و مواد استراتژیک را فراهم میکنند. صادرکنندگان موظفاند پیش از صادرات اقلام کنترلشده، از «بخش کنترل صادرات استراتژیک» وزارت امور خارجه مجوز دریافت کنند. فرآیند صدور مجوز شامل ارزیابی کاربرد اصلی، کاربر نهایی و مقصد است تا اطمینان حاصل گردد که کالاهای صادرشده، در تولید تسلیحات هستهای بهکار نمیروند.
مقایسه پاکستان با رقیب منطقهای خود یعنی هند، نشان میدهد که با وجود تعداد راکتورهای کمتر و ظرفیت تولید پایینتر، پاکستان در شاخصهای ایمنی و سابقه امنیتی عملکرد بهتری داشته است. نکته قابل توجه اینستکه هند با ۲۲ راکتور فعال و ظرفیت تولید ۷۴۸۰ مگاوات، تنها 3 درصد از برق مورد نیاز خود را از انرژی هستهای تأمین میکند، در حالی که پاکستان با ۶ راکتور و ظرفیت ۳۵۳۰ مگاوات، 17 درصد از برق مورد نیاز خود را از این منبع تأمین میکند. هر دو کشور در سال ۱۹۵۷ میلادی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیوستند، اما هند در سال ۲۰۰۸ میلادی از گروه تأمینکنندگان هستهای معافیت ویژه دریافت کرد، در حالی که پاکستان از این امتیاز محروم مانده است. همچنین در سالهای اخیر، هند دو مورد سرقت اورانیوم را تجربه کرده، در حالی که در مورد پاکستان، هیچ گونه سوءمدیریت مواد هستهای گزارش نشده است.
تاریخچه و وضعیت کنونی فناوری هستهای در پاکستان
ورود پاکستان به عرصه انرژی هستهای با پروژه «پار-۱» (۱۹۶۵ میلادی) و نیروگاه «کانوپ» (۱۹۷۲ میلادی) آغاز شد. کمیسیون انرژی اتمی بهتدریج از طریق مؤسسات تحقیقاتی همچون «پژوهشکده علوم و فنون هستهای» و مراکز آموزشی نظیر «مؤسسه مهندسی و علوم کاربردی پاکستان» و «مرکز آموزش هستهای چشما»، قابلیتهای بومی خود را توسعه داد. در حال حاضر (تا سال ۲026 میلادی)، پاکستان دارای شش نیروگاه هستهای با ظرفیت ۳۵۳۰ مگاوات میباشد. چهار نیروگاه «سی-۱» تا «سی-۴» در نیروگاه هستهای چشما واقع شدهاند. پروژه برق ساحلی کراچی (نیروگاه هستهای کراچی) شامل دو واحد «کی-۲» و «کی-۳» با ظرفیت ۲۲۰۰ مگاوات است. همچنین پروژه ساخت راکتور «سی-۵» در دست اجرا است و انتظار میرود که تا سال 2030 میلادی به بهرهبرداری برسد. راکتورهای «پار-۱»، «پار-۲»، «چشما-۱» تا «چشما-۴» و «کی-۲» و «کی-۳» از نوع متداول راکتورهای آب سبک محسوب میشوند که در آن آب هم بهعنوان خنککننده و هم بهعنوان تعدیل کننده نوترون عمل میکند.؛ در حالی که «کانوپ-۱» از نوع راکتورهای آب سنگین بود و پس از ۵۰ سال بهرهبرداری، در سال ۲۰۲۱ میلادی تعطیل شد.
پس از آنکه در سال 1975، کانادا فروش سوخت هستهای به پاکستان را متوقف نمود، اسلامآباد موفق شد با تکیه بر توان داخلی، قطعات یدکی و سوخت مورد نیاز خود را در داخل کشور تولید کند. از آن زمان به بعد، چین نقشی کلیدی در ساخت نیروگاههای بعدی، از جمله «سی-۱» با ظرفیت خالص ۳۲۵ مگاوات، داشته است.
پاکستان و نهادهای بینالمللی هستهای
پاکستان از بدو تأسیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سال ۱۹۵۷ میلادی، بهعنوان یکی از بنیانگذاران آن، به این سازمان پیوسته و همچنان حضوری فعال در این نهاد بینالمللی دارد. این کشور عضو «انجمن جهانی اپراتورهای هستهای» و «گروه مالکان راکتورهای کاندو» است و با دیگر نهادهای فنی نیز همکاری دارد. همچنین این کشور بر اساس سند شماره 66 آژانس بینالمللی انرژی اتمی که ضوابط ویژهای برای تأسیسات هستهای تعیین کرده، عمل میکند.
از طرف دیگر، توسعه سرمایه انسانی بهعنوان یک اولویت ملی دنبال میشود و تحت نظارت کمیسیون انرژی اتمی پاکستان، مؤسساتی مانند «مرکز آموزش هستهای چشما»، «مؤسسه مهندسی و علوم کاربردی پاکستان»، «مرکز ملی آموزش غیرمخرب»، «پژوهشکده علوم و فنون هستهای»، «مؤسسه جوشکاری پاکستان»، «مؤسسه مهندسی برق کراچی»، «سازمان تنظیم مقررات هستهای پاکستان» و «مؤسسه ملی ایمنی و امنیت» (که مرکز همکاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ایمنی و امنیت هستهای نیز هست) نیز فعالیت میکنند. این مراکز با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در برگزاری سمپوزیومها، کارگاهها و ارزیابی مهارتها و آموزش پرسنل همکاری دارند. پاکستان دارای سامانه ملی ثبت و ردیابی مواد هستهای و رادیواکتیواست که این مواد را از مرحله تولید تا امحا پایش میکند. این سامانه، منابع رادیواکتیو را بر اساس «سند فنی ۱۳۸۸ آژانس بینالمللی انرژی اتمی» به پنج گروه تقسیم کرده است. علاوهبرآن، پاکستان در ابتکارات جهانی مانند «پایگاهداده حوادث و قاچاق»، «ابتکار جهانی مقابله با تروریسم هستهای»، «کنوانسیون حفاظت فیزیکی از مواد هستهای» و «کنوانسیون ایمنی هستهای» نیز حضوری فعال دارد.
برنامه مدیریت زبالههای رادیواکتیو
زبالههای رادیواکتیو در پاکستان عمدتاً بهواسطه فعالیت نیروگاههای هستهای و راکتورهای تحقیقاتی تولید میشوند. منابع رادیواکتیوی که در حوزههای مختلفی همچون پزشکی، کشاورزی، تحقیقات و صنعت بهکار رفته و اکنون غیرقابل استفاده شدهاند، تحت پروتکلهای خاص جمعآوری میشوند. پیشبینی میشود که با افزایش تعداد نیروگاهها و راهاندازی تأسیسات جدید، تولید پسماند در این کشور چندین برابر شود. مقررات مربوط به جمعآوری پسماندها را”سازمان تنظیم مقررات هستهای پاکستان” تعیین میکند. این سازمان در سال ۲۰۰۱ میلادی تأسیس شد و یکی از وظایف آن، تضمین ایمنی عمومی و حفاظت از محیط زیست در برابر تشعشعات است. این نهاد در ژوئیه ۲۰۰۵ میلادی «مقررات مدیریت پسماندهای رادیواکتیو» را صادر کرد که در آوریل ۲۰۱۹ میلادی برخی از این مقررات مورد بازنگری قرار گرفت. همچنین در اوت ۲۰۱۸ میلادی، «سیاست ملی مدیریت ایمن پسماندهای رادیواکتیو، انهدام و سوخت هستهای مصرفشده» به تصویب رسید که اهداف، الزامات و مسئولیتهای ذینفعان را تعیین و بودجه لازم برای اینکار را نیز فراهم میکند. برای اجرای این سیاست، کمیسیون انرژی اتمی پاکستان سه استراتژی تدوین کرده است: استراتژی ملی برای مدیریت ایمن پسماندهای رادیواکتیو (شامل مواداستفاده شده)؛ استراتژی ملی برای انهدام ایمن تأسیسات هستهای؛ و استراتژی ملی برای مدیریت ایمن سوخت هستهای مصرفشده. این استراتژیها در چارچوب قوانین ملی کشور در حال اجرا هستند.
تاریخچه و ضرورت بازدارندگی هستهای در پاکستان
استقلال پاکستان و هند در سال ۱۹۴۷ میلادی، گرچه پایان دوران استعمار بریتانیا بود، ولی زمینهساز تنشهای نظامی-سیاسی طولانیمدت در جنوب آسیا شد. ریشههای ژئوپلیتیکی تقسیمبندی، زمینهساز هستهایشدن جنوب آسیا شد. پاکستان در ۲۸ مه ۱۹۹۸ میلادی با پنج انفجار هستهای در کوههای چاغی (بلوچستان) بهطور رسمی به جمع کشورهای دارای سلاح هستهای پیوست.
سؤال درباره علت نیاز پاکستان به سلاح هستهای، یک پاسخ ساده ندارد و نیازمند تحلیل تاریخی روابط دوجانبه است. پس از جنگ اول کشمیر (سال 1948)، جنگ ۱۹۶۵ میلادی و جدایی بنگلادش در سال ۱۹۷۱ میلادی، پاکستان با درک برتری نظامی هند در حوزه تسلیحات متعارف، بازدارندگی هستهای را بهعنوان تنها گزینه مؤثر برای تأمین امنیت خود برگزید.
آزمایش پوکران-۱ توسط هند در سال ۱۹۷۴ میلادی، محرک اصلی پاکستان برای تسریع در برنامه هستهای خود بود. بهعبارتی، برتری متعارف هند( که تهدیدی واقعی و روزافزون بود) پاکستان را مجبور به دنبالکردن این الگو نمود. پاکستان برای تقویت بازدارندگی خود، توسعه سلاحهای هستهای تاکتیکی را نیز در دستورکار خود قرار داد، هرچند این اقدام در راستای تأمین امنیت پاکستان صورت گرفت، اما در عمل با چالشهای اجرایی و تشدید تنشهای نظامی در منطقه همراه گردید. «مقام فرماندهی ملی» بهریاست نخستوزیر و نیز دبیرخانه «بخش برنامههای استراتژیک»، بر ایمنی، امنیت و قابلیتاطمینان سلاحها نظارت دارند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش ۲۰۲۰ میلادی خود، شاخص ایمنی هستهای پاکستان را بالاتر از هند ارزیابی کرد. واقعیت این است که برنامه تسلیحات هستهای پاکستان در راستای مقابله با هند طراحی شده و کشور دیگری را تهدید نمیکند.
در دهه ۱۹۷۰ میلادی، برای نخستینبار” ذوالفقار علی بوتو” و سپس “محمد ضیاءالحق” سلاح هستهای را ابزاری برای ارتقای جایگاه پاکستان در جهان اسلام دانستند. با این حال، برنامه اتمی پاکستان در ماهیت خود یک پروژه امنیتی ناسیونالیستی بود، نه مذهبی. هند همزمان کمپینی علیه بلندپروازیهای هستهای پاکستان بهراه انداخت. ناگفته نماند که برخی رهبران سیاسی–نظامی پاکستان دارای گرایشهای افراطی مذهبی هستند و گروههای بنیادگرا نیز از این فضا برای تشکیل حکومتهای مدنظر خود، بهره میبرند. شعار «بمب برای خدمت به اُمت» از زمان بوتو تا بنلادن، دلگرمیبخش گروههای تندرو بوده است. بهنظر میرسد که روابط نزدیک برخی کشورها با این سازمانها، زمینهساز رقابتهای هستهای در سطح منطقه و جهان شده است.
مزایای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای
پاکستان بهدنبال کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی (بهویژه زغالسنگ) و تمرکز بر انرژیهای پاک برای کاهش اثرات زیستمحیطی آنها است. از این منظر، انرژی هستهای گزینهای مطلوب بهشمار میرود. توسعه برنامه هستهای صلحآمیز تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سه مزیت عمده دارد: نخست، نیروگاههای هستهای در طول فعالیت، هیچ گونه گاز گلخانهای تولید نمیکنند. دوم، نیروگاههای هستهای با چرخه سوخت ۱۸ ماهه، برق با ظرفیتبالا و قابلذخیرهسازی تولید میکنند که وابستگی به نفت و گاز وارداتی را کاهش و نوسانات بازار انرژی را مهار میکند. در مقایسه، انرژیهای خورشیدی و بادی تحت تأثیر نوسانات فصلی و آبوهوایی هستند و برقآبی نیز هزینهبر و وابسته به بارش باران و برف است. سوم، افزایش تولید برق از انرژی هستهای، وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش داده و امنیت انرژی را افزایش خواهد داد.
انرژی هستهای بهعنوان یک منبع پاک و مطمئن، هم نیازهای انرژی کشور را تأمین میکند و هم وابستگی به منابع وارداتی را کاهش میدهد. توسعه راکتورهای کوچک مدولار، گزینهای مناسب و کمهزینه برای افزایش تولید برق از انرژی هستهای، بهویژه در مناطقی که دسترسی به شبکه برق محدود است، را فراهم میکند. پاکستان در سند چشمانداز ملی ۲۰۵۰ خود، افزایش سهم انرژی هستهای در تولید برق کشور به 25 درصد را هدفگذاری کرده است.
تحلیل هزینهها و مزایای اقتصادی انرژی هستهای
اگرچه تولید برق با انرژی هستهای از نظر هزینه سوخت، مقرونبهصرفهتر از نیروگاههای گازی و زغالسوز است، اما هزینههای سنگین ساخت و نگهداری، مانع بزرگی برای توسعه آن محسوب میشود. برآوردها نشان میدهد که هزینه ساخت یک نیروگاه هستهای1200مگاواتی در پاکستان( با همکاری چین) حدود ۲٫۵ تا ۳ میلیون دلار است که نسبت به نیروگاههای زغالسوز (حدود ۱٫۵ میلیون دلار)، بهمراتب گرانتر است. با این حال، هزینه سوخت هستهای در بلندمدت کمتر و پایدارتر است و با احتساب دیگر هزینهها (آلودگی و اثرات بهداشتی)، انرژی هستهای گزینهای بهصرفهتر است.
از سوی دیگر، مدیریت پسماند و انهدام تأسیسات، هزینههای پنهان قابلتوجهی ایجاد میکند که با توجه به بودجه محدود پاکستان، این کشور برای تأمین آن نیازمند کمکهای فنی و مالی بینالمللی است. همچنین سرمایهگذاری در آموزش نیروی متخصص و زیرساختهای ایمنی، بخش دیگری از هزینههای جاری را تشکیل میدهد. در مقایسه با انرژیهای خورشیدی و بادی که هزینههای نصب آنها بهسرعت در حال کاهش است، انرژی هستهای همچنان نیازمند یارانههای دولتی و وامهای بلندمدت کمبهره است. با این وجود، قابلیت تولید پایدار و ظرفیتبالای آن، مزیت رقابتی مهمی در شبکه برق پاکستان محسوب میشود.
نگرانیها و موانع
پاکستان برای استفاده کامل از پتانسیل انرژی هستهای، با موانعی در سطح بینالمللی و داخلی روبرو است. در عرصه خارجی، مهمترین مانع، رفتار تبعیضآمیز رژیمهای کنترل صادرات مانند گروه تأمینکنندگان هستهای است که توانایی پاکستان را برای استفاده کامل از انرژی هستهای در اهداف صلحآمیز مختل کرده است. پاکستان در سال ۲۰۱۶ میلادی درخواست عضویت در این گروه را ارائه داد. چین در راستای حمایت از پاکستان، خواستار رویکردی شد که در آن شاخصهای فنی و تعهدات بینالمللی ملاک عضویت باشد، نه مناسبات سیاسی با کشور متقاضی. اما این گروه نه تنها به پرونده پاکستان رسیدگی نکرده، بلکه با اعطای معافیت ویژه به هند (۲۰۰۸ میلادی) عملاً رویهای تبعیضآمیز را در پیش گرفت. این معافیت به هند اجازه داد تا با وجود عدم امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، از همکاریهای هستهای با اعضای گروه تأمینکنندگان بهرهمند شود، در حالی که پاکستان از چنین امتیازی محروم است.
در بعد داخلی، پاکستان با محدودیتهای اقتصادی جدی در توسعه برنامه بومی صلحآمیز خود روبهروست. کمبود سرمایهگذاری، وابستگی به تأمینکنندگان خارجی (بهویژه چین)، فرسودگی برخی تأسیسات قدیمی و هزینههای بالای نگهداری از جمله موانع داخلی هستند. افزون بر این، نگرانیهای عمومی درباره خطرات مرتبط با بهداشت و سلامتی، مخاطرات زیستمحیطی، و کمبود نیروی متخصص، سرعت پیشرفت این پروژه را کاهش داده است. همچنین ضعف در زیرساختهای انتقال برق و ناترازی شبکه، مانع از از بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت نیروگاههای هستهای کشور میشود. بهطور مثال، سهم فعلی انرژی هستهای در تولید برق (۱۷درصد) بسیار کمتر از هدف 25 درصدی تعیینشده در افق ۲۰۵۰ میلادی است و این شکاف نیازمند برنامهریزی دقیق و جذب سرمایهگذاری خارجی است.
جایگاه انرژی هستهای در امنیت ملی کشور
افزایش مصرف برق و ناترازی تولید، پاکستان را با شدیدترین بحران انرژی طی چند دهه اخیر مواجه ساخته است؛ بهنحویکه نه تنها اقتصاد کشور فلج شده، بلکه کیفیت زندگی مردم نیز بهشدت کاهش یافته است. ساختار کنونی تأمین انرژی پاکستان که عمدتاً مبتنی به نیروگاههای حرارتی (سوختهای فسیلی) وابسته است، ضرورت تغییر را دوچندان کرده است. در این چارچوب، امنیتیسازی انرژی هستهای، آن را فراتر از کاربردهای نظامی، به یک اولویت ملی تبدیل کرده است.
در سیاست جامع امنیت ملی پاکستان ( ۲۰۲۲–۲۰۲۶ )، امنیت بهعنوان یک اولویت انسانمحور مطرح شده و هدف آن، پاسخ به نیازهای اساسی مردم در برابر بحرانهایی مانند کمبود برق و گرانی سوخت است. با این حال، تاکنون حوزه انرژی هستهای عمدتاً به اهداف دفاعی محدود شده و از پتانسیل آن برای رفع بحران انرژی، رشد اقتصادی و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی غفلت شده است. پاکستان با مطرح نمودن انرژی هستهای بهعنوان یک مسئله امنیت ملی، آن را در ردیف موضوعاتی همچون مسائل دفاعی و مبارزه با تروریسم قرار میدهد. این امر، مزایایی مانند افزایش بودجه تخصیصیافته، تسریع در سیاستگذاری و بهبود همکاری سیاسی–نظامی را بههمراه خواهد داشت و تضمین میکند که انرژی هستهای در تحقق اهداف بلندمدتی همچون رشد پایدار و کاهش تغییرات اقلیمی، نقشی اساسی ایفا کند.
چشمانداز آینده و نتیجهگیری
امروزه معادلات انرژی در جهان دستخوش تغییراتی اساسی شده؛ بهنحویکه فقط داشتن منابع هیدروکربنی همچون نفت و گاز کافی نیست، بلکه داشتن فناوریهای تأمین انرژی پاک و زنجیره تأمین آنها نقشی تعیینکننده در قدرت ملی کشورها ایفا میکند. پاکستان نیز با بازنگری در استراتژیهای بلندمدت خود، دکترین امنیت انرژی را در اولویت قرار داده است. از آنجا که استراتژی منطقهای کشورهایی مانند هند و چین میتواند رقابت ژئوپلیتیکی در جنوب آسیا را تشدید کند، پاکستان توان بازدارندگی هستهای خود را افزایش خواهد داد تا به توازن نظامی در برابر هند دست یابد. اگرچه بیثباتی سیاسی، مسائل حکمرانی و بازیگران غیردولتی مورد حمایت کشورهای خارجی، چالشهایی جدی برای امنیت هستهای پاکستان ایجاد میکنند، اما دیپلماسی هستهای فعال و ترویج فرهنگ ایمنی و امنیت، توانسته چارچوبهای نظارتی و قانونی مطلوبی را نهادینه کند. بدینترتیب، اسلامآباد افزون بر سیاست بازدارندگی (تغییر تمرکز از ابعاد نظامی)، اهداف گستردهتری را در توسعه پایدار و تابآوری اقتصادی دنبال میکند.
هماکنون، اسلامآباد انرژی هستهای را بهعنوان راهی برای رفع کمبود برق و نیز بهعنوان اهرمی برای تثبیت موقعیت خود در منطقه به کار گرفته است. هرچند رقابت هستهای در جنوب آسیا موجب تشدید تنشها شده، اما پاکستان با اتخاذ رویکردی مسئولانه و اقداماتی همچون شفافسازی در حوزه ایمنی، توانسته تصویری قابلقبول را از رژیم امنیت هستهای خود ارائه دهد. شایان ذکر است که با وجود فعالیت گسترده گروههای تروریستی در پاکستان طی چند دهه اخیر، این کشور توانسته با اتخاذ تدابیر امنیتی شدید، از هرگونه سوء مدیریت یا دستیابی تروریستها به مواد هستهای جلوگیری کند، در حالی که در هند طی چند سال اخیر، دو مورد سرقت اورانیوم گزارش شده و جامعه بینالمللی هیچ اقدام تنبیهی بر علیه این روند خطرناک انجام نداده است.
در افق ۲۰۵۰ میلادی، سه سناریوی محتمل قابل تصور است: سناریوی نخست، سناریوی خوشبینانه (گذار موفق) است که در آن پاکستان به گروه تأمینکنندگان هستهای میپیوندد، همکاریهای فنی خود را گسترش میدهد و سهم انرژی هستهای در تولید برق را به 25 درصد میرساند. سناریوی دوم، سناریوی بدبینانه (رکود و انزوا) است که در آن تداوم مخالفتها، کمبود بودجه و نارضایتی عمومی، برنامه هستهای صلحآمیز این کشور را متوقف کرده و سهم انرژی هستهای در تولید برق همچنان کمتر از 20 درصد خواهد بود. و آخرین و محتملترین سناریو، سناریوی تدریجی و ناپایداراست که در آن پاکستان ظرفیت هستهای خود را بهآرامی افزایش میدهد، اما بهدلیل محدودیتهای خارجی و داخلی به اهداف تعیینشده نمیرسد و انرژی هستهای نقشی مکمل، نه محوری، در سبد انرژی این کشور ایفا میکند. در مجموع، ژئوپلیتیک انرژی هستهای پاکستان در حال گذار از رویکرد صرفاً نظامی به استراتژی جامع امنیت انرژی، توسعه پایدار و تابآوری اقتصادی است. موفقیت در این مسیر، مستلزم دیپلماسی هوشمندانه، جذب سرمایهگذاری خارجی و اصلاح ساختارهای داخلی است.
دربارهٔ نویسندگان
دکتر مریم وریج کاظمی
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایل
نظرات