همآیینی فرهنگی در دو سوی مرز؛ پاکستان و افغانستان در آیینه اشتراکات و تفاوتها
مقدمه پاکستان و افغانستان دو کشور همسایه در جنوب آسیا هستند که با وجود مرز مشترک طولانی و تاریخ پیچیده سیاسی – اجتماعی، از نظر فرهنگی دارای پیوندهای عمیق و گستردهای میباشند.…
تحلیل هوش مصنوعی
مقدمه
پاکستان و افغانستان دو کشور همسایه در جنوب آسیا هستند که با وجود مرز مشترک طولانی و تاریخ پیچیده سیاسی – اجتماعی، از نظر فرهنگی دارای پیوندهای عمیق و گستردهای میباشند. این دو کشور به واسطه اشتراکات مذهبی، قومی، زبانی و تاریخی، بخشی از یک منظومه فرهنگی واحد را تشکیل میدهند که بر تعاملات اجتماعی، مناسبات قبیلهای و حتی سیاستهای منطقهای آنها تأثیرگذار بوده است. با این حال، تفاوتهای فرهنگی نیز در این میان به چشم میخورد که بیشتر ناشی از تفاوت در ساختارهای حکومتی، تأثیر فرهنگهای بیگانه و مسیرهای متفاوت توسعه اجتماعی– فرهنگی در هریک از این دوکشور است.
فرهنگ به عنوان مجموعهای از باورها، ارزشها، زبان، آداب و رسوم، نقشی اساسی در شکلدهی به هویت ملی و اجتماعی دارد. در مورد پاکستان و افغانستان، فرهنگ نه تنها بازتاب هویت قومی– مذهبی آنها است، بلکه ابزاری برای حفظ انسجام اجتماعی و تقویت پیوندهای تاریخی نیز محسوب میشود. در طول تاریخ، عوامل متعددی همچون مهاجرتهای قبیلهای، تأثیراتامپراتوریهایی همچون مغولان و بریتانیا، و تحولات سیاسی معاصر، نقشی تعیینکننده در شکلگیری و دگرگونی فرهنگی دو کشور ایفا کردهاند.
در این نوشتار پس از واکاوی مؤلفههای بنیادین فرهنگ نظیر زبان، دین، قومیت و آئینهای مذهبی، چشماندازی کلی از زیستبوم فرهنگی افغانستان و پاکستان ترسیم شده و سپس پیوندها و مناسبات تاریخی- فرهنگی میان دو کشور به بوته نقد گذاشته میشود. هدف از این مهم، فراهم آوردن درکی جامع و عمیق از زمینههای فرهنگی مشترک و متمایز دو کشور است که میتواندبهعنوان مبنایی برای توسعه همکاریهای فرهنگی و تقویت ارتباطات منطقهای قرار گیرد.
اشتراکات فرهنگی پاکستان و افغانستان
پاکستان و افغانستان طی سدههای متمادی از حیث فرهنگی بهتدریج در هم تنیده شدهاند و این درهمتنیدگی فرهنگی نه تنها به دلیل مجاورت جغرافیایی، بلکه ناشی از اشتراکات تاریخی، مذهبی و قومی بوده است. هر دو کشور بخشی از تمدنهای اسلامی،ایرانی و جنوب آسیایی هستند که در طول تاریخ تحت تأثیر امپراتوریها و جریانهای فکری مختلف بودهاند. این تأثیرات به ویژه در حوزههای زبان و ادبیات، ساختارهای اجتماعی قبیلهای و باورهای دینی قابل مشاهده است.
یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگی دو کشور، تأکید بر نظام قبیلهای و روابط خویشاوندی است که ساختار اجتماعی و سیاسی محلی را شکل میدهد. این نظام به ویژه در میان اقوام پشتون (که در هر دو کشور حضوری گسترده دارند)، نمود بیشتری دارد د. نظام قبیلهای علاوه بر ساختار اجتماعی، بر آداب و رسوم، زبان و حتی سیاستهای محلی نیز تأثیرگذار است و پیوندهای اجتماعی میان قبایل را تقویت میکند.
از سوی دیگر، دین اسلام به عنوان یک عامل وحدتبخش، نقشیاساسی در فرهنگ و مناسبات اجتماعی ایفا میکند. این دین مشترک باعث شکلگیری آیینها، جشنها و مراسم مذهبی مشابهی شده است که به عنوان ستونهای اصلی هویت فرهنگیدرهردو کشور شناخته میشوند. با این وجود، تفاوتهای مذهبی و فرقهای( به ویژه در پاکستان که تنوع فرقهای گستردهتری دارد)، باعث تفاوتهایی در ساختار فرهنگی دو کشور شده است.
زبان نیز یکی از مهمترین عناصر فرهنگ مشترک و متفاوت در این دو کشور است. پشتو به عنوان زبان مشترک اقوام پشتون در هر دو کشور، نقش مهمی در ارتباطات بینالمللی و حفظ هویت فرهنگی دارد، با این حال، تفاوت در زبانهای رسمی (دری و پشتو در افغانستان، اردو و زبانهای منطقهای در پاکستان) موجب شده هر کشور هویت فرهنگی خاص خود را درمسیری مستقل و جداگانه بهوجود آورد.
روابط فرهنگی میان پاکستان و افغانستان نه تنها در میان مردم، بلکه در نهادهای فرهنگی و علمی نیز ریشه دوانده است. افزایش تبادلات فرهنگی از طریق مراسمات مذهبی، جشنهای محلی و فعالیتهای هنری، زمینهساز تعاملات اجتماعی عمیقی شده است. به رغم چالشها و اختلافات سیاسی، این روابط نقش مهمی در حفظ صلح و ثبات منطقهای ایفا میکنند.در نهایت، یافتههایفرهنگی دو کشور نشان میدهد که درکی دقیق از اشتراکات و تفاوتهای فرهنگی، میتواند به عنوان ابزاری راهبردی برای تقویت همکاریهای فرهنگی، کاهش تنشها و توسعه پایدار منطقهای مورد استفاده قرار گیرد.
واکاوی تطبیقی اشتراکات و تفاوتهای فرهنگی دو کشور
اسلام، به ویژه تسنن حنفی و تشیع دوازده امامی، دین غالب در هر دو کشور است. مراسم مذهبی همچون نمازهای جمعه، رمضان، عید فطر، عید قربان و عزاداری محرم به شکلی مشابه در هردو کشور برگزار میشود. اگرچه بسیاری از مسلمانان دو کشور سنی مذهب هستند اما بسیاری از مناسک و آیینهای مذهبی در هردو کشور به شکلی مشترکانجام میشود و در میان شیعیان دو کشور نیز آیینهایی همچون سوگواری محرم و جشن نیمه شعبان، همواره جایگاهی ویژه داشتهاند. به عنوان مثال، مراسم سوگواری محرم در هر دو کشور با حضور گسترده مردم و اجرایتعزیهخوانی (نمایشهای مذهبی) برگزار میشود که این آئین مشترک ، آیینه تمامنمای همبستگی دینی-فرهنگی دیرپای دو ملت بهشمار میرود. همچنین عدهای بر این عقیده هستند کهپس از روی کار آمدن طالبان، حزب “جمعیت علمای اسلام“پاکستان بیشترین تأثیر را بر شکلگیری، اندیشه، مواضع و اقدامات طالبان در افغانستان داشته است( سینائی و صادق اکبری، 1393: 101).
جدول1. تنوع فرق و مذاهب در پاکستان و افغانستان
|
افغانستان |
پاکستان |
دسته بندی |
|
حنفی: پیروان ابوحنیفه و روش استنباط با قرآن، سنت صحیح و پس از آن اجتهاد (قیاس/استحسان/اجماع/عرف). |
حنفی: مذهب فقهی اصلی در پاکستان (طبق متن: حنفی، شیعه، حنبلی). |
فرق فقهی |
|
شیعه امامیه: پیروان امامان دوازدهگانه؛ منابع فقهی قرآن، سنت معصوم، اجماع کاشف و عقل. |
شیعه: همان شیعه امامیه با منابع فقهی توضیحدادهشده در متن. |
|
|
حنبلی (سلفیه): انتساب به سلف (اصحاب و تابعین)؛ تقدم نقل بر عقل و پرهیز از تأویل خلاف ظاهر. |
حنبلی (سلفیه): حنبلی/سلفی در متن آمده (و اشاره به گروه سپاه صحابه). |
|
|
شیعه: کلام شیعی |
شیعه: همان کلام شیعی |
فرق کلامی |
|
ماتریدیه: پیروان ماتریدی (تأویل در صفات، نفی تشبیه، حسن و قبح عقلی، امکان رؤیت). |
ماتریدیه: همان ماتریدیه (نزدیک به برخی آموزههای شیعه در شیوه استدلالی). |
|
|
قادریه: پیروان عبدالقادر گیلانی، گستردهترین فرقه صوفی در کشورهای اسلامی. |
دیوبندیه: منسوب به دارالعلوم دیوبند؛ محور فقه حنفی و پیوند طریقتی (ارادت به چند طریقت). |
مسلکهای صوفیه
|
|
نقشبندیه: اصول طریقتی مثل دوام ذکر، مراقبه و طاعت مرشد (بنیانگذار مشهور: غجدوانی). |
بریلویه: منسوب به احمد رضا خان بریلوی؛ از سلسله قادریه و متاثر از ابنعربی. |
|
منبع: اسلام کوئست(1402).
پاکستان دارای تنوع مذهبی فرقهای گستردهتری است، از جمله حضور گروههای صوفی، اهل حدیث و برخی فرقههای دیگر که در افغانستان کمتر دیده میشود. در پاکستان، تنشها و درگیریهای فرقهای در برخی مناطق بیشتر است، در حالی که در افغانستان، مذهب بیشتر در قالب ساختارهای قبیلهای و قومی شکل گرفته است. همچنین، حضور اقلیتهای مذهبی مانند هندو و مسیحی در پاکستان بیشتر میباشد.
در هردو کشور زبانها و گویشهای مشترکی وجود دارد. پشتو به عنوان زبان مشترک در مناطق مرزی و در میان قوم پشتون در هر دو کشور رایج است و افزون بر کاربردهای روزمره، بستر انتقال گنجینهای از حماسهها، ترانههای عاشقانه و حکایتهای پندآموز در دو سوی مرز است. همچنین، فارسی (دری) در افغانستان و بخشهایی از پاکستان (به ویژه مناطق مرزی) رایج است و زبان ادبی و دیپلماتیک محسوب میشود. حدود هشت میلیون نفر در افغانستان، شش میلیون نفر در پاکستان به این زبان تکلم میکنند ( دانشنامه جهان اسلام)
زبان رسمی افغانستان دری و پشتو است و افغانستان با رسمی نمودن زبانهای دری و پشتو، خود را وارث تمدن ایرانی میداند؛ اما پاکستان با انتخاب زبان اردو به عنوان زبان رسمی کشور، در کنار زبانهای محلی همچون سندی، پنجابی و…، هویتی مستقل از پیشینه ایرانی خود ساخته است. حتی زبان پشتوی دو کشور نیز در لهجه و واژگان با هم تفاوتهای اساسی دارند پشتوی افغانی رنگ فارسی به خود گرفته، درحالیکه پشتوی پاکستانی متأثر از زبانهای هندو و اردو است
پشتونها، بلوچها و هزارهها از اقوامی هستند که در هر دو کشور زندگی میکنند. ساختار قبیلهای پشتونها و نظام خویشاوندی آنها تقریباٌ در دو سوی مرز مشابه است و روابط خویشاوندی و ازدواجهای قبیلهای بین پشتونهای پاکستان و افغانستان بسیار رایج است( دانشنامه جهان اسلام)
افغانستان اقوام تاجیک، ازبک و ترکمن را نیز در خود جای داده که در پاکستان جمعیت قابل توجهی نیستند. در مقابل، پاکستان دارای اقوام متنوعی همچون پنجابیها، سندیها و بلوچها است که از نظر جمعیتی و فرهنگی با اقوام ساکنافغانستان متفاوتند.
موسیقی سنتی در هر دو کشور از لحاظ سازها، ریتم و سبکها شباهت زیادی با هم دارند. سازهای محلی مانند رباب (نوعی ساز زهی) و دُهُل (نوعی طبل) در هر دو کشور رایج است. همچنین آوازهای محلی پشتون با مضامین حماسی، عاشقانه و اجتماعی به صورت مشابه در هردو کشور اجرا میشود. البته در پاکستان تأثیر موسیقی شهری و سبکهای جدیدتر بیشتر است، در حالی که موسیقی سنتیدر افغانستان بیشتر حفظ شده است( تابناک، 1396)
معماری سنتی در هر دو کشور به ویژه در مناطق پشتوننشین شباهتهای زیادی با هم دارند، خانههای گلی با سقفهای مسطح، استفاده از چوب و گل در ساختار بناها، و طراحیهای ساده اما کاربردی از ویژگیهای مشترکمعماری دو کشور است. در هر دو کشور، مساجد و آرامگاههای تاریخی با سبک معماری اسلامی (و در عینحالمتأثر از هویت بومی) هر منطقه دیده میشوند. با این حال، در پاکستان به دلیل اثرات مدرنیته و شهرنشینی، سبک معماری تنوع بیشتری دارد و ترکیبی از سبکهای سنتی و مدرن رایج است.
در پاکستان، به دلیل تنوع قومی بیشتر، آداب و رسوم متنوعتری وجود دارد و برخی رسوم مانند مراسم مذهبی صوفیانه با رقص سماع در مناطق سند و بلوچستان رایج است که در افغانستان کمتر دیده میشود. همچنین، در افغانستان تأکید بیشتری بر حفظ سنتهای قبیلهای و محلی وجود دارد که در پاکستان بنا به دلایل متعدد این امر کمتر دیده میشود.
جدول2. مقایسه اشتراکات و تفاوتهای فرهنگی پاکستان و افغانستان
|
حوزه فرهنگی |
اشتراکات |
تفاوتها |
|
✓ دین و مذهب
|
اکثریت مسلمان، تسنن حنفی و شیعی دوازده امامی، مراسم عزاداری محرم و اعیاد مشابه |
تنوع فرقهای و شدت فرقهگرایی بیشتر در پاکستان، حضور اقلیتهای مذهبی مانند هندو و مسیحی در پاکستان |
|
✓ زبان
|
پشتو زبان مشترک، استفاده از فارسی (دری) و اردو |
زبان رسمی متفاوت، لهجهها و گویشهای محلی متمایز، تأثیر زبان انگلیسی در پاکستان بیشتر است |
|
✓ قومیت و نژاد
|
پشتونها، بلوچها، هزارهها در هردو کشور وجود دارند ، ساختارهای قبیلهای مشابه |
حضور اقوام تاجیک، ازبک و ترکمن در افغانستان؛ تنوع قومی گستردهتر و اقوام متفاوتی همچون پنجابیها و سندیها در پاکستان |
|
✓ آداب و رسوم
|
نوروز، مراسم عروسی پشتونها، مهماننوازی، موسیقی سنتی پشتون، معماری سنتی مشابه |
تنوع فرهنگی بیشتر در پاکستان، مراسم صوفیانه و آداب شهری در پاکستان بیشتر است، تفاوت در سبک معماری مدرن و سنتیکه سبک مدرن در پاکستان بیشتر مشهود است. |
نتیجهگیری
بررسی تطبیقی فرهنگ دو کشور گویای آن است که دو کشور با وجود تفاوتهای سیاسی و جغرافیایی، دارای پیوندهای فرهنگی عمیق و گستردهای هستند که در حوزه دین، زبان، قومیت، آداب و رسوم، موسیقی و معماری نمود یافته است. اشتراکات مهمی مانند دین اسلام، زبان پشتو، نظام قبیلهای پشتونها و جشنهایی مانند نوروز، پیوندهای فرهنگی مستحکمی میان دو کشور ایجاد کردهاند. در عین حال، تفاوتهایی که ناشی از تنوع قومی، زبان رسمی، مدرنیته و فرقههای مذهبی هستند، هویت فرهنگی مستقل هر کشور را شکل دادهاند. شناخت دقیق این اشتراکات و تفاوتها میتواند به توسعه روابط فرهنگی و اجتماعی دو کشور کمک کند و زمینهسازگسترش همکاریهای منطقهای پایدار باشد.
دربارهٔ نویسندگان
دکتر مریم خالقینژاد
پژوهشگر علوم سیاسی، دارای کارشناسی و کارشناسیارشد از دانشگاه آیتالله بروجردی(ره) و دانشآموخته دکتری علوم سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات.
ایشان پژوهشگر فوق دکتری و کارشناس دیپلماسی فرهنگی است.
نظرات