پاکستان و ترکمنستان؛ گذار به شراکت راهبردی در انرژی و تجارت
مقدمه روابط پاکستان و ترکمنستان در آستانه ورود به مرحلهای است که در آن، تعاملات سیاسی صرف، جای خود را به همکاریهای چندلایه در حوزههای انرژی، ترانزیت و تجارت میدهد. مقاله اخیر…
تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
مقدمه
روابط پاکستان و ترکمنستان در آستانه ورود به مرحلهای است که در آن، تعاملات سیاسی صرف، جای خود را به همکاریهای چندلایه در حوزههای انرژی، ترانزیت و تجارت میدهد. مقاله اخیر “فریال لغاری”، سفیر پاکستان در ترکمنستان، که به مناسبت سیوپنجمین سالگرد استقلال ترکمنستان در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ در پایگاه اینترنتی «نیوز سنترال آسیا» منتشر شده، بازتاب همین جهتگیری است. با این حال، تحولات هفتههای اخیر حاکی از آن است که این رویکرد از سطح طرح ظرفیتها فراتر رفته و برخی پروژههای فنی و اقتصادی به مراحل اجرایی مشخصتری رسیدهاند. نوشتار حاضر در پی آن است که با تحلیل این تحولات، تصویری روشن از مسیر پیشروی روابط دو کشور را ترسیم نماید؛ مسیری که در آن همکاری در حوزههای مختلفی همچون انرژی، ترانزیت و تجارت، میتوانند به تدریج ساختار روابط دوجانبه را از تعامل سیاسی صرف به یک مشارکت ژئواکونومیک چندلایه دگرگون سازند. در همینراستا، پرسش بنیادین آن است که این گذار تا چه اندازه واقعی و پایدار است و چه متغییرهایی میتوانند سرعت و دامنه آن را تعیین نمایند؟
خط لوله تاپی؛ بازآرایی یک پروژه راهبردی
مهمترین محور روابط پاکستان و ترکمنستان همچنان خط لوله ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند( تاپی) است. اهمیت این پروژه در سال ۲۰۲۶ با مسئله امنیت انرژی پاکستان و آسیبپذیری مسیرهای دریایی پیوند خورده است. “فریال لغاری” این خط لوله را «نماد همگرایی انرژی در منطقه» خواند و تأکید کرد که اتصال به شبکه انرژی ترکمنستان میتواند وابستگی پاکستان به بازارهای متلاطم بینالمللی را کاهش دهد. در همین حال، اظهارات “اتحان مولموف”، سفیر ترکمنستان در پاکستان، در ۱۸ سپتامبر، بسیار حائز اهمیت بود. وی در یک نشست خبری در اسلامآباد اعلام کرد ساخت بخشی از خط لوله در مسیر سرحدآباد–هرات تا پایان سال جاری میلادی به پایان میرسد و این امر میتواند شرایط لازم برای آغاز صادرات گاز ترکمنستان به افغانستان در سال ۲۰۲۷ را فراهم کند. به گفته او، اجرای این پروژه و سایر پروژههای انرژی منطقهای میتوانند زمینهساز تأمین پایدار انرژی در پاکستان شوند و فرصتهای تازهای برای رشد صنعتی و اقتصادی این کشور پدید آورند.
طول خط لوله تاپی ۱۸۰۰ کیلومتر است و برای انتقال سالانه ۳۳ میلیارد مترمکعب گاز از میدان گازی “گالکینیش ترکمنستان” به افغانستان، پاکستان و هند طراحی شده است. برخی گزارشها نیز آغاز صادرات گاز ترکمنستان به پاکستان از این خط لوله در سال ۲۰۲۷ را بسیار محتمل دانستهاند. البته باید توجه داشت که فراهم شدن شرایط برای شروع صادرات گاز، به معنای عملیاتی شدن کامل فرایند صادرات گاز به کشورهای مذکور نیست و میان این دو مرحله، فاصله چشمگیری وجود دارد.
با این حال، تحقق این پروژه در گرو تأمین امنیت مسیر آن در افغانستان، فراهم شدن منابع مالی، هماهنگیهای فنی و خرید گاز توسط کشورهای یاد شده است. بنابراین، سال ۲۰۲۷ بیش از آن که تاریخ قطعی بهرهبرداری کامل از این خط لوله باشد، باید بهمنزله افق جدیدی برای تلاش در جهت عملیاتی کردن بخشی از پروژه تلقی نمود. در واقع، این خط لوله برای انتقال حداکثر ۳۳ میلیارد مترمکعب گاز در سال از میدان گالکینیش ترکمنستان به افغانستان، پاکستان و هند طراحی شده و همچنان در برنامه امنیت انرژی پاکستان جایگاه مهمی دارد. از این منظر، اهمیت تحولات اخیر در آن است که این پروژه بار دیگر از یک طرح بلندمدت و عمدتاً سیاسی، به موضوعی مرتبط با امنیت انرژی و اتصال منطقهای تبدیل شده است.
نکته حائز اهمیت در موضع پاکستان، محدود نماندن همکاریها در حوزه انرژی به گاز طبیعی است. لغاری از انتقال برق، انرژیهای تجدیدپذیر، خدمات انرژی و آموزش تخصصی به عنوان حوزههای جدید همکاری نام برده است. این موضوع با طرح انتقال برق ترکمنستان–افغانستان–پاکستان(تاپ)، ارتباط مستقیم دارد و مقام ترکمن نیز در سپتامبر بر پیشبرد همزمان دو طرح خط لوله گاز و انتقال برق تأکید کرده است. به نظر میرسد این تغییر اهمیت زیادی دارد. پاکستان با مسئلهای فراتر از کمبود گاز مواجه است و اصلاح شبکه برق و افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر نیز به یکی از محورهای سیاست انرژی این کشور تبدیل شده است.
در همین چارچوب، همراستایی پاکستان و ترکمنستان در حوزه انرژی میتواند به تدریج از رابطهای مبتنی بر صادرات گاز به مجموعهای گستردهتر از پیوندها در حوزههایی مانند گاز، برق، انرژی تجدیدپذیر و خدمات فنی تبدیل شود. برای ترکمنستان نیز توسعه طرح انتقال برق در کنار خط لوله گاز، فرصتی برای تنوعبخشی به صادرات انرژی است. این کشور که بخش مهمی از ظرفیت صادراتی خود را به گاز اختصاص داده، میتواند از طریق صادرات برق، خدمات فنی و انرژیهای تجدیدپذیر، دامنه حضور خود در بازارهای جنوبی را افزایش دهد. بنابراین، طرح انتقال برق در کنار خط لوله تاپی، میتواند به بخشی از تلاش عشقآباد برای گسترش سبد صادرات انرژی تبدیل شود. از این منظر، اهمیت اظهارات اخیر سفیر پاکستان در این است که خط لوله گاز لزوماً نباید به عنوان یک پروژه منفرد دیده شود. در صورت پیشرفت همزمان طرح انتقال برق و تکمیل زیرساختهای مخابراتی و ترانزیتی، این مجموعه میتواند به تدریج شبکهای چندلایه از انرژی و ارتباطات میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا پدید آورد. در همین چارچوب، ترکمنستان و افغانستان بر اهمیت خط لوله گاز، طرح انتقال برق و ایجاد زیرساختهای فیبر نوری برای توسعه اقتصادی افغانستان نیز تأکید کردهاند.
اتصال هوایی؛ حلقهای اثرگذار
در حوزه حملونقل نیز تحولات شگرفی در حال شکلگیری است. پاکستان و ترکمنستان اعلام کردهاند که برای از سرگیری پروازهای باری و تجاری مستقیم آمادگی دارند. اسلامآباد در ماههای گذشته حتی پیشنهاد داده بود که این روند ابتدا با پروازهای باری آغاز و سپس به پروازهای تجاری توسعه یابد. اهمیت اقتصادی این کار بسیار زیاد است؛ پروازمستقیم میتواند ارتباط میان شرکتها، سرمایهگذاران، دانشجویان، بیماران و گردشگران را تسهیل کند و به خصوص برای تجارت کالاهای با ارزش افزوده بالا، خدمات پزشکی و آموزشی اهمیت فراوانی دارد. در واقع، پاکستان برای تبدیل شدن به مسیر جنوبی اتصال آسیای مرکزی به بازارهای جهانی، به مجموعهای از ارتباطات مکمل نیاز دارد: راهآهن، جاده، بنادر، پرواز و سازوکارهای گمرکی. همکاری با ترکمنستان میتواند یکی از اجزای این شبکه چندوجهی باشد.
چرخش تجاری؛ از انرژی به تولید
یکی از نقاط قوت رویکرد جدید اسلامآباد، تلاش برای کاهش تمرکز بر حوزه انرژی در روابط اقتصادی خود با دیگر کشورهاست. در این میان، صنعت نساجی دارای جایگاه ویژهای است. ترکمنستان دارای توانمندی چشمگیری در تولید پنبه و حوزه منسوجات است و پاکستان نیز در زمینه طراحی ماشینآلات، تولید محصولات با ارزش افزوده و دسترسی به بازارهای صادراتی، از تجربه و توانمندیهای قابل توجهی برخوردار است. سفیر پاکستان در ترکمنستان، از تمایل شرکتهای پاکستانی به افزایش تجارت با ترکمنستان در زمینههایی همچون تجارت نخ، پارچه، منسوجات خانگی، پوشاک آماده و پارچههای مناسب برای پوشاک زنانه خبر داده است. این همکاری میتواند برای عشقآباد نیز اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا توسعه صنعت نساجی ترکمنستان صرفاً با افزایش تولید معنا نمییابد و دسترسی به بازارهای خارجی، تنوع محصولات و پیوند با زنجیرههای صادراتی نیز در این راستا ضروری میباشند. از همین منظر، حوزههایی همچون صنعت ساختمان، سنگ مرمر، داروسازی، تجهیزات پزشکی و آموزشهای فنی و حرفهای نیز میتوانند به تدریج سهم بیشتری در تجارت دوجانبه داشته باشند. در صورت تحقق، این روند، ساختار روابط اقتصادی دو کشور را از وابستگی نسبی به انرژی به سمت الگوهای تجاری متنوعتر سوق خواهد داد.
ترکمنستان: دروازه ورود پاکستان با آسیای مرکزی
فراتر از این تحولات، پاکستان محاسبات ژئواکونومیک گستردهتری را دنبال میکند. این کشور میکوشد موقعیت جغرافیایی خود را به یک مزیت راهبردی، یعنی اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد و بازارهای جنوبی، تبدیل کند. پاکستان در سال ۲۰۲۶ میکوشد بنادر خودرا به عنوان گزینهای مطلوب برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی معرفی کند و این سیاست را با توسعه کریدورهای جادهای، ریلی و چندوجهی پیگیری میکند. در این چارچوب، گسترش روابط این کشور با ترکمنستان بسیار حائز اهمیت است، زیرا میتواند یکی از مسیرهای شمالی ورود پاکستان به شبکه اقتصادی آسیای مرکزی باشد. اما این راهبرد با یک محدودیت اساسی روبهروست: افغانستان. تا زمانی که روابط پاکستان و افغانستان از سطح منازعه امنیتی به سطحی از ثبات و همکاری قابل اتکا نرسد، ظرفیتهای گستردهتر اتصال آسیای مرکزی به بنادر پاکستان با مخاطراتی جدی مواجه خواهند بود. همین مسئله درباره خط لوله گاز و طرح انتقال برق نیز صدق میکند. بنابراین، افغانستان برای پاکستان تنها یک همسایه امنیتی نیست، بلکه حلقه ژئواکونومیک اتصال پاکستان به آسیای مرکزی است. هرگونه اختلال پایدار در این حلقه، مستقیماً بر جذابیت اقتصادی مسیرهای انرژی و ترانزیتی میان ترکمنستان و پاکستان اثر خواهد گذاشت.
اهمیت پاکستان برای ترکمنستان
از سوی دیگر، نگاه عشقآباد به پاکستان نیز در حال تغییر است. ترکمنستان برای سالها تلاش کرده وابستگی خود به یک بازار یا مسیر صادراتی خاص را کاهش دهد و گزینههای مختلفی برای انتقال انرژی و توسعه تجارت ایجاد کند. در این چارچوب، پاکستان میتواند هم بازار انرژی و هم مسیر دسترسی به بازارهای جنوب آسیا و آبهای آزاد باشد. در همین راستا، سفیر ترکمنستان در اسلامآباد بر گسترش همکاریهای ترانزیتی و طرحهای فنی منطقهای، از جمله خط لوله گاز و طرح انتقال برق، تأکید کرده است. بنابراین، منافع دو کشور تا حدی مکمل یکدیگر است: ترکمنستان به دنبال تنوعبخشی به مسیرها و بازارهای صادراتی بوده و پاکستان نیز به دنبال دسترسی مطمئنتر به انرژی و تقویت جایگاه خود به عنوان دروازه جنوبی آسیای مرکزی است. در این چارچوب، اتصال ترکمنستان به پاکستان از مسیر افغانستان میتواند دستکم سه محور مکمل داشته باشد: انتقال گاز از طریق خط لوله تاپی، انتقال برق از طریق طرح انتقال برق تاپ و ارتباطات از طریق زیرساختهای مخابراتی و فیبر نوری. در صورت پیشرفت همزمان این پروژهها، ارزش ژئواکونومیک مسیر صرفاً به انتقال انرژی محدود نخواهد ماند و میتواند به شکلگیری یک پیوند چندوجهی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا کمک کند.
موانع راهبردی
با وجود این چشمانداز، افغانستان همچنان مهمترین عامل تعیینکننده در اجرای این پروژهها است. هر دو پروژه خط لوله انتقال گاز و طرح انتقال برق برای رسیدن به بازار پاکستان باید از خاک افغانستان عبور کنند. در مورد خط لوله انتقال گاز، ساخت بخش غربی مسیر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ پیشرفت قابل توجهی داشته است، اما تکمیل کل مسیر تا پاکستان و سپس هند همچنان به پیشرفت سایر بخشهای پروژه، تأمین منابع مالی و تضمین امنیت مسیر وابسته است. در مورد طرح انتقال برق نیز مذاکرات اخیر کابل و عشقآباد نشان میدهد که بخشی از چارچوب حقوقی و اجرایی پروژه هنوز نهایی نشده است. بنابراین، ثبات و امنیت در افغانستان(بهعنوان کشور ترانزیتی)، پیششرط اجرای هر دو پروژه است. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا روابط افغانستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۶ با تنشهای امنیتی جدیدی روبهرو شده و گزارشهایی از تشدید درگیریها در امتداد مرز دو کشور منتشر شده است. چنین وضعیتی میتواند مستقیماً بر اجرایی شدن پروژههای مذکوراثر بگذارد. به بیان دیگر، پیشرفت فنی پروژهها به تنهایی برای ایجاد اتصال پایدار کافی نیست؛ امنیت و ثبات سیاسی مسیر نیز از ضرورتهای بنیادین آن است. هرچه پروژههای بیشتری از یک مسیر واحد عبور کنند، اهمیت ثبات در کشور ترانزیت نیز بیشتر خواهد شد.
امکانسنجی راهبردی
با اینحال، میان اعلام آمادگی سیاسی و ایجاد یک شبکه پایدار اقتصادی، فاصلهای معنادار وجود دارد. خط لوله تاپی و طرح انتقال برق تاپ همچنان به ثبات و امنیت در افغانستان وابسته هستند، پروازهای مستقیم هنوز برقرار نشدهاند و توسعه تجارت دوجانبه نیز نیازمند ایجاد سازوکارهای بانکی، گمرکی، ترانزیتی و حضور مستمر بخش خصوصی است. از این منظر، اهمیت اظهارات اخیر سفرای دو کشور نه در معرفی طرحهای جدید، بلکه در بازتعریف دستور کار روابط و گذار از اعلام دوستی به شناسایی حوزههای عملی همکاری است. در شرایط کنونی، اسلامآباد میکوشد رابطه با عشقآباد را در چارچوبی بزرگتر تعریف کند: امنیت انرژی، اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا، توسعه تجارت و تبدیل پاکستان به دروازه ترانزیتی اقتصادهای محصور در خشکی منطقه. ازسوی دیگر، نگاه ترکمنستان به پاکستان نه صرفاً به عنوان خریدار گاز، بلکه به عنوان بخشی از شبکه گستردهتر اتصال انرژی و تجارت آن کشور است. در این چارچوب، خط لوله تاپی، طرح انتقال برق و ارتباطات مخابراتی نه پروژههایی منفرد، بلکه اجزای بالقوه یک شبکه به هم پیوسته انرژی، ارتباطات و ترانزیت هستند که میتوانند آسیای مرکزی را به جنوب آسیا نزدیکتر کنند. از این منظر، تاپی همچنان سنگ محک اصلی این شراکت بهشمار میرود، با اینحال، تنها معیار سنجش آن نیست. اگر بخشهای زیرساختی خط لوله گاز و طرح انتقال برق تکمیل گردند، پروازهای مستقیم برقرار شوند، زیرساختهای ارتباطی گسترش یابند و تجارت در حوزههای مختلف نیز رونق گیرد، روابط پاکستان و ترکمنستان میتواند از رابطهای که عمدتاً بر تعاملات سیاسی و صادرات گاز استوار است، به یک مشارکت ژئواکونومیک چندوجهی تبدیل شود. اما تحقق این ظرفیت در نهایت به همان عامل تعیینکنندهای بازمیگردد که در میان همه این طرحها نقشی محوری دارد: ثبات افغانستان و امکان عبور امن، قابل پیشبینی و اقتصادی انرژی، کالا و ارتباطات از این کشور. بدون فراهم شدن چنین شرایطی، نقش پاکستان بهعنوان دروازه آسیای مرکزی در سطح یک ظرفیت جغرافیایی باقی خواهد ماند و به واقعیتی پایدار در اقتصاد منطقه تبدیل نمیشود.
نتیجهگیری
روابط پاکستان و ترکمنستان در مسیری قرار گرفته که در آن، ملاحظات سیاسی جای خود را به ضرورتهای اقتصادی و فنی میدهد. در صورت پیشرفت همزمان، پروژههای خط لوله گاز تاپی و طرح انتقال برق تاپ میتوانند به شکلگیری یک شبکه چندلایه انرژی و ترانزیت میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا منجر شوند. گسترش تجارت به حوزههای دیگر همچون نساجی و برقراری پروازهای مستقیم نیز میتوانند به تنوعبخشی روابط دوجانبه کمک کنند. با این حال، وابستگی هر دو پروژه به ثبات و امنیت در افغانستان و ناپایداری امنیتی در این کشور، مهمترین مانع اجرای آنها بهشمار میرود. بدون ثبات پایدار در افغانستان و ایجاد سازوکارهای مناسب برای عبور امن انرژی و کالا، تبدیل این ظرفیتها به واقعیتهای اقتصادی دشوار خواهد بود. آنچه در این مرحله اهمیت مییابد، گذار از اعلام آمادگی سیاسی به شناسایی زمینههای عملی همکاری و رفع موانع اجرایی است.
دربارهٔ نویسنده
مصطفی زندیه
رایزن درجهیک وزارت امور خارجه؛ دارای کارشناسی تاریخ از دانشگاه تهران و کارشناسیارشد روابط بینالملل از دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی. دارای سابقه مأموریتهای دیپلماتیک در کراچی، اسلامآباد، مینسک و عشقآباد در حوزههای سیاسی، دیپلماسی عمومی، امور کنسولی و اقتصادی است .
- سیاست
- اقتصاد و تجارت
شیوه ارجاع به این مقاله
مصطفی زندیه. «پاکستان و ترکمنستان؛ گذار به شراکت راهبردی در انرژی و تجارت.» اندیشکده اقبال، ۲۸ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%da%a9%d9%85%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%9b-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87/.
نظرات