دکتر شهرام پیرانی
دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاستپژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.
مشاهده پروفایل
مقدمه
در چشمانداز ژئوپلیتیک و اقتصادی قرن بیستویکم، روابط چین و پاکستان از یک همپیمانی سنتی به یکی از پیچیدهترین و عمیقترین شراکتهای بینالمللی تبدیل شده است. این رابطه که ریشه در همسویی استراتژیک دو کشور در دوران جنگ سرد دارد، در دو دهه اخیر تحت کلانپروژه «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» (CPEC) به هسته اصلی سیاست خارجی هر دو کشور بدل گشته است. «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» دیگر تنها یک طرح عمرانی یا جادهای ساده نیست؛ بلکه بازطراحی کلانِ نظمِ قدرت در جنوب آسیا و نقطه تلاقی امنیت انرژی چین با رؤیاهای توسعهای پاکستان محسوب میشود. در آستانه سال ۲۰۲۵، این پیوند با عبور از چالشهای مختلف و نوسانات جهانی به بلوغی رسیده است که آمارهای تجاری، آن را بهعنوان ستون فقرات اقتصادی جنوب آسیا معرفی میکنند. این نوشتار با عبور از توصیفهای کلیشهای، به تحلیل سیر تحول، ساختار کنونی، چالشهای بنیادین و پیامدهای منطقهای این پیوند میپردازد.
پیشینه روابط اقتصادی دو طرف
مناسبات اقتصادی دو کشور طی نیمقرن اخیر، سه مرحله متمایز را پشت سر گذاشته است که هر یک بازتابی از ضرورتهای زمانه بودهاند. در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، همکاریها عمدتاً تحت لوای امنیت متقابل و با محوریت حمایتهای نظامی پکن از اسلامآباد در تقابل با هند شکل گرفت؛ در این دوران، اقتصاد در اولویت دوم قرار داشت. با آغاز دهه ۱۹۹۰ و چرخش چین به سمت اقتصاد بازار، روابط بهتدریج جنبه تجاری یافت. نگاهی به دادههای تاریخی نشان میدهد که حجم تجارت دوجانبه در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی تنها حدود ۲ میلیارد دلار بود؛ رقمی که با آغاز پروژه «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» در سال ۲۰۱۳، جهشی صعودی را تجربه کرد.
نقطه عطف نهایی با اعلام ابتکار «کمربند و راه» (BRI) توسط چین رقم خورد. این گذار تاریخی نشاندهنده تغییر ماهیت رابطه از یک دوستی سیاسی به یک ادغام ساختاری است. در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، تثبیت زنجیرههای تأمین، مسیر را برای رکوردشکنی سال ۲۰۲۵ هموار کرد. پکن اکنون پاکستان را نه فقط یک متحد، بلکه بهعنوان «آزمایشگاه ملی» پروژههای برونمرزی خود میبیند که موفقیت در آن، اعتبار مدل چینی توسعه را در سطح جهان تضمین میکند. این تکامل تاریخی باعث شده است تا پاکستان از یک «شریک دفاعی» به یک «شریک سرنوشت» برای چین تبدیل شود.
وضعیت کنونی مبادلات اقتصادی دو کشور
وضعیت کنونی روابط را باید در قالب یک هندسه چندلایه بررسی کرد که فراتر از آمار و ارقام مرسوم است. سرمایهگذاری ۶۲ میلیارد دلاری چین در پاکستان، بزرگترین سرمایهگذاری خارجی در تاریخ این کشور محسوب میشود که عمدتاً بر حل بحران مزمن انرژی تمرکز دارد. طبق آمارهای نهایی در سال ۲۰۲۵، حجم کل تجارت دوجانبه میان دو کشور به رقم خیرهکننده ۲۸.۷ میلیارد دلار رسیده است. این در حالی است که این رقم در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۰.۱ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴.۳ میلیارد دلار ثبت شده بود؛ رشدی مستمر که نشاندهنده شکستناپذیری پیوندهای اقتصادی در برابر فشارهای بینالمللی است. در حوزه تراز تجاری، تحلیل جزئیات سال ۲۰۲۵ نشاندهنده چالشهای عمیق و در عین حال فرصتهای نوین است:
در سال ۲۰۲۵، مدیریت بدهیها به نکتهای حائز اهمیت تبدیل شده است. با توجه به اینکه حدود ۳۰ درصد از کل بدهیهای خارجی پاکستان متعلق به چین است، دو کشور بر روی مدل «تسهیل بدهی در برابر سرمایهگذاری سبز» توافق کردهاند تا فشار بازپرداخت وامهای فاز نخست پروژه اقتصادی چین-پاکستان کاهش یابد. این ادغام مالی، اسلامآباد را از فشار تحریمها یا نوسانات پولی غرب مصون میدارد، اما همزمان فرمان هدایت مالی کشور را به پکن میسپارد.
جدول ۱: مقایسه شاخصهای اقتصادی و تراز تجاری دو کشور (آمار ۲۰۲۵)

جاده ابریشم نوین در فضای سایبری
یکی از ابعاد حیاتی در روابط نوین چین و پاکستان، انتقال تکنولوژیهای پیشرفته است که به «جاده ابریشم دیجیتال» شهرت یافته است. پکن با سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای نسل پنجم (5G) که در سال ۲۰۲۵ به پوشش ۸۰ درصدی در شهرهای بزرگ پاکستان رسیده، در حال بازسازی کامل ساختار ارتباطی این کشور است. در سال جاری میلادی، بیش از ۶۰ درصد از زیرساختهای رایانش ابری و مراکز داده دولتی پاکستان توسط شرکتهای چینی تأمین شده است.
در حوزه هوش مصنوعی، همکاریهای دوجانبه برای هوشمندسازی بنادر و مدیریت زنجیره تأمین در بندر گوادر، این منطقه را به یک مرکز داده بزرگ تبدیل کرده است. علاوه بر این، نفوذ پلتفرمهای پرداخت دیجیتال چینی نظیر علیپی (Alipay) و همکاری در بخش فینتک (FinTech)، در حال تغییر سبک زندگی در پاکستان است. آمارهای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که تراکنشهای انجامشده از طریق درگاههای متصل به سیستمهای چینی در پاکستان، نسبت به سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۲۰ درصد رشد داشته است. این یکپارچگی، وابستگی فنی پاکستان به استانداردهای چینی را برای دهههای آینده تثبیت میکند. در واقع، چین در حال صدور «استاندارد چینی» به پاکستان است که میتواند الگویی برای سایر کشورهای واقع در مسیر کمربند و راه باشد.
فاز دوم «کریدور اقتصادی چین-پاکستان»
با تکمیل بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی در فاز نخست، اکنون در سال ۲۰۲۵ تمرکز اصلی بر فاز دوم معطوف شده است که قلب آن را «مناطق ویژه اقتصادی» تشکیل میدهند. مناطقی مانند «رشادکای» و «علامه اقبال» اکنون به بهرهبرداری کامل رسیدهاند. در سال جاری، بیش از ۴۵۰ شرکت چینی در این مناطق ثبتنام کردهاند؛ هدف این شرکتها تولید کالاهایی با برچسب «ساخت پاکستان» برای دور زدن تعرفههای صادراتی غرب بر کالاهای چینی است.
هدف استراتژیک این است که پاکستان از یک اقتصاد وارداتمحور به یک پایگاه تولیدی تبدیل شود. نوسازی بخش کشاورزی نیز از اولویتهای دو کشور است؛ پکن در سال جاری بیش از ۵۰۰ کارشناس کشاورزی را برای آموزش متدهای نوین آبیاری و کشت هوشمند به ایالتهای سند و پنجاب اعزام کرده است. این همکاریها منجر به افزایش ۲۰ درصدی تولید پنبه و دانههای روغنی در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ شده است. با این حال، انتقال صنایع آلاینده چین به خاک پاکستان همچنان یک گسل اجتماعی جدی محسوب میشود.
پیامدهای منطقهای: بازتعریف توازن قوا در جنوب آسیا
گسترش کریدور اقتصادی چین-پاکستان زمینلرزهای در معادلات قدرت منطقه ایجاد کرده است. نخستین پیامد آن، تعمیق شکاف استراتژیک میان هند و پاکستان است. در سال ۲۰۲۵، با افزایش حضور ناوهای چینی در نزدیکی بندر گوادر تحت پوشش امنیت کریدور، دهلینو با نگاهی بدبینانه، «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» را بخشی از راهبرد «رشته مروارید» میبیند. این امر باعث شده است هند در سال جاری میلادی بودجه نظامی خود را در بخش دریایی به شکل بیسابقهای افزایش دهد.
پیامد دوم، تغییر نقش کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس است. عربستان سعودی و امارات با درک اهمیت گوادر در سال ۲۰۲۵، سرمایهگذاریهای سنگینی در حوزه پالایشگاهی و پتروشیمی در سواحل مکران پاکستان انجام دادهاند. همچنین، این کریدور موجب توجه روسیه به سمت جنوب نیز شده است؛ مسکو در سال ۲۰۲۵ مذاکرات جدی را برای پیوستن رسمی به سیستم ترانزیتی «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» آغاز کرده است تا کالاهای خود را از طریق خاک پاکستان به بازارهای آفریقا برساند.
چشمانداز آینده
دورنمای همکاریهای دو کشور در درون یک میدان مین ژئوپلیتیک قرار دارد. از یک سو، هند عبور کریدور از مناطق مورد مناقشه را نقض حاکمیت ملی خود میداند و از سوی دیگر، ایالات متحده با نگرانی به نفوذ فزاینده پکن در جنوب آسیا مینگرد. چالشهای امنیتی داخلی در سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به یکی از بزرگترین موانع تبدیل شده است؛ حملات مکرر گروههای جداییطلب بلوچ به مهندسان چینی، پاکستان را ناچار کرده است تا در سال جاری، تعداد نیروهای یگان ویژه حفاظت از «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» را به بیش از ۳۰ هزار نفر افزایش دهد.
این هزینههای امنیتی فزاینده، سودآوری پروژهها را در سال ۲۰۲۵ تحتالشعاع قرار داده است. با این حال، چین نشان داده است که از اهداف استراتژیک خود عقبنشینی نمیکند. موفقیت بندر گوادر منوط به توانایی چین در دور زدن «تنگه مالاکا» و ایجاد یک مسیر ترانزیتی امن است که بتواند موازنه قدرت را در اقیانوس هند به سود پکن تغییر دهد.
تأثیر بر ایران
روابط فشرده چین و پاکستان در سال ۲۰۲۵، موقعیت ایران را در حالتی متناقض (پارادوکسیکال) قرار داده است. از یک منظر، توسعه بندر گوادر میتواند رقیبی برای چابهار باشد، اما نگاه راهبردی حکم میکند که ایران به دنبال «همافزایی ساختاری» باشد. در سال آینده، با تکمیل بخش بزرگی از شبکه ریلی پاکستان تا مرز تفتان، فرصت بینظیری برای ایران فراهم میگردد تا به هاب میانی منطقه تبدیل شود.
سیاست هوشمندانه برای تهران، پیشنهاد اتصال کریدور شمال-جنوب به «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» است. این اقدام نه تنها ارزش استراتژیک ایران را دوچندان میکند، بلکه کشور را به پل ارتباطی اصلی میان پکن، اسلامآباد و بازارهای اروپا بدل میسازد. در حوزه انرژی، پروژه خط لوله گاز ایران-پاکستان میتواند با حمایت مالی و تکنولوژیک چین که در مذاکرات ۲۰۲۵ چراغسبزهایی برای آن دیده شده، به یک شریان حیاتی تبدیل شود. راهبرد ایران باید از حالت انفعالی به سمت «مشارکت فعال» تغییر یابد تا خود را بهعنوان ضلع سوم یک مثلث قدرتمند تثبیت نماید.
نتیجهگیری
روابط اقتصادی چین و پاکستان در سال ۲۰۲۵ نشاندهنده یک پروژه تمدنی است که آینده آسیا را رقم خواهد زد. آمارهای سال ۲۰۲۵ بهوضوح نشان میدهند که با وجود فشارهای اقتصادی جهانی، تراز تجاری و حجم مبادلات این دو کشور به ثبات ساختاری رسیده است. این پیوند اکنون به فضای سایبری، زیرساختهای مالی و امنیت غذایی نفوذ کرده است. برای پاکستان، «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» آخرین فرصت برای جهش به یک قدرت صنعتی و برای چین، کانون اصلی راهبرد خروج از محاصره دریایی است. در این میان، ایران نباید بهعنوان یک تماشاگر منفعل، نظارهگر این تحولات باشد. تدوین یک راهبرد فعال برای «اتصال کریدورها»، تنها راه تبدیل تهدیدِ رقبا به فرصتهای رشد ملی است. در نظم نوین جهانی، قدرت متعلق به کسانی است که بتوانند جغرافیای خود را به پیوندهای اقتصادی و تکنولوژیک بینالمللی گره بزنند.
دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاستپژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق