تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
مقدمه
از هنگامه استقلال در سال ۱۹۴۷، کشور پاکستان پیوسته با دشواریهای زیربنایی در ساماندهی به هویت جمعی، اعتباربخشی به حاکمیت سیاسی و حفظ یکپارچگی سرزمینی دستبهگریبان بوده است. دوگانگی ریشهدار در تعریف “هویت ملی”( که همزمان بر مؤلفههای دینی و مؤلفههای قومی-زبانی استوار است) از دیرباز بستری برای منازعات خونین فراهم آورده است. این کشمکشهای بنیادین، در ادوار تاریخی گوناگون، از نهضتهای جداییخواهانه در بنگال شرقی (که به استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱ انجامید) تا شورشهای مداوم ملیگرایان بلوچ و پشتون، همواره اقتدار حاکمیت مرکزی را به محک آزمون نهادهاند. اما آنچه در ژوئیه ۲۰۲۶ رخ داده، ترکیب بیسابقه این تضادهای دیرینه با پدیدههای نوظهوری چون تروریسم فراملی و گسترش فناوریهای دیجیتال است که بستری از بحرانهای همپوشان و کاملاً ناآشنا را پدید آورده است.
در این مقطع، پاکستان خود را در میانه شبکهای درهمتنیده از بحرانها میبیند که نه صرفاً پهنه سرزمینی، بلکه ارکان مشروعیتبخش نظام سیاسی، کارآمدی نهادهای دولتی و انسجام اجتماعی کشور را هدف گرفتهاند. در شرق کشور، شورشهای گسترده و توأم با خشونت در کشمیر آزاد، کارآمدی الگوی حکمرانی از راهدور اسلامآباد بر این منطقه را به چالش طلبیده و نقد نظام کرسیهای رزرو شده ( که خود زمینهساز فساد سیاسی و توزیع نامتوازن قدرت است) به اوج خود رسیده است. در غرب کشور، تشدید حملات ” تحریک طالبان پاکستان” و ناامنیهای روبهتزاید در بلوچستان (که در شرایط کنونی دو ایالت را به میدان «جنگی تمامعیار» تبدیل کرده) دولت را در نوعی از محاصره امنیتی قرار داده که در چند دهه اخیر کمسابقه بوده است.
در دل این آشوبها، دولت “شهباز شریف” با رونمایی از سامانه «نخستوزیری مبتنی بر هوش مصنوعی» و اعلام سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری در فناوریهای نوین تا سال ۲۰۳۰، میکوشد روایتی تازه از کارآمدی خویش را به تصویر کشد و راهی برای گریز از فشارهای ساختاری برای خود پیدا کند. نوشتار حاضر با اتکا به رویکردی تحلیلـتاریخی، در پی آن است که این دو پدیده بهظاهر ناهمگون را در چارچوبی یکپارچه مورد بررسی قرار دهد. پرسش محوری این است که آیا پروژه «نخستوزیری هوشمند» در نظامی که پایههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن متزلزل است، میتواند ثمربخش باشد، یا صرفاً اقدامی برای تغییر روایت و پنهان نمودن ناتوانی دولت در مواجهه با بحرانهای بنیادین بهشمار میرود؟
جغرافیایِ خشونت و راهبردِ انکار
چالشهای امنیتی پاکستان در ژوئیه ۲۰۲۶ به نقطه اوج خود رسیده و تحلیلگران ارشد این کشور اذعان دارند که همزمانی بیثباتی و خشونت در دو ایالت غربی، در چند دهه اخیر بیسابقه بوده است. در ایالت بلوچستان، تشدید حملات “ارتش آزادیبخش بلوچستان” و گسترش دامنه عملیات “تحریک طالبان پاکستان” به مناطق پشتوننشین این ایالت، از همپوشانی خطرناک دو جبهه «ملیگرایی قومی» و «اسلامگرایی افراطی» حکایت دارد. بهدنبال حملات مرگبار به پاسگاه پلیس “بند منگی” در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ که منجر به کشتهشدن ۴۰ نفر شد، ائتلاف “تحریک تحفظ آیین پاکستان” رسماً خواستار استعفای دولت محلی بلوچستان شد و آن را فاقد صلاحیت لازم برای تأمین امنیت دانست. کارشناسان امنیتی بر این باورند که رویکرد صرفاً نظامی ارتش در بلوچستان( که بر پاکسازی میدانی و حذف فیزیکی شورشیان متمرکز است) بهدلیل غفلت از ریشههای سیاسی و اقتصادی نارضایتیها، نهتنها کارایی لازم را ندارد، بلکه بر خشم عمومی دامن میزند و شکاف میان مردم و نهادهای نظامی-دولتی را عمیقتر میسازد.
همپای بحران در بلوچستان، ایالت خیبرپختونخوا نیز بهسبب وجود شکافهای عمیق میان دولت مرکزی و دولت ایالتی، و نیز فقدان مشروعیت نهادهای امنیتی در نزد مردم، به یکی دیگر از کانونهای بحران تبدیل شده است. رئیس “حزب عوامی ملی در اظهاراتی صریح اعلام کرد که از مردم این ایالت برای جنگ علیه تروریسم استفاده نخواهد شد؛ زیرا این وظیفه بر عهده نهادهای امنیتی است. این موضعگیری، آشکارا نشان از وجود شکافهای عمیق میان دولت مرکزی و دولتهای ایالتی دارد و بهوضوح حکایت از آن دارد که سیاست امنیتی مبتنی بر مشارکت اجباری مردم، با مقاومتی جدی روبرو شده است. همزمان، روابط اسلامآباد با کابل بهدلیل خودداری طالبان از برخورد قاطع با گروههای مسلح مخالف دولت پاکستان (بهویژه “تحریک طالبان پاکستان”) به پایینترین سطح ممکن رسیده و بستهشدن مرزها، دامنه اقتصادی این بحران را بیش از پیش آشکار ساخته است.
با اینهمه، عمیقترین شکاف سیاسی در منطقه کشمیر آزاد رخ داده است. اعتراضات گسترده “کمیته اقدام مشترک عواملی کشمیر” علیه نظام کرسیهای رزروشده، با واکنش خشن دولت محلی و استقرار هزاران نیروی امنیتی همراه بوده است. درگیریهای ۱۴ ژوئیه که منجر به کشتهشدن ۹ نفر شد، احزاب و گروههای مخالف را بر آن داشت تا فضای موجود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه، کاملاً نامناسب بدانند و خواستار تعویق آن گردند. این بحران مشروعیت، در شرایطی رخ داده که دولت پاکستان بهطور همزمان در حال بررسی اعطای وضعیت ایالتی به گلگیت-بلتستان است؛ اقدامی که مفسران آن را بهمثابه تلاش برای تغییر روایت و انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی تعبیر کردهاند.
در میانه این بحران تمامعیار، دولت شهباز شریف با اعلام سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری در هوش مصنوعی تا ۲۰۳۰ و رونمایی از سامانه «نخستوزیری مبتنی بر هوش مصنوعی» با هدف دیجیتالیسازی فرایندهای اداری و افزایش شفافیت آنها، میکوشد چهرهای مدرن از خویش به نمایش بگذارد. اما این پروژهها با چالشهایی بنیادین مواجه هستند. شش ماه پس از تصویب «سیاست ملی هوش مصنوعی» در سال ۲۰۲۵، پیشرفت میدانی آن ناچیز بوده و عدم هماهنگی میان دولت مرکزی با دولتهای ایالتی بهدلیل نبود نهاد ناظر مستقل، این سیاست را به بنبست اجرایی کشانده است. نگرانیهای جدی در مورد مسائلی همچون “سوگیری الگوریتمی” نبود قوانین جامع حفاظت از دادههای شخصی، و وابستگی شدید به مدلهای خارجی، بر ابهامات این پروژه افزوده است. در این چارچوب، رونمایی از “نخستوزیری هوشمند” در بحبوحه ناآرامیها، بیش از آنکه یک ابتکار فنی باشد، بهمثابه”فرار به جلو”و تلاشی برای تغییر روایت از دل بحرانهای عمیق ساختاری تعبیر میشود؛ دولتی که نمیتواند امنیت جانی، معیشت اقتصادی و عدالت سیاسی مردم را تأمین کند، به “کارآمدی صوری” و “مدرنیته نمایشی” پناه میبرد تا افکار عمومی را از تمرکز بر ناتوانی خویش منحرف سازد.
افقهای پیش روی پاکستان؛ بنبست یا آشتی ملّی؟
در نیمه دوم سال ۲۰۲۶، دو سناریوی متضاد و محتمل پیش روی پاکستان قرار دارد. سناریوی نخست، که با شتاب کنونی رویدادها همخوانی بیشتری دارد، “تعمیق شکاف میان واقعیت و روایت” و ادامه “وضعیت شکننده” است. در این سناریو، تشدید ناامنیها در بلوچستان و خیبرپختونخوا (که برخی آن را «جنگ تمامعیار» توصیف کردهاند) روندی صعودی خواهد یافت. همپوشانی عملیاتی گروههای جداییطلب ناسیونالیست و اسلامگرایان رادیکال، پدیدهای نوین است که معادلات امنیتی سنتی را دگرگون ساخته و کارایی راهبرد صرفاً نظامی را با چالشی جدی مواجه ساخته است. از سوی دیگر، روابط تنشآمیز اسلامآباد با کابل بر سر حمایت طالبان افغانستان از “تحریک طالبان پاکستان”، مرزهای غربی کشور را بهشدت بحرانی نموده و بستهشدن گذرگاههای مرزی، ابعاد اقتصادی این بحران را آشکار ساخته است؛ هزاران کامیون حامل کالاهای اساسی در دو سوی مرز معطل مانده و قیمت مواد غذایی در دو سوی مرز بهشدت افزایش یافته است.
در کشمیر نیز، اصراردولت بر برگزاری انتخابات در شرایطی که مخالفان آن را “فاقد شرایط حداقلی برای یک رقابت آزاد” میخوانند، میتواند منجر به تشدید ناآرامیها گردد. شواهد تاریخی نشان داده که برگزاری انتخابات در فضای سرکوب و توأم با رعب و وحشت، تنها منجر به تشدید بحران میگردد. در همین حال، اعطای احتمالی وضعیت ایالتی به گلگیت-بلتستان نهتنها موجب تعمیق بحران مشروعیت میشود، بلکه موجب واکنش دیپلماتیک شدید از سوی هند و تشدید اعتراضات درمناطق مجاور خواهد شد. در حوزه سیاست خارجی، نقش میانجیگرانه پاکستان در مناقشات خلیجفارس و تعهدات گسترده دفاعی به عربستان، این کشور را در معرض خطر ورود مستقیم به جنگی منطقهای قرار داده است که درتناقض با ادعای دولت این کشور دال بر تمرکز بر بحرانهای داخلی قرار دارد.
سناریوی دوم که “بازگشت به عقلانیت سیاسی” نام دارد، مشروط به فراهمشدن پیشنیازهایی معین، امکان تحقق خواهد داشت. ائتلاف موسوم به «تحریک تحفظ آیین پاکستان» بر ضرورت گفتوگوی ملی فراگیر و راهکارهای سیاسی بهجای راهکارهای صرفاً امنیتی تأکید دارد و خواستار تشکیل جلسه مشترک با اعضای پارلمان برای بررسی بحرانها شده است. تجربه تاریخی پاکستان نشان داده که تأکید صرف بر «سیاست باتوم و گلوله» در مناطق حساسی چون بلوچستان و کشمیر، نهتنها بینتیجه بوده، بلکه باعث تشدید میزان نفرت و خشم عمومی شده است.
در حوزه حکمرانی و فناوری، آگاهی فزاینده از لزوم تدوین قوانین حقوقی مناسب برای توسعه هوش مصنوعی، میتواند مسیر توسعه این حوزه را بهسوی پاسخگویی و شفافیت هدایت کند؛ اما این مهم، مستلزم اراده سیاسی جدی، هماهنگی نهادهای مختلف و مشارکت جامعه مدنی است که در شرایط کنونی، در زمره اولویتهای دولت این کشور نیست. بهبیانی دیگر، تحقق سناریوی دوم مستلزم آن است که نخبگان سیاسی با رویکردی واقعبینانه با مسائل زیر برخورد نمایند: نخست، مسئله بلوچستان صرفاً یک معضل امنیتی نیست، بلکه بحرانی سیاسی-اقتصادی است؛ دوم، خواستههای مردم کشمیر را نمیتوان صرفاٌ با سرکوب نظامی پاسخ داد؛ و سوم، پروژههای فناورانه درشرایط بیثباتی سیاسی نمیتوانند کارکرد مطلوبی داشته باشند.
نتیجهگیری
در ژوئیه2026، پاکستان دریک نقطهعطف تاریخی ایستاده است که تقابل «الگوریتم» (بهعنوان نماد مدرنیته نمایشی) و «آشوب» (بهعنوان نماد بحرانهای ساختاری)، چهره واقعی بحران حاکمیت را آشکار ساخته است. “نخستوزیریِ مبتنی بر هوش مصنوعی”در چنین وضعیتی، نه یک راهکار عملی، که نمادی از گسست عمیق دولت از واقعیتهای میدانی و تلاش برای نشنیدن فریادهای اعتراضی است که از چهار گوشه این سرزمین به گوش میرسد. دولت شهباز شریف که خود در کوچههای تنگ بحرانهای اقتصادی (تورم افسارگسیخته، بیکاری فزاینده و کسری بودجه مزمن) و امنیتی گرفتار آمده، با تکیه بر راهکارهای نظامی و نمایشی از کارآمدی فناورانه، بهدنبال مهار بحرانهای چندگانهای است که هرکدام برای سقوط یک دولت کفایت میکنند.
ریشههای سیاسی و اقتصادی نارضایتیها (محرومیت سیستماتیک در بلوچستان، دستکاری ساختارهای قدرت در کشمیر، نبود عدالت در خیبرپختونخوا، و تبعیضهای قومی و زبانی) نه با الگوریتم حل میشوند و نه با گلوله. تا زمانی که اراده سیاسی جدی برای گفتوگوی واقعی با گروههای معترض، اصلاح ساختارهای دستکاریشده و ایجاد چارچوبی شفّاف برای حاکمیت فناوری شکل نگیرد، هرگونه پروژه “نوسازی” صرفاً به “تغییر روایت” از سوی دولتی بدل خواهد شد که در حال فرسایش تدریجی و ازدستدادن مشروعیت خویش است.
چشماندازآینده پاکستان، بیش از آنکه به توانمندیهای الگوریتمی یا توان نظامی بستگی داشته باشد، به ظرفیت نخبگان برای بازشناسی و حل سه واقعیت بحرانی گره خورده است: اعتماد ازدسترفته میان مردم و دولت، امنیت متلاشیشده در دل شهرها و روستاها، و عدالت بهحاشیهرفته که خود را در قالب اعتراضات و شورشها آشکار میسازد. پاکستان در ژوئیه ۲۰۲۶، به «بازاندیشی بنیادین» در سیاستهای امنیتی، اقتصادی و حکمرانی نیاز دارد؛ نوعی بازاندیشی که در آن، بهجای الگوریتمهای سرد و بیروح، گرمای گفتوگوی انسانی، شفافیت نهادی و عدالت اجتماعی در کانون سیاستگذاری قرار گیرد. بدون چنین تحولی، فاصله نمایش مدرنیته و واقعیت فروپاشی بیش از پیش گستردهتر خواهد شد و پاکستان را به ورطهای تاریکتر سوق خواهد داد.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق