تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایلمعاوضه امنیت در برابر نفت یا گامی بهسوی نظم نوین خلیجفارس؟
مقدمه
در ژوئیه ۲۰۲۶، دولت کویت با صدور فرمان قانونی شماره ۷۳، توافقنامه همکاریهای دفاعی با پاکستان را که در ژوئن ۲۰۲۳ امضا شده بود، رسماً تصویب و در روزنامه رسمی «الکویت الیوم» منتشر کرد. این اقدام، توافق را وارد مرحله اجرایی و لازمالاجرا نمود. این تحول راهبردی در شرایطی رخ میدهد که تنها یک سال از امضای پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۲۵ میگذرد و تنشهای فزاینده میان ایالات متحده و ایران، نظم امنیتی سنتی منطقه خلیجفارس را به چالش کشیده است. پاکستان که تا پیش از این تنها یک توافق محدود در حوزه آموزش و رزمایش مشترک با کویت داشت، اکنون با نهایی شدن این توافق، نقش پررنگتری در معادلات امنیتی کویت پیدا کرده است. این توافق از چند جهت برای تحلیل سیاست خارجی پاکستان حائز اهمیت است: نخست، نقش پاکستان بهعنوان تأمینکننده امنیت منطقهای در خلیجفارس را تثبیت کرده و جایگاه آن را در نظم امنیتی نوین منطقه ارتقا بخشیده است. دوم، همزمانی این توافق با تشدید تنشهای ایران و آمریکا و حملات اخیر علیه کویت، بر پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی آن افزوده است. سوم، پاکستان با راهبرد «معاوضه بشکههای نفت در برابر چکمههای نظامی» بهدنبال تأمین نیازهای فوری اقتصادی و انرژی خود است. با این حال، پرسش بنیادین آن است که با توجه به محدودیتهای نظامی پاکستان، اجرای این توافق خطر کشیده شدن این کشور به مناقشات منطقهای و تضعیف نقش میانجیگرانه آن میان ایران و آمریکا را در پی خواهد داشت یا متن فعلی به گونهای تدوین شده که چنین مخاطراتی را بیاثر کرده است؟
میدان کنش؛ فرصتها و موانع ژئوپلیتیکی
نهایی شدن توافقنامه دفاعی پاکستان و کویت در بستر تحولات امنیتی منطقه خلیجفارس شکل گرفته است. بر اساس گزارشهای معتبر، کویت که در سال جاری شاهد تشدید تنشهای امنیتی با ایران بوده، بهدنبال دریافت تعهدات امنیتی گستردهای از سوی اسلامآباد بود. درخواست کویت، که از سوی یک مقام پاکستانی تحت عنوان «لیست آرزوها» توصیف شده، شامل استقرار هزاران نیروی نظامی پاکستانی، جنگندهها، پهپادها، سامانههای پدافند هوایی و سایر تسهیلات نظامی (مشابه پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی) در خاک کویت بود. با این حال، متن نهایی توافق نشان میدهد که مقامات امنیتی پاکستان بر موضع پیشین خود پافشاری کردهاند و استقرار نیروهای رزمی این کشور در خاک کویت در این توافق گنجانده نشده است. در مقابل، پاکستان بهدنبال بهرهبرداری اقتصادی از این همکاری است و خواهان همکاریهای گسترده در حوزه انرژی، از جمله ایجاد تأسیسات ذخیرهسازی سوخت در خاک پاکستان و سرمایهگذاری کویت در زیرساختهای انرژی این کشور است.
این رویکرد که تحلیلگران مسائل منطقه آن را «بشکه در برابر چکمه» نامیدهاند، بهخوبی نشاندهنده راهبرد پاکستان برای استفاده از قابلیتهای نظامی خود بهعنوان اهرمی برای جذب سرمایهگذاری خارجی در شرایط بحران اقتصادیِ مزمن است. در این میان، پاکستان در میان کشورهای عرب منطقه خلیجفارس بهعنوان “گزینه امن” تلقی میشود؛ زیرا پیش از این با عربستان معاهده نظامی مشابهی را منعقد نموده، سابقهای طولانی در توسعه تواناییهای دفاعی خویش دارد، کشوری مسلمان و سنیمذهب محسوب میشود، و در عین حال روابط مطلوبی نیز با آمریکا دارد، ازاینرو به اندازه برخی گزینههای دیگر حساسیتبرانگیز نیست.
با این وجود، چالش اساسی در اجرای این توافق، تنشهای فزاینده میان آمریکا و ایران است که میتواند هرگونه همکاری عملی را با چالشهایی جدی مواجه سازد. پاکستان که اخیراً به ایران اعلام کرده هرگونه حمله به عربستان را حمله به خود تلقی خواهد کرد، در صورت اجرای کامل تعهدات مشابه با کویت، ممکن است بهطور مستقیم درگیر مناقشات منطقهای شود و نقش خود بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن را از دست بدهد. با این حال، عدم گنجاندن بند دفاع متقابل در توافق، تا حدی این نگرانی را کاهش داده است.
چالشهای راهبردی پیشِ روی توافق
نگاه نقادانه به توافق دفاعی پاکستان با کویت، چندین مانع ساختاری را آشکار میسازد که میتوانند اجرای موفق آن را با چالشهایی جدی مواجه سازند. نخستین و مهمترین مانع، محدودیتهای راهبردی و عملی پاکستان است. اسلامآباد اگرچه در گفتار بر تعهد خود به همکاری با کشورهای عربی خلیجفارس تأکید دارد، اما در عمل، بسیاری از معادلات راهبردی خود را بر پایه روابط دوجانبه با چین و عربستان بنا نهاده است. برخلاف رابطه تاریخی و عمیق پاکستان با عربستان سعودی که در بستر همکاریهای دیرپای نظامی-امنیتی شکل گرفته است، رابطه پاکستان با کویت در حدی نیست که توان توجیه تعهدات دفاعی کلان این کشور در قبال کویت را داشته باشد. تأکید مکرر مقامات پاکستانی بر عدم امکانِ استقرار نیروهای رزمی در کویت که در متن نهایی توافق نیز منعکس شده، نشاندهنده آگاهی اسلامآباد از این محدودیتهاست.
مانع دوم، ابهام در معادله اقتصادی این همکاری است. رویکرد «بشکه در برابر چکمه» اگرچه در ظاهر یک معامله برد-برد به نظر میرسد، اما در عمل با این پرسش اساسی مواجه است که آیا کویت حاضر است در ازای تعهدات امنیتی موجود (که عمدتاً در حوزه آموزش، لجستیک و فناوری تعریف شده)، اقدام به سرمایهگذاری کلان و بلندمدت در اقتصاد بحرانزده پاکستان نماید؟ شواهد حاکی از آن است که تاکنون هیچ تضمین عملی روشنی در این زمینه ارائه نشده است و تحقق این بخش از اهداف پاکستان، به مذاکرات تکمیلی موکول شده است.
سومین مانع ساختاری، تأثیرات ژئوپلیتیکی این پیمان بر جایگاه پاکستان به عنوان بازیگر میانجی در منطقه است. پاکستان طی ماههای اخیر نقش فعالی در کاهش تنشهای میان ایران و آمریکا ایفا کرده و این امر، یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک این کشور در سال جاری به شمار میرود. هرگونه تعهد دفاعی گسترده به کویت، که خود هدف حملات ایران بوده، این نقش را با تردیدهایی جدی مواجه میسازد. هرچند که نداشتن بند دفاع متقابل، تا حدی این نگرانی را مرتفع ساخته، اما همکاری در حوزههای لجستیک، اطلاعات و فناوری نیز میتواند در شرایط بحران، پاکستان را در موقعیتی قرار دهد که مجبور شود میان متحدان عربی خود و ایران، یکی را انتخاب کند.
چهارمین مانع، همپوشانی این توافق با روندهای مشابه در منطقه است. همزمانی نهایی شدن این توافق با تمایل برخی کشورهای منطقه به گسترش همکاریهای دفاعی با پاکستان (از جمله علاقه بحرین به انعقاد پیمانی مشابه، درخواست اردن برای خرید تجهیزات نظامی، و تهیه پیشنویس «پیمان دفاعی سهجانبه ترکیه، پاکستان و عربستان»)، ممکن است باعث افزایش تعهدات نظامی پاکستان در حدی گردد که فراتر از توان نظامی این کشور باشد و این نگرانی را ایجاد کند که اسلامآباد بدون برنامهریزی راهبردی روشن، در حال ورود به یک بازی امنیتی پرهزینه در منطقه است.
چشمانداز پیشِ رو: افقهای نوین و راهبردها
از منظر آیندهپژوهی، نهایی شدن پیمان دفاعی پاکستان و کویت، زمینهساز فرصتهای راهبردی متعددی برای دو کشور خواهد بود که مدیریت کارآمد و آیندهنگرانه آن، منافع قابل توجهی را برای دوطرف بههمراه خواهد آورد. نخستین دستاورد راهبردی نصیب کویت میشود؛ زیرا این پیمان میتواند جایگزین یا مکمل مناسبی برای چتر حمایتی آمریکا باشد. کشورهای حوزه خلیجفارس که نسبت به تداوم تعهدات آمریکا تردید دارند، بهدنبال شرکای امنیتی جدیدی هستند و پاکستان با داشتن یکی از بزرگترین نیروهای مسلح منطقه و توانایی در تولید جنگندههای بومی، گزینه اصلی محسوب میشود.
دومین فرصت راهبردی، متوجه پاکستان خواهد بود. این پیمان میتواند زمینهساز جذب سرمایهگذاریهای کلان و تأمین امنیت انرژی برای این کشور باشد. اقتصاد پاکستان که در شرایط بحرانی قرار دارد، بهشدت نیازمند سرمایهگذاری خارجی است و توافق با کویت میتواند بخشی از این نیاز را تأمین کند. ایجاد تأسیسات ذخیرهسازی سوخت و مشارکت در پروژههای انرژی، در زمره نیازهای بنیادین اسلامآباد است و یکی از اهداف پاکستان از انعقاد معاهده دفاعی با کویت، جذب سرمایه لازم برای این پروژهها در ازای تعهدات امنیتی است.
سومین فرصت راهبردی به سطح منطقهای بازمیگردد؛ زیرا این پیمان میتواند سرآغاز شکلگیری یک نظم امنیتی نوین در منطقه خلیجفارس باشد که در آن کشورهای عربی بهدنبال تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود هستند. پاکستان با طراحی توافقی که ضمن تأمین نیازهای امنیتی کویت، بار تعهدات نظامی سنگینی را بر دوش این کشور نگذاشته، توانسته است الگویی برای سایر کشورهای منطقه ارائه دهد که در عین همکاری عمیق، از مخاطرات درگیری مستقیم پرهیز میکند.
بر اساس واکاوی تحولات کنونی، سه سناریوی محتمل برای آینده اجرای این توافق قابل تصور است. در سناریوی نخست یا بهینه، پاکستان و کویت موفق میشوند توافقی متوازن را به مرحله اجرا درآورند که شامل همکاری دفاعی عمیق در حوزههای آموزشی، لجستیکی، اطلاعاتی و تسلیحاتی باشد، اما استقرار گسترده نیروهای رزمی پاکستان در کویت را در بر نگیرد. چنین توافقی میتواند ضمن پاسخ به نیازهای امنیتی کویت، پاکستان را وارد مناقشات منطقهای نکند و نقش میانجیگرانه این کشور حفظ شود. این سناریو با توجه به متن نهایی توافق، محتملترین گزینه به نظر میرسد.
در سناریوی دوم یا واقعگرایانه، اجرای کامل توافق با کندی پیش میرود و سرنوشت آن به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، بهویژه کاهش تنشهای آمریکا و ایران، گره خواهد خورد. در این سناریو، ممکن است بخشهایی از توافق که نیازمند همکاری عملیاتی گستردهتر است، بهتعویق بیفتد یا با محدودیت مواجه شود.
در سناریوی سوم یا بدبینانه، تشدید تنشهای آمریکا و ایران و حملات بیشتر علیه کویت، پاکستان را در موقعیتی قرار میدهد که یا اجرای توافق را بهکلی متوقف سازد، یا مجبور به پذیرش تعهداتی گردد که فراتر از متن فعلی توافق است و منابع نظامی و جایگاه دیپلماتیک آن را به خطر میاندازد.
جمعبندی
نهایی شدن پیمان دفاعی پاکستان و کویت در ژوئیه ۲۰۲۶، بهمنزله یک نقطه عطف در تحولات امنیتی منطقه خلیجفارس و سیاست خارجی پاکستان محسوب میشود. این تحول در شرایطی رخ میدهد که کشورهای عرب منطقه بهدنبال تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود هستند و پاکستان نیز میکوشد از قابلیتهای نظامی خود برای جذب سرمایهگذاری و تأمین نیازهای اقتصادی استفاده کند. با این حال، پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی، محدودیتهای نظامی پاکستان و نگرانی از تعهدات بیش از حد، مسیر اجرای این پیمان را با موانعی جدی مواجه ساخته است. با استناد به شواهد موجود، کویت خواستار توافقی همانند پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی بود، اما در متن نهایی، پاکستان از پذیرش شروطی همچون استقرار نیروهای رزمی خود در خاک کویت خودداری کرده است. این اختلاف، هسته اصلی مذاکرات را شکل میداد و در نهایت توافقی متوازن رقم خورد که در آن همکاری در حوزههای آموزشی، لجستیکی، اطلاعاتی و تسلیحاتی با سرمایهگذاری احتمالی کویت در بخش انرژی پاکستان معاوضه خواهد شد. از میان سه سناریوی مطرحشده، سناریوی نخست (بهینه) با توجه به متن نهایی توافق که فاقد بند دفاع متقابل و تعهد به استقرار نیروهای رزمی است، محتملترین گزینه به نظر میرسد. با این همه، پاکستان باید از پذیرش تعهدات بیش از حد در منطقه خودداری نماید، زیرا هرگونه ورود به مناقشات منطقهای میتواند نقش میانجیگرانه این کشور را تضعیف و منابع محدود آن را تحت فشار قرار دهد. آینده اجرای این توافق تا اندازه زیادی در گرو تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، بهویژه تنشهای آمریکا و ایران، و توانایی اسلامآباد در ایجاد توازن میان منافع متضاد همسایگان عربی و ایران است. آنچه مسلم است، پاکستان وارد مرحله جدیدی از نقشآفرینی امنیتی در خلیجفارس شده است که میتواند جایگاه این کشور را در نظم امنیتی نوین منطقه بهکلی دگرگون سازد؛ این دگرگونی یا به تثبیت جایگاه پاکستان بهعنوان ضامن امنیت منطقه منجر خواهد شد، یا باعث میگردد که این کشور در معادلات پیچیده منطقه، به حاشیه رانده شود.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق