رفتن به محتوای اصلی
سیاست

پیمان دفاعی اسلام‌آباد–موگادیشو؛ جایگاه نوین پاکستان در شاخ آفریقا

مقدمه در فاصله‌ای کمتر از دو سال، پاکستان شبکه‌ای از پیمان‌های دفاعی را پیرامون خود شکل داده که از کرانه‌های خلیج‌فارس تا شاخ آفریقا امتداد یافته است. در تازه‌ترین گام، وزارت‌خانه‌های دفاع…

تنظیم متن

تنظیم متن

نسخه صوتی مقاله

مقدمه

در فاصله‌ای کمتر از دو سال، پاکستان شبکه‌ای از پیمان‌های دفاعی را پیرامون خود شکل داده که از کرانه‌های خلیج‌فارس تا شاخ آفریقا امتداد یافته است. در تازه‌ترین گام، وزارت‌خانه‌های دفاع پاکستان و سومالی در تاریخ ۴ اوت ۲۰۲۶، تفاهم‌نامه‌ای را در اسلام‌آباد به امضا رساندند که همکاری‌های دفاعی و نظامی دو کشور را در چارچوبی نهادینه، سامان می‌دهد. این تفاهم‌نامه که در جریان سفر رسمی «احمد معلم فقی»، وزیر دفاع سومالی، به پاکستان و دیدار با «خواجه محمد آصف» همتای پاکستانی‌اش امضا شد، تنها یک توافق دوجانبه‌ معمولی نیست؛ بلکه نمودی از تحولی عمیق‌تر در نظم امنیتی خاورمیانه و شاخ آفریقا به‌شمار می‌رود؛ تحولی که در آن، پاکستان از یک تأمین‌کننده‌ حاشیه‌ای نیروی نظامی، به شریکی راهبردی برای دولت‌هایی بدل شده که به دنبال متحدانی فراتر از چارچوب‌های سنتیِ وابسته به غرب می‌باشند.

جستار حاضر با آگاهی از این که پیمان یادشده، صرفاً نمودی از یک تحول عمیق‌تر است، بر خودِ این تحول یعنی ارتقای جایگاه راهبردی پاکستان در شاخ آفریقا، متمرکز می‌شود و می‌کوشد تا ابعاد این نقش‌آفرینی بی‌سابقه را در چارچوبی تحلیلی و با رویکردی انتقادی و مستدل واکاوی کند. ایده‌ محوری مقاله آن است که افول نظم امنیتی تحت‌رهبری آمریکا، تهدیدات مشترک فراملی همچون تروریسم و ناامنی‌های دریایی و قدرت نظامی منحصربه‌فرد پاکستان، این کشور را به بازیگری  توانمند در بازتعریف نظم دفاعی منطقه‌ای، تبدیل ساخته است.

پیشینه روابط دفاعی پاکستان و سومالی

روابط پاکستان و سومالی پیشینه‌ای نسبتاٌ  طولانی دارد. دو کشور نخستین بار در سال ۱۹۶۰، اندکی پس از استقلال سومالی، روابط دیپلماتیک خود را برقرار کردند. در جریان جنگ داخلی سومالی در دهه‌ ۱۹۹۰، در حدود ۵۷۰۰ نیروی پاکستانی در چارچوب نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، در این کشور حضور یافتند. در سال ۱۹۹۳، یک گروه نظامی پاکستانی در سومالی مورد حمله قرار گرفت که به یکی از نقاط عطف حضور نظامی پاکستان در این کشور تبدیل شد. با تشکیل دولت فدرال سومالی در اوت ۲۰۱۲، پاکستان حمایت خود را از دولت جدیداین کشور اعلام کرد.

با این حال، همکاری‌های دفاعیِ پاکستان با سومالی تا پیش از سال ۲۰۲۶، ماهیتی عمدتاً دیپلماتیک و غیرالزام‌آور داشت. نقطه‌ عطف این روند، به ژانویه‌ ۲۰۲۶ بازمی‌گردد که دو کشور بر سر تقویت همکاری‌ها در زمینه‌ آموزش‌های نظامی، مدیریت مرزها، مدیریت بلایا و اتخاذ راهبردی مشترک بر علیه تروریسم به توافق رسیدند. در اوت همان سال، کابینه‌ سومالی تفاهم‌نامه‌ همکاری‌های دفاعی با پاکستان را تصویب کرد که چارچوبی پنج‌ساله برای همکاری‌های نظامی دو کشور را ترسیم می‌نمود. سرانجام در ۴ اوت ۲۰۲۶، این تفاهم‌نامه در اسلام‌آباد به امضای نهایی رسید.

در این بازه‌ زمانی، چند عاملِ هم‌افزا منجر به گسترش روابط دو کشور شدند: نخست، نیاز سومالی به بازسازی نیروهای مسلح خود پس از سه دهه درگیری‌های داخلی؛ دوم، تهدیدات مداوم گروه‌های تروریستی همچون الشباب که سومالی را ناگزیر به جست‌وجوی شرکای امنیتی جدید ساخته است؛ سوم، افول محسوس نقش آمریکا به‌عنوان تأمین کننده امنیت منطقه و چهارم، ظهور ظرفیت‌های نوین نظامی پاکستان که این کشور را به سطحی از بازدارندگی و توانمندی عملیاتی رسانده که در نوع خود کم‌نظیر بود..

بدین‌ترتیب، پاکستان در طول کمتر از یک سال، از یک همکار نظامی صرفاٌ عملیاتی در شاخ آفریقا، به شریکی راهبردی برای دولت سومالی تبدیل شد که می‌تواند در کنار ترکیه ( که بزرگ‌ترین پایگاهِ نظامیِ فرامرزی خود را در موگادیشو احداث نموده است) و دیگر متحدان منطقه‌ای، نقشی کلیدی در بازسازی ساختار امنیتی این کشور ایفا کند.

بنیان‌های راهبردی همکاری‌های دفاعی دو کشور

تفاهم‌نامه‌ دفاعیِ اسلام‌آباد و موگادیشو، از این جهت با همکاری‌هایِ پیشین تفاوت دارد که چارچوبی نهادینه و منسجم برای همکاری‌های دو کشور فراهم می‌آورد. بر اساس اعلام وزارت دفاع سومالی، این تفاهم‌نامه همکاری‌های دو کشور را در زمینه‌های مبارزه با تروریسم، آموزش نظامی، تبادل تخصص و دانش حرفه‌ای، توسعه‌ توانمندی‌های دفاعی، و همکاری‌های امنیتی گسترده‌تر سامان می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، این توافق صرفاً یک اعلامیه‌ سیاسی نیست؛ بلکه چارچوبی نهادی برای همکاری‌های پایدار دفاعی میانِ دو کشور ایجاد می‌کند. دلایلِ گرایش سومالی به پاکستان، بیش از هر چیز ریشه در چند مؤلفه بنیادین دارد:

نخستین مؤلفه، تجربه‌ عملیاتی پاکستان در جنگ‌های نامنظم و ضدتروریسم است. ارتش پاکستان یکی از باتجربه‌ترین ارتش‌های جهان در زمینه‌ مبارزه با تروریسم سازمان یافته به شمار می‌رود. سومالی که سال‌هاست که با گروه‌های تروریستیِ مسلحی همچون الشباب دست‌به‌گریبان است، به‌شدت به این تجارب نیاز دارد. تحلیلگران معتقدند که پاکستان می‌تواند آموزش‌های مؤثری در حوزه‌های لجستیک، ارتباطات، عملیات ویژه و ساختاردهی به نیروهای مسلحِ سومالی ارائه دهد.

مؤلفه دوم، موقعیت راهبردی سومالی و و نیاز این کشور به برقراری امنیت در آب‌های سرزمینی خود است. سومالی در کنار تنگه‌ باب‌المندب، خلیج عدن و دریای سرخ قرار دارد؛ آبراه‌هایی که نزدیک به هفت درصد از نفت خام جهان از آن‌ها عبور می‌کند. پاکستان با امضای این تفاهم‌نامه، در تلاش است تا حضوری فعال در برقراری امنیت در این منطقه‌ حیاتی داشته باشد. از سوی دیگر، سومالی نیز به دنبال شرکای دریایی توانمندی است که بتوانند در تأمین امنیت سواحل این کشور نقش‌آفرینی کنند.

آخرین مؤلفه، نیازهای تسلیحاتی سومالی می‌باشد. بر اساس گزارش‌ها، سومالی پیش از امضای این تفاهم‌نامه، مذاکراتی را برای خرید ۲۴ فروند جنگنده‌” جی‌اف-۱۷ ” از پاکستان به ارزش حدود ۹۰۰ میلیون دلار آغاز کرده بود. هرچند این قرارداد به‌طور رسمی بخشی از تفاهم‌نامه‌ کنونی نیست، اما نشان می‌دهد که سومالی به دنبال تأمین تجهیزات نظامی مدرن از یک شریک منطقه‌ای است؛ امری که پاکستان به‌خوبی می‌تواند آن را تأمین کند.

ارتقای جایگاه پاکستان در شاخ آفریقا، پیامدهای گسترده‌ای برای موازنه‌ قوا در منطقه در پی خواهد داشت. از یک سو، سومالی با تکیه بر تجربه‌ پاکستان در مبارزه با تروریسم و نهادسازی نظامی، می‌تواند گام‌های مؤثری را در جهت تثبیت امنیت داخلی و بازسازی نیروهای مسلح خود بردارد. از سوی دیگر، پاکستان با حضور در این منطقه‌ راهبردی، نه تنها دامنه‌ نفوذ خود را تا کرانه‌های شرقی آفریقا گسترش می‌دهد، بلکه به یکی از بازیگرانِ کلیدی در تأمین امنیت آبراه‌های حیاتی جهان تبدیل می‌شود. حضور قبلی پاکستان در سومالی( از جمله مشارکتِ گسترده در عملیات‌های حفظ صلح سازمان ملل) نیز به این کشور اعتباری تاریخی بخشیده که می‌تواند بستر مناسبی برای همکاری‌های آینده فراهم آورد.

محدودیت‌های راهبردی و ساختاری

هرچند امضای تفاهم‌نامه‌ی دفاعی پاکستان و سومالی گامی بلند در مسیر گسترشِ نفوذ راهبردی اسلام‌آباد در شاخ آفریقا به‌شمار می‌رود، اما این مسیر با موانعی چندوجهی همراه است که می‌توانند کارایی این نقش‌آفرینی را با مخاطراتی جدی مواجه سازد.

نخستین و شاید مهم‌ترین چالش، فشارهای اقتصادی و مالی پاکستان است. اقتصادی که با کسری مزمن بودجه و بدهی‌های خارجی کلان دست‌به‌گریبان است، توان تأمین هزینه‌های تعهدات نظامی فرامرزی را به‌سختی دارد.  در سال‌های اخیر، پاکستان با محدودیت‌هایی جدی در زمینه‌ تأمین مالی پروژه‌های دفاعی خود مواجه بوده و اتکا به منابع خارجی، خود وابستگی جدیدی را ایجاد می‌کند که می‌تواند استقلال عمل اسلام‌آباد را محدود سازد.

چالش دوم، انباشت تعهدات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای پاکستان می‌باشد. این کشور در فاصله‌ای کوتاه، شبکه‌ای از پیمان‌های دفاعی را با بازیگران مختلف(  عربستان سعودی، کویت، سومالی و ترکیه) منعقد کرده است. هر یک از این پیمان‌ها، تعهدات و انتظارات خاص خود را ایجاد می‌کنند و پاکستان ممکن است در موقعیتی قرار گیرد که انجام  این تعهدات، به‌ویژه در صورت بروز بحران‌های هم‌زمان، تقریباً ناممکن باشد. پیمان دفاعی پاکستان و عربستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد و بر اساس آن، هرگونه تجاوز به خاکِ هر یک، تجاوز به دیگری تلقی می‌شود، از جمله تعهداتی است که در صورت تشدید تنش‌ها، می‌تواند پاکستان را ناگزیر به انتخاب‌های دشوار در منطقه نماید.

سومین چالش، واکنش بازیگران رقیب است. هند که همواره شاخ آفریقا را به‌عنوانِ حیات‌خلوت خود تلقی می‌کند، اعلام کرده که تحولات مرتبط با پیمان دفاعی پاکستان و سومالی را «به‌دقت» رصد می‌کند. وزارت امور خارجه‌ هند تصریح کرده که در صورت لزوم، برای حفاظت از منافع خود، پاسخی متناسب خواهد داد. این واکنش، نشان‌دهنده‌ آن است که افزایش حضور پاکستان در شاخ آفریقا، می‌تواند جبهه‌ جدیدی از رقابت هند و پاکستان را ایجاد نماید. همچنین، منافع چین و ترکیه در سومالی ( هر یک حضور قابل‌توجهی در این کشور دارند)، می‌تواند معادلات منطقه‌ای را با پیچیدگی بیشتری مواجه سازد.

چالش چهارم، تفاوت در اولویت‌های راهبردی طرفین است. پاکستان بیش‌تر به‌دنبال گسترش نفوذ منطقه‌ای و تأمین منافع راهبردی خود در کرانه‌های شرقی آفریقا است، در حالی که سومالی نیاز فوری به بازسازی ساختار امنیتی خود و مقابله با تهدیدات تروریستیِ داخلی دارد. هرچند این دو هدف لزوماً در تعارض با یکدیگر نیستند، اما تفاوت در وزن نسبی آن‌ها در  سیاست‌ خارجی دو کشور، می‌تواند در بلندمدت به واگرایی منافع و کمرنگ‌شدن انسجام عملیاتی منجر گردد.

پنجمین چالش، عدم شفافیت در جزئیات عملیاتی تفاهم‌نامه است. بیانیه‌های رسمی دو کشور جدول زمانیِ اجرا، میزان تعهدات یا ارزش مالی این توافق را مشخص نکرده‌اند. همچنین، این تفاهم‌نامه به‌طور رسمی استقرار دائمی پایگاه نظامی پاکستان در سومالی را مجاز نمی‌داند. این عدم شفافیت، اگرچه ممکن است به‌منظور حفظ انعطاف‌پذیری راهبردی باشد، اما می‌تواند   منجر به ناکامی این توافق‌نامه شود.

چشم‌انداز همکاری‌های دفاعی دو کشور

روند اجرایی شدن این توافق‌نامه، اگرچه با چالش‌هایی همراه است، اما نشانه‌هایی از تداوم و حتی نهادینه‌شدن  آن نیز به‌چشم می‌خورد. با عنایت به شواهد موجود، می‌توان چند سناریو را  برای آینده این توافق متصور شد که هر یک، بسته به تحولات منطقه‌ای و عملکرد  پاکستان، می‌توانند محقق شوند.

در سناریوی نخست ( خوش‌بینانه) همکاری‌های دفاعی پاکستان و سومالی به‌تدریج گسترش یافته و از چارچوب آموزش و تبادل تجربیات، به حوزه‌های پیشرفته‌تری همچون همکاری‌های صنعتی- دفاعی، تولید مشترک تجهیزات نظامی و هماهنگی عملیاتی در زمینه‌ امنیت دریایی، تعمیق می‌یابد. در این سناریو، پاکستان می‌تواند با تکیه بر تجارب خود در مبارزه با تروریسم و نیز ظرفیت‌های دفاعی خویش، به یکی از متحدان کلیدی سومالی در بازسازی نیروهای مسلح این کشور تبدیل شود. حضور پاکستان در ائتلاف دریایی به‌رهبری عربستان سعودی که ۱۵ کشور از جمله سومالی را در بر می‌گیرد، می‌تواند بستر مناسبی را برای این همکاری چندجانبه فراهم آورد. در همین راستا، استقبال سومالی از پیمان دفاعی مکه ، نشان‌دهنده‌ عزم این کشور برای قرار گرفتن در نظم دفاعی نوین منطقه به‌رهبری پاکستان است.

در سناریویِ دوم ( واقع‌بینانه)  همکاری‌های دو کشور در سطح آموزش، تبادل اطلاعات و  مبارزه با تروریسم تداوم می‌یابد، اما به دلیل محدودیت‌های مالی پاکستان و پیچیدگی منافع بازیگران رقیب در سومالی،  گسترش بنیادین آن با محدودیت‌هایی جدی مواجه می‌شود. در این سناریو، پاکستان حضور خود در منطقه را حفظ می‌کند، اما نقش آن بیش‌تر به یک شریک عملیاتی درجه‌دوم محدود می‌شود و نفوذ راهبردی آن در سطح کنونی تثبیت می‌گردد، بدون آن که جهشی اساسی در ماهیت همکاری‌ها رخ دهد.

در سناریوی سوم ( بدبینانه ) تشدید رقابت‌های منطقه‌ای یا بروز بحرانی در شاخ آفریقا که پاکستان را ناگزیر به ورود مستقیم نماید، ممکن است هزینه‌هایی بر اسلام‌آباد تحمیل نماید که از توان آن خارج باشد. در این صورت، احتمال عقب‌نشینی تدریجی یا کم‌رنگ‌ شدن تعهدات، دور از انتظار نخواهد بود، به‌ویژه اگر ارتشِ پاکستان احساس کند که منافع ملی این کشور، بیش از آن که در شاخ آفریقا رقم بخورد، در مرزهای شرقی آن (هند) یا در روابط راهبردی با چین و کشورهای عربی خلیج‌فارس تعریف می‌شود. واکنش هند به این پیمان و اظهارات مقاماتِ این کشور مبنی بر «رصدِ دقیق» تحولات، نشان می‌دهد که گسترشِ حضورِ پاکستان در شاخ آفریقا می‌تواند  عرصه جدیدی برای رقابت‌های منطقه‌ای تبدیل باشد.

با این حال، با عنایت به روند کنونی( که در آن، هم سومالی به دلیل نیاز به بازسازی نیروهای مسلح خود و مقابله با تهدیدات تروریستی، نیاز مبرمی به شرکای امنیتیِ جدید دارد و هم پاکستان به دلیل تمایل به گسترش نفوذ خود در منطقه و تثبیت جایگاه این کشور به‌عنوان یک قدرتِ منطقه‌ای، مایل به تعمیقِ همکاری‌ها است) به‌نظر می‌رسد که محتمل‌ترین مسیر، تداوم نقش‌آفرینی پاکستان با شدتی متغیر باشد. آنچه این تداوم را تضمین می‌کند، نه صرفاً اراده‌ سیاسی طرفین، بلکه نوعی وابستگی متقابل ساختاری است که در سایه‌ تفاهم‌نامه‌های رسمی، همکاری‌های آموزشی و به‌ویژه اشتراک منافع راهبردی در زمینه‌ امنیت دریایی و مبارزه با تروریسم، شکل گرفته و هر روز بر ژرفایِ آن افزوده می‌شود. تفاهم‌نامه‌ای که چارچوبی پنج‌ساله برای همکاری‌های نظامی دو کشور ترسیم کرده، خود گواهی بر عزم دو کشور برای نهادینه‌سازی این همکاری‌ها در بلندمدت است.

نتیجه‌گیری

در سال‌های اخیر، روابط دفاعی اسلام‌آباد- موگادیشو دستخوش یک دگرگونی بنیادین شده است، به گونه‌ای که، پاکستان از حضور صرفاٌ عملیاتی در سومالی، به یکی از شرکای راهبردی این کشور تبدیل شده است. تفاهم‌نامه‌ دفاعی اسلام‌آباد- موگادیشو که در اوت ۲۰۲۶ به امضا رسید، نه علت، بلکه نمودی از این تحول بنیادین بوده و بر عمقِ این نقش‌آفرینی افزوده است. آنچه این دگرگونی را رقم زده، ترکیبی از عوامل عینی و ساختاری است: نیاز سومالی به بازسازی نیروهای مسلح و مقابله با تهدیدات تروریستی ؛ افول نقش آمریکا در منطقه؛ قدرت نظامی و تجربه‌ پاکستان در مبارزه با تروریسم و نهادسازی نظامی؛ و نیز موقعیت راهبردی سومالی در مجاورت تنگه‌ باب‌المندب و آبراه‌های حیاتی جهان.

با این حال، این جایگاه نوین، برای پاکستان نیز هزینه‌ها و مخاطراتی به همراه خواهد داشت. فشارهای اقتصادی ، انباشت تعهدات منطقه‌ای، واکنش بازیگرانِ رقیب، تفاوت در اولویت‌های راهبردی طرفین و عدم شفافیت در جزئیات عملیاتی تفاهم‌نامه، همگی از جمله عواملی هستند که می‌توانند از سرعت این نقش‌آفرینی بکاهند یا آن را با موانعی جدی مواجه سازند.

با این حال، شواهد حاکی از آن است که سومالی( به‌ویژه در غیاب یک ابرقدرت متعهد در منطقه) به حضور شرکای امنیتی جدیدی چون پاکستان نیاز دارد و پاکستان نیز به‌نوبه‌ خود، از این حضور برای گسترش نفوذ منطقه‌ای و تأمین منافع راهبردی خود بهره می‌گیرد. در مجموع، می‌توان گفت که شاخ آفریقا در آستانه‌ یک نظم امنیتی جدید قرار گرفته که در آن، کشورهای منطقه، بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال شرکای امنیتی جدیدی هستند و در این نظم نوین، پاکستان به‌عنوان یکی از قدرت‌های نوظهور دفاعی، نقشی بی‌بدیل ایفا خواهد کرد. تداوم این نقش، مرهون توانایی پاکستان در مدیریت هوشمندانه‌ چالش‌های پیش‌رو است.

 

دربارهٔ نویسندگان

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال ،ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.