آقای منیر اکرم
سفیر پیشین پاکستان در سازمان ملل متحد و رئیس سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد
مشاهده پروفایلبه لطف حق از این ماه در هر شماره از ماهنامه ، اندیشکده اقبال از یکی از چهرههای برجسته سیاسی، دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی یا فرهنگی پاکستان دعوت میکند تا دیدگاه مستقل خود را درباره یکی از ابعاد آینده روابط ایران و پاکستان با مخاطبان ایرانی در میان بگذارد.
مهمان این شماره | آقای منیر اکرم
دیپلمات ارشد پاکستان و نماینده پیشین این کشور در سازمان ملل متحد
منیر اکرم از برجستهترین دیپلماتهای باسابقه پاکستان است. او در دو دوره، از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ و از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، نماینده دائم پاکستان در سازمان ملل متحد بوده و در دوره نخست مأموریت خود، دو بار ریاست شورای امنیت را بر عهده داشته است.
آقای منیر اکرم همچنین از ژوئیه ۲۰۲۰ تا ژوئیه ۲۰۲۱ رئیس شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد (ECOSOC) بود و در کارنامه دیپلماتیک خود، مسئولیت سفارت پاکستان در ژاپن و نمایندگی این کشور نزد اتحادیه اروپا را نیز دارد.
در نخستین شماره از بخش «به دعوت اقبال»، آقای منیر اکرم چشمانداز خود را از آینده روابط ایران و پاکستان، شکلگیری معماری جدید امنیتی منطقه و ظرفیت ایجاد یک کریدور اقتصادی راهبردی میان دو کشور ارائه میکند.
روابط پاکستان و ایران؛ در آستانه عصری نو و امیدبخش
روابط پاکستان و ایران بر پایههایی استوار است که بسیار عمیقتر از مناسبات معمول میان دو کشور همسایهاند: نزدیکی جغرافیایی، ایمان مشترک و نفوذ گسترده تاریخی و فرهنگی ایران و تمدن فارسی در میان مردم پاکستان. این پیوندها از همان نخستین روزهای تأسیس پاکستان در روابط رسمی دو کشور نیز نمود یافت. ایران در ۲۲ اوت ۱۹۴۷ نخستین کشوری بود که پاکستان را به رسمیت شناخت و در دوران جنگ سرد، دو کشور در چندین پیمان و ترتیبات امنیتی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. پاکستان، ایران و ترکیه همچنین بنیانگذاران سازمان همکاری اقتصادی (ECO) بودند؛ سازمانی که بعدها کشورهای آسیای مرکزی نیز به آن پیوستند.
پس از انقلاب اسلامی ایران نیز این پیوند ادامه یافت. پاکستان نخستین کشوری بود که حکومت جمهوری اسلامی ایران را پس از انقلاب ۱۹۷۹ به رسمیت شناخت. اسلامآباد در سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بینالمللی، بهطور مستمر با فشارها و تحریمهای ناعادلانه علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و در برابر قطعنامههای غربی برای محکوم کردن ایران در موضوع حقوق بشر و سایر مسائل ایستاده است.
پاکستان در طول جنگ ایران و عراق بیطرف ماند. همچنین از حق ایران، بهعنوان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، برای برخورداری از برنامه هستهای غیرنظامی حمایت و با تحریمهای ناعادلانه اعمالشده علیه تهران مخالفت کرد. پاکستان حملات اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و بار دیگر در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را نیز بهشدت محکوم کرد.
در جریان منازعه جاری اسرائیل و آمریکا با ایران، اولویت پاکستان پایان هرچه سریعتر تجاوز و دستیابی به توافقی جامع بوده است؛ توافقی که بتواند امنیت پایدار ایران، خلیج فارس و غرب آسیا را تضمین کند. میانجیگری پاکستان در این منازعه بدون اعتماد و اطمینانی که رهبری و مردم ایران به اسلامآباد داشتهاند، امکانپذیر نبود.
تفاهمنامه اسلامآباد و چشمانداز یک نظم امنیتی تازه
امضای تفاهمنامه اسلامآباد در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ حاصل مذاکراتی دشوار و طاقتفرسا بود. این تفاهمنامه بینقص نیست، اما چارچوبی متوازن و واقعبینانه برای پایان دادن به تجاوز، پیشبرد اهداف مشروع امنیتی و اقتصادی ایران و دستیابی به صلحی پایدار در منطقه خلیج فارس فراهم میکند.
نقضهای بعدی این تفاهمنامه حاصل تحریف واقعیتها و سوءنیت بود. پاکستان در کنار دیگر میانجیها تلاش گستردهای کرده است تا مانع گسترش افقی یا عمودی جنگ شود. دلایل کافی برای امیدواری وجود دارد که ادامه این تلاشهای میانجیگرانه سرانجام به احیای آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز، ازسرگیری روند مذاکرات و دستیابی به توافق نهایی پیشبینیشده در تفاهمنامه منجر شود.
چنین توافقی میتواند، از جمله، به لغو کامل تمامی تحریمهای بینالمللی و یکجانبهای که بهناحق علیه ایران اعمال شدهاند و نیز بسیج سرمایهگذاریهای گسترده برای بازسازی و توسعه ایران بینجامد.
منطقه خلیج فارس امروز در آستانه ورود به عصری تازه قرار گرفته است. راهبرد نظامی نامتقارن ایران و مقاومت قهرمانانه مردم این کشور نشان داده است که دولتهایی که از نظر قدرت مادی ضعیفترند نیز میتوانند در برابر اجبار و تحمیل قدرتهای بزرگ مقاومت کنند. تحولات اخیر همچنین نشان داده است که وابستگی به قدرتهای بزرگ برای تأمین امنیت، میتواند خود به یک آسیبپذیری راهبردی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، توافق دفاعی اخیر میان پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در اجلاس مکه را باید تلاشی از سوی این سه کشور اسلامی برای ایجاد یک معماری امنیتی جایگزین و مستقل از قدرتهای بزرگ در منطقه دانست. سه کشور اعلام کردهاند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد، علیه هیچ کشور یا مجموعهای از کشورها طراحی نشده و برای مشارکت دیگر دولتهای منطقه نیز گشوده است.
اسرائیل و برخی محافل غربی کوشیدهاند میان کشورهای اسلامی منطقه شکافهای فرقهای و راهبردی ایجاد کنند، اما این تلاشهای موذیانه به نتیجه نرسیده است. واکنش ایران به توافق سهجانبه، پخته و متوازن بوده و تهران اعلام کرده است که این توافق را تهدیدی علیه خود تلقی نمیکند.
شایسته یادآوری است که هنگام امضای پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی در سال گذشته، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، از آن استقبال کرد و بار دیگر پیشنهاد دیرینه تهران برای ایجاد ترتیبات امنیتی منطقهای با مشارکت ایران و کشورهای عربی خلیج فارس را مطرح ساخت.
از این منظر، توافق سهجانبه میتواند نخستین گام و یکی از مسیرهای ممکن برای ایجاد معماری امنیتی جایگزینی در منطقه باشد؛ معماریای که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضوی عمده و اجتنابناپذیر در آن حضور داشته باشد.
چنین ساختار امنیتی منطقهای تنها در صورتی امکان تحقق خواهد یافت که اعتماد متقابل میان پاکستان و ایران استمرار یابد و همکاریهای دو کشور پیوسته گسترش پیدا کند. در حقیقت، عصر جدید همکاریهای منطقهای باید بر شالوده همکاری نزدیک میان این دو جمهوری اسلامی برادر بنا شود.
در چهار دهه گذشته، روابط دوجانبه پاکستان و ایران بارها تحت تأثیر کارزار غرب برای منزوی ساختن و تحت فشار قرار دادن ایران و محدود کردن پاکستان از نظر ژئوپلیتیکی و اقتصادی قرار گرفته است. تلاشهای اسلامآباد برای توسعه روابط اقتصادی با ایران ــ از جمله پروژه خط لوله گاز ایران و پاکستان ــ با تهدیدهای آشکار درباره اعمال تحریمهای مالی و مجازاتهای سیاسی علیه پاکستان مواجه شدهاند.
امروز، در شرایطی که ایران در آستانه رهایی از زنجیره تحریمهای بینالمللی و یکجانبه قرار گرفته است، چشماندازی وسیع برای بالفعل ساختن تمامی ظرفیتهای روابط ایران و پاکستان گشوده شده است.
از تجارت تا کریدور اقتصادی منطقهای ایران و پاکستان
تجارت دوجانبه را میتوان بیدرنگ گسترش داد. حتی هدف رسمی ۳۰ میلیارد دلار تجارت دوجانبه نیز در مقایسه با ظرفیتهای واقعی دو کشور، هدفی بیش از اندازه محتاطانه است.
پاکستان میتواند برنج، گندم، گوشت، دام و محصولات لبنی، آبزیان، مواد غذایی فرآوریشده، دارو، تجهیزات پزشکی و ابزارهای جراحی در اختیار بازار ایران قرار دهد. ایران نیز میتواند محصولات پتروشیمی، کودهای شیمیایی، فولاد و سایر فلزات، ماشینآلات صنعتی و مصالح ساختمانی به پاکستان صادر کند. توسعه بازارچههای مرزی و ایجاد شبکههای یکپارچه کشاورزی، لجستیک مواد غذایی و زنجیره سرد نیز میتواند حجم تجارت را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
اما دولتها و بنگاههای اقتصادی دو کشور باید بلندپروازانهتر بیندیشند. هدف نباید صرفاً افزایش حجم صادرات و واردات باشد. ایران و پاکستان باید ساختاری جامع از وابستگی متقابل اقتصادی ایجاد کنند که بتواند رشد و توسعه سریع هر دو کشور را شتاب بخشد.
برای تحقق چنین هدفی میتوان، با الهام از تجربه چین، مفهوم «کریدور اقتصادی منطقهای پاکستان–ایران» (Pakistan-Iran Regional Economic Corridor – PIREC) را مطرح کرد؛ کریدوری متشکل از چهار بخش بههمپیوسته: کریدور دریایی، کریدور زمینی، کریدور انرژی و کریدور صنعتی.
گوادر و چابهار؛ از رقابت تا مکملبودن
گوادر و چابهار نباید بنادری رقیب باشند؛ این دو بندر میتوانند به گرههای مکمل یک شبکه لجستیکی منطقهای تبدیل شوند. تفاهمنامهای که مقامات گوادر و چابهار در مه ۲۰۲۶ امضا کردند، نشان میدهد حرکت در این مسیر آغاز شده است.
همکاری مشترک میتواند حوزههای گستردهای را در بر گیرد: خدمات مشترک کشتیرانی، انتقال کانتینر، خطوط فیدری میان دو بندر، تأسیس شرکتهای مشترک لجستیکی، انبارداری و توزیع کالا، خدمات مشترک دریایی، تعمیر و نگهداری کشتیها، شیلات و آبزیپروری و همچنین ایجاد سامانههای دیجیتال گمرکی در بنادر.
در حوزه زمینی نیز تجارت ترانزیتی یکی از فوریترین و عملیترین فرصتهاست. چارچوب جدید ترانزیتی پاکستان در آوریل ۲۰۲۶، چارچوب حملونقل جادهای ایران و پاکستان مصوب سال ۲۰۰۸ را فعال کرده است.
کالاهای ایرانی میتوانند از طریق کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) به چین و از طریق بنادر پاکستان به شرق آسیا و آفریقا دسترسی پیدا کنند. در سوی مقابل، کالاهای پاکستانی میتوانند از مسیر ایران به آسیای مرکزی و روسیه و با عبور از خاک ایران به ترکیه و اروپا منتقل شوند. به این ترتیب، کریدور زمینی و دریایی نه رقیب، بلکه مکمل یکدیگر خواهند بود.
انرژی و صنعت؛ ستونهای وابستگی متقابل
انرژی میتواند یکی از مهمترین ستونهای این ساختار باشد. ایران هماکنون برق گوادر را تأمین میکند و ظرفیت افزایش قابل توجه این همکاری، بهویژه در مناطق مرزی بلوچستان، وجود دارد.
مهمتر از آن، خط لوله گاز ایران–پاکستان باید هرچه سریعتر در طرف پاکستانی تکمیل شود و به شبکه سراسری گاز پاکستان متصل گردد. فراتر از گاز، ایران میتواند مقادیر قابل توجهی نفت بهصورت منظم به پاکستان صادر کند و تجارت غیررسمی و گسترده سوخت در مناطق مرزی را به سازوکاری رسمی و توسعهیافته تبدیل سازد.
ایران همچنین قادر است محصولات پتروشیمی، بهویژه کودهای شیمیایی، پلاستیک و مواد شیمیایی صنعتی و کشاورزی مورد نیاز پاکستان را تأمین کند.
در حوزه صنعت نیز ظرفیت همکاری بسیار فراتر از تجارت کالاهای آماده است. ایران و پاکستان میتوانند سرمایهگذاریهای مشترک صنعتی و تولیدی در حوزههای نفت، گاز و صنایع شیمیایی ایجاد کنند. داروسازی ــ که پاکستان در آن از ظرفیت تولیدی قابل توجهی برخوردار است ــ تجهیزات جراحی، خدمات سلامت شامل بیمارستانها و مراکز تشخیصی، زیستفناوری و تحقیق و توسعه و همچنین بخش معدن، از جمله مس، روی، کرومیت و مواد معدنی کمیاب، بهویژه در بلوچستان، زمینههای طبیعی چنین همکاریهایی هستند.
مناطق اقتصادی مشترک نیز میتوانند در امتداد مرز دو کشور ایجاد شوند و میزبان سرمایهگذاریهای مشترک در صنایع غذایی، مصالح ساختمانی، زنجیره سرد و انبارداری، نساجی، فرآوری محصولات کشاورزی و صنایع پتروشیمی باشند.
چنین الگویی میتواند معنای اقتصادی مرز ایران و پاکستان را دگرگون کند؛ مرزی که برای دههها بیش از آنکه با تجارت و تولید شناخته شود، با محرومیت، ناامنی و اقتصاد غیررسمی تعریف شده است.
امنیت مشترک؛ شرط ضروری توسعه مشترک
اما دستیابی به رشد و توسعه از مسیر همکاری متقابل و ایجاد کریدور اقتصادی منطقهای پاکستان–ایران، بدون همکاری نزدیک دو کشور برای مقابله با تهدیدهای امنیت ملی و ثبات آنها امکانپذیر نخواهد بود.
اسلامآباد و تهران میتوانند همکاریهای اطلاعاتی و ترتیبات امنیتی خود را در امتداد مرز بلوچستان تقویت کنند تا گروههای شورشی نتوانند از قلمرو یک کشور برای انجام عملیات علیه کشور دیگر استفاده کنند.
دو کشور همچنین میتوانند تلاشهای مشترک خود را برای از میان بردن تهدید گروههای تروریستی فعال از خاک افغانستان، از جمله داعش، تحریک طالبان پاکستان (TTP) و ارتش آزادیبخش بلوچستان (BLA) افزایش دهند.
این تهدیدهای مشترک، از حمایت مالی و پشتیبانی برخی قدرتهای خارجی و نیروهای نیابتی آنها برخوردارند. مقابله با چنین فعالیتهای خرابکارانه و از میان بردن گروههایی که امنیت و ثبات هر دو کشور را تهدید میکنند، باید در بالاترین سطح اولویتهای دو همسایه قرار گیرد.
امنیت و توسعه در اینجا دو موضوع جداگانه نیستند. اگر دو کشور بتوانند امنیت مرزی را با ایجاد فرصتهای اقتصادی، توسعه زیرساختها، تجارت رسمی و سرمایهگذاری مشترک همراه سازند، مرز مشترک میتواند از یکی از نقاط آسیبپذیر روابط دوجانبه به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی آن تبدیل شود.
پاکستان و ایران طی دهههای گذشته نتوانستهاند از تمام ظرفیتهای طبیعی رابطه خود بهره ببرند. جغرافیا دو کشور را در کنار یکدیگر قرار داده، تاریخ و فرهنگ میان آنها پیوند ایجاد کرده و ظرفیتهای اقتصادی مکمل، زمینه همکاری را فراهم ساخته است؛ اما تحریمها، فشارهای خارجی، مشکلات امنیتی و کمبود زیرساختها بارها مانع تبدیل این ظرفیت بالقوه به یک مشارکت راهبردی پایدار شدهاند.
اکنون فرصت تغییر این وضعیت فراهم آمده است.
اگر ایران و پاکستان بتوانند همکاریهای امنیتی و اقتصادی خود را در قالب ساختارهایی پایدار سازمان دهند، روابط دو کشور دیگر نباید صرفاً بر مبنای حسن همجواری تعریف شود. هدف بزرگتر باید ایجاد وابستگی متقابل راهبردی باشد؛ وضعیتی که در آن تجارت، انرژی، صنعت، ترانزیت و امنیت دو کشور به یکدیگر پیوند بخورند و منافع مشترکی ایجاد کنند که در برابر تحولات سیاسی و فشارهای خارجی نیز دوام آورند.
راه برای آغاز عصری پویا، مثبت و امیدبخش در روابط پاکستان و ایران گشوده شده است. اکنون مسئولیت تهران و اسلامآباد است که این فرصت را از سطح اعلامیهها و تفاهمنامهها فراتر ببرند و آن را به شبکهای واقعی از راهها، بنادر، خطوط لوله، صنایع، تجارت و همکاری امنیتی تبدیل کنند.
اگر چنین شود، ایران و پاکستان نهتنها خواهند توانست رابطه دوجانبه خود را از نو تعریف کنند، بلکه میتوانند در شکل دادن به نظم اقتصادی و امنیتی جدید منطقه نیز نقشی تعیینکننده ایفا کنند.
سفیر پیشین پاکستان در سازمان ملل متحد و رئیس سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق