رفتن به محتوای اصلی
مقاله

از لبه بحران تا دیپلماسی؛ روایت جلیل عباس جیلانی از ۱۳ روز سرنوشت‌ساز میان تهران و اسلام‌آباد

گفت‌وگوی اختصاصی محمد حسین باقری  با وزیر امور خارجه پیشین پاکستان درباره بحران ژانویه ۲۰۲۴، نقش حسین امیرعبداللهیان و تجربه کم‌نظیر بازگشت دو کشور از رویارویی نظامی به همکاری   مقدمه؛ روایت…

تنظیم متن

تنظیم متن

نسخه صوتی مقاله

گفت‌وگوی اختصاصی محمد حسین باقری  با وزیر امور خارجه پیشین پاکستان درباره بحران ژانویه ۲۰۲۴، نقش حسین امیرعبداللهیان و تجربه کم‌نظیر بازگشت دو کشور از رویارویی نظامی به همکاری

 

مقدمه؛ روایت دیپلماتی که در قلب بحران حضور داشت

جلیل عباس جیلانی از چهره‌های برجسته و باتجربه دستگاه دیپلماسی پاکستان است؛ دیپلماتی حرفه‌ای که در طول چند دهه فعالیت، مسئولیت‌هایی در بالاترین سطوح سیاست خارجی این کشور بر عهده داشته و در مدیریت روابط پاکستان با قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه نقش‌آفرینی کرده است.

او پیش‌تر در جایگاه قائم‌مقام وزارت امور خارجه پاکستان، سفیر این کشور در ایالات متحده آمریکا و کمیسر عالی پاکستان در استرالیا فعالیت کرده و در مقاطع مختلف، در تصمیم‌سازی‌ها و مذاکرات مهم سیاست خارجی اسلام‌آباد مشارکت داشته است. جیلانی در اوت ۲۰۲۳ به‌عنوان وزیر امور خارجه دولت موقت پاکستان منصوب شد؛ مسئولیتی که تا مارس ۲۰۲۴ ادامه یافت و یکی از حساس‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر روابط ایران و پاکستان در همین دوره اتفاق افتاد.

اهمیت جیلانی در ساختار سیاست خارجی پاکستان تنها به مناصب رسمی او محدود نمی‌شود. او از نسلی از دیپلمات‌های حرفه‌ای پاکستان است که تجربه مذاکره با قدرت‌های جهانی، مدیریت اختلافات منطقه‌ای و کار در ساختار تصمیم‌گیری سیاسی و امنیتی این کشور را در کارنامه دارند. حضور او در رأس دستگاه دیپلماسی پاکستان در ژانویه ۲۰۲۴، زمانی که روابط تهران و اسلام‌آباد ناگهان با بحرانی نظامی مواجه شد، به او موقعیتی منحصربه‌فرد برای مشاهده و مدیریت مستقیم یکی از دشوارترین مقاطع مناسبات دو کشور بخشید.

در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۴، حمله موشکی ایران به اهدافی در استان بلوچستان پاکستان علیه مواضع تروریست های تکفیری ، بحرانی کم‌سابقه در روابط دو همسایه ایجاد کرد. دو روز بعد، در ۱۸ ژانویه، پاکستان نیز حملاتی را علیه اهدافی در استان سیستان و بلوچستان ایران انجام داد. تبادل حملات نظامی، نقض حریم سرزمینی یکدیگر و واکنش‌های شدید سیاسی و رسانه‌ای، این نگرانی را به وجود آورد که روابط دو کشور وارد مرحله‌ای طولانی از خصومت شود.

بخش بزرگی از پوشش رسانه‌ای این بحران بر همین ۴۸ ساعت متمرکز ماند؛ دو روزی که در آن، دو کشور همسایه و برخوردار از پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیق، به رویارویی مستقیم نظامی کشیده شدند.اما شاید مهم‌ترین بخش این رویداد، نه چگونگی آغاز بحران، بلکه شیوه پایان‌دادن به آن باشد.

درحالی‌که بسیاری از بحران‌های مشابه به قطع روابط دیپلماتیک، تشدید اقدامات تلافی‌جویانه و گسترش بی‌اعتمادی منجر می‌شوند، تهران و اسلام‌آباد مسیری متفاوت برگزیدند. کانال‌های ارتباطی، حتی در دشوارترین ساعات، بسته نشدند. وزرای امور خارجه دو کشور مستقیماً با یکدیگر گفت‌وگو کردند و تصمیم‌گیران سیاسی و امنیتی، به‌جای حرکت به سوی رویارویی گسترده‌تر، مسیر کاهش تنش را در پیش گرفتند.

سرانجام در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴، تنها ۱۳ روز پس از نخستین حمله،  مرحوم حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، به اسلام‌آباد سفر کرد؛ سفری که نه‌تنها بازگشت روابط به مسیر دیپلماتیک را به نمایش گذاشت، بلکه زمینه تقویت همکاری‌های امنیتی و مرزی دو کشور را نیز فراهم آورد.

در این گفت‌وگوی اختصاصی با ماهنامه اندیشکده اقبال، جیلانی از رویدادهایی سخن می‌گوید که بخش مهمی از آنها در روایت‌های رسانه‌ای کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند: نقش اعتماد شخصی میان دو وزیر امور خارجه، اهمیت هماهنگی نهادهای سیاسی و نظامی، ضرورت حفظ کانال‌های ارتباطی و چگونگی تبدیل یک رویارویی خطرناک به فرصتی برای احیای اعتماد و توسعه همکاری‌ها.

این مصاحبه، فراتر از بازخوانی یک رویداد تاریخی، تلاشی برای شناخت الگویی از دیپلماسی بحران است؛ الگویی که می‌تواند برای مناسبات ایران و پاکستان و حتی مدیریت اختلافات میان دیگر کشورهای منطقه آموزنده باشد.

 

۱. آقای جیلانی، اجازه دهید از یکی از دشوارترین مقاطع دوران وزارت شما آغاز کنیم. در ژانویه ۲۰۲۴، ایران و پاکستان ظرف کمتر از ۴۸ ساعت اهدافی را در خاک یکدیگر مورد حمله قرار دادند. وقتی نخستین بار از حمله ایران مطلع شدید، ارزیابی اولیه شما چه بود؟

حمله موشکی ایران به استان بلوچستان پاکستان در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۴، شوکی عمیق ایجاد کرد. این اقدام در پاکستان با خشم و ناباوری روبه‌رو شد؛ به‌ویژه از آن جهت که دو کشور از پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، زبانی، مذهبی و سیاسی برخوردارند.

ایران نخستین کشوری بود که پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷، این کشور را به رسمیت شناخت و پاکستان نیز از نخستین کشورهایی بود که پس از انقلاب ایران، جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت. طی دهه‌های گذشته، پاکستان و ایران در بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی زمینه‌های مشترک قابل توجهی ایجاد کرده و در مجامع بین‌المللی بارها مواضع خود را با یکدیگر هماهنگ کرده‌اند.

پاکستان همچنین برای سال‌های طولانی مسئولیت نمایندگی منافع ایران در واشنگتن را بر عهده داشته است؛ مسئولیتی که آن را با افتخار انجام داده‌ایم. پاکستان در مقاطع دشوار در کنار ایران ایستاده و دولت و مردم پاکستان نیز قدردان حمایت ایران از موضع پاکستان در مناقشه کشمیر با هند هستند.

زمانی که برای شرکت در اجلاس جنبش عدم تعهد در کامپالا حضور داشتم، از حمله موشکی ایران در بلوچستان مطلع شدم. بلافاصله با مرحوم حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت ایران، تماس گرفتم و به او گفتم که این حمله نقض جدی حاکمیت پاکستان و حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود.

در عین حال، تأکید کردم که تروریسم تهدیدی مشترک برای هر دو کشور است و مقابله با آن نیازمند اقدام هماهنگ است، نه اقدامات یک‌جانبه.

آقای امیرعبداللهیان ضمن ابراز تأسف از این واقعه، به من گفت که اقدام فرمانده محلی مرزی، مورد تأیید عالی‌ترین سطوح سیاسی یا نظامی ایران نبوده است.

 

۲. پاکستان در ۱۸ ژانویه پاسخ نظامی داد. چگونه میان ضرورت دفاع از حاکمیت پاکستان و جلوگیری از تبدیل پاسخ نظامی به آغاز یک جنگ تمایز قائل شدید؟

برای پاکستان، تصمیم به اقدام نظامی علیه یک کشور برادر، تصمیمی دشوار و دردناک بود. بااین‌حال، دولت مسئولیت داشت نشان دهد که نمی‌توان بر سر حاکمیت و تمامیت ارضی پاکستان مصالحه کرد.

حملات تلافی‌جویانه پاکستان در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۴ علیه اهداف متعلق به گروه‌های مسلح در استان سیستان و بلوچستان ایران، به‌صورت دقیق و حساب‌شده طراحی شده بود. هدف، تأکید مجدد بر تعهد پاکستان به دفاع از حاکمیت خود و انتقال این پیام بود که اصل بنیادین برابری حاکمیتی کشورها باید محترم شمرده شود.

در همان حال، پاکستان به‌روشنی اعلام کرد که به حاکمیت ایران احترام می‌گذارد، خواهان گفت‌وگوست و همچنان تروریسم را تهدیدی مشترک می‌داند که مقابله با آن مستلزم همکاری دو کشور است.

آنچه پس از آن رخ داد، شاید حتی مهم‌تر از خود تبادل حملات نظامی بود. کاهش سریع تنش، احیای تعاملات دیپلماتیک و ایجاد سازوکارهایی برای مقابله با تروریسم نشان داد که هدف پاکستان، رویارویی با ایران نبود. هدف ما تأکید بر یک اصل روشن بود: حتی نزدیک‌ترین روابط دوجانبه نیز باید بر احترام به حاکمیت ملی استوار باشند.

 

۳. تنها مدت کوتاهی پس از تبادل حملات، شما و حسین امیرعبداللهیان به سمت کاهش تنش حرکت کردید. در آن ساعات و روزهای تعیین‌کننده، چه عاملی اجازه داد مسیر بحران به‌سرعت تغییر کند؟

من در دوران تصدی وزارت امور خارجه پاکستان، در مناسبت‌های متعددی با مرحوم حسین امیرعبداللهیان تعامل داشتم؛ از جمله در نشست‌ها و اجلاس‌های سازمان همکاری اسلامی و همچنین در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد.

به‌تدریج میان ما احترام و اعتماد متقابل شکل گرفته بود. ما به‌طور منظم تلفنی با یکدیگر صحبت می‌کردیم و می‌توانستیم درباره موضوعات حساس با صراحت گفت‌وگو کنیم.

این رابطه شخصی در جریان بحران ژانویه ۲۰۲۴ اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد.

ما توافق داشتیم که اختلافات میان دو کشور، هر اندازه جدی باشند، نباید اجازه یابند کلیت روابط پاکستان و ایران را تضعیف کنند. همین مسئله در جلوگیری از تشدید بحران بسیار مؤثر بود.

در جریان بحران، نه پاکستان و نه ایران، تبادل حملات نظامی را آغاز یک گسست دائمی تلقی نکردند و هیچ‌یک از دو طرف نیز دیگری را به‌عنوان یک دشمن تعریف نکرد. حتی در اوج تنش، کانال‌های ارتباطی باز باقی ماند.

 

۴. شما در آن روزها مستقیماً با حسین امیرعبداللهیان گفت‌وگو کردید و سپس میزبان او در اسلام‌آباد بودید. اکنون که ایشان در میان ما نیست، نقش شخصی او را در مهار آن بحران چگونه به یاد می‌آورید؟

من همواره حسین امیرعبداللهیان را به‌عنوان دیپلماتی باتجربه و عمل‌گرا به یاد خواهم آورد. او در کار خود ترکیب ویژه‌ای از صمیمیت، پختگی، باور سیاسی و مهارت دیپلماتیک داشت.

توانایی او در حفظ گفت‌وگو در میانه یک بحران، ارزش ویژه‌ای داشت. در مقطعی که روابط می‌توانست به‌راحتی بیش از آن رو به وخامت بگذارد، توانستیم کانال‌های مستقیم ارتباطی را حفظ کنیم و اجازه ندهیم بی‌اعتمادی به رویارویی تبدیل شود.

فارغ از اختلافاتی که ممکن بود میان دولت‌های ما پدید آید، او اهمیت پایدار روابط پاکستان و ایران و ارزش گفت‌وگو، احترام متقابل و حسن همجواری را به‌خوبی درک می‌کرد. درگذشت نابهنگام او در ماه مه ۲۰۲۴، ضایعه‌ای برای دیپلماسی ایران و برای من، از دست دادن یک دوست بود. ما اغلب یکدیگر را «برادر عزیزم» خطاب می‌کردیم. این رابطه شخصی چیزی فراتر از یک تعارف دیپلماتیک بود.

در لحظه‌ای که دو کشور با بحرانی واقعی مواجه بودند، همین ارتباط کمک کرد درِ گفت‌وگو باز بماند؛ درست در زمانی که بی‌اعتمادی می‌توانست بر همه‌چیز غلبه کند.

 

۵. دیپلماسی بحران تا چه اندازه به روابط شخصی میان تصمیم‌گیران وابسته است؟ اگر امکان تماس مستقیم و اعتماد شخصی میان شما و امیرعبداللهیان وجود نداشت، آیا بحران می‌توانست مسیر دیگری پیدا کند؟

اعتماد شخصی نمی‌تواند جایگزین نهادها شود، اما در لحظات بحرانی می‌تواند کارآمدی نهادها را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

پس از تبادل حملات، چندین گفت‌وگوی تلفنی میان ما انجام شد و من از وزیر امور خارجه ایران دعوت کردم به پاکستان سفر کند. او این دعوت را پذیرفت و در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴، کمتر از دو هفته پس از نخستین حمله، وارد پاکستان شد. از او با احترام و تکریمی که شایسته وزیر امور خارجه یک کشور برادر بود، استقبال شد.هیچ گفت‌وگوی خصمانه‌ای میان ما صورت نگرفت. به‌جای آنکه در اتهام‌زنی متقابل درباره بحران گرفتار شویم، هر دو طرف تصمیم گرفتند به آینده نگاه کنند.

وقایع ژانویه به‌عنوان یک انحراف جدی از مسیر طبیعی روابط تلقی شد؛ رخدادی که نباید اجازه می‌دادیم ماهیت روابط دو کشور را تعریف کند.

۶. چه عواملی باعث شد کاهش تنش با چنین سرعتی اتفاق بیفتد و دو کشور بتوانند از رویارویی نظامی به گفت‌وگو بازگردند؟

من قویاً معتقدم نحوه‌ای که پاکستان و ایران بحران ژانویه ۲۰۲۴ را به فرصتی برای همکاری بیشتر تبدیل کردند، درس‌هایی فراتر از روابط دوجانبه ما دربردارد. پاکستان و ایران توانستند اختلافات خود را مهار کنند و در مدتی بسیار کوتاه روابط را به مسیر عادی بازگردانند، زیرا هر دو طرف یک واقعیت بنیادین را پذیرفتند: هیچ جایگزینی برای گفت‌وگو وجود ندارد.

حتی هنگامی که روابط دو کشور به دشوارترین نقطه خود می‌رسد، پاسخ نمی‌تواند کنار گذاشتن ارتباط باشد. قدرت نظامی ممکن است گاهی برای دفاع از حاکمیت و امنیت ملی ضروری باشد، اما قدرت نظامی به‌تنهایی قادر به حل اختلافات سیاسی نیست. اختلافات در نهایت باید دوباره به میز مذاکره بازگردند.

آنچه در چنین شرایطی ضرورت دارد، دولتمردی است؛ یعنی توانایی عبور از احساسات ناشی از بحران لحظه‌ای و دیدن منافع بزرگ‌تر کشور و منطقه.در ژانویه ۲۰۲۴، رهبری سیاسی و نظامی پاکستان و ایران چنین ظرفیتی را نشان دادند.

در تمام تلاش‌هایی که برای کاهش تنش انجام دادیم، از حمایت کامل نهادها و بازیگران ذی‌ربط در هر دو کشور برخوردار بودیم. این حمایت سیاسی و نهادی برای موفقیت دیپلماسی نقشی حیاتی داشت.

 

۷. اگر بخواهید تجربه ژانویه ۲۰۲۴ را به الگویی برای مدیریت بحران میان کشورهای همسایه تبدیل کنید، مهم‌ترین درس‌های آن چیست؟

درس نخست، اهمیت حفظ ارتباط، به‌ویژه در دوره‌های تشدید تنش است. کانال‌های دیپلماتیک دقیقاً زمانی بیشترین ارزش را دارند که روابط در دشوارترین وضعیت خود قرار گرفته است. بستن این کانال‌ها در بحبوحه بحران، همان ابزارهایی را از میان می‌برد که برای جلوگیری از سوءتفاهم و تشدید تنش به آنها نیاز داریم.

درس دوم، ارزش ارتباط مستقیم میان رهبران سیاسی و مقامات ارشد است. در بحران ژانویه، تماس مستقیم میان وزرای امور خارجه به دو طرف امکان داد نگرانی‌های خود را منتقل کنندقرار دادن به‌عنوان تصویر شاخص، مقاصدشان را توضیح دهند و بدون واسطه‌های غیرضروری، راهی برای کاهش تنش بیابند. اعتماد شخصی جایگزین نهادها نیست، اما می‌تواند در لحظات بحران، نهادها را بسیار کارآمدتر کند.

درس سوم، اهمیت اجماع سیاسی است. دیپلماسی بحران بدون حمایت نهادهای اصلی سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی کشور نمی‌تواند موفق شود. هنگامی که تصمیم به کاهش تنش گرفته می‌شود، نهادهای مرتبط باید همگی در جهت یک هدف حرکت کنند.

درس چهارم، ضرورت انعطاف‌پذیری است. دولتمردی مستلزم آن است که بتوان میان منافع اساسی ملی و مواضعی که برای دستیابی به هدفی بزرگ‌تر قابلیت تعدیل دارند، تمایز قائل شد. رویکردهای انعطاف‌ناپذیر به‌ندرت به راه‌حل‌های پایدار منتهی می‌شوند. نتایج دیپلماتیک پایدار زمانی محتمل‌تر است که هر دو طرف آماده باشند نگرانی‌های مشروع طرف مقابل را به رسمیت بشناسند و در حد امکان آنها را مورد توجه قرار دهند.

و در نهایت، چالش‌های امنیتی مشترک میان کشورهای همسایه مستلزم همکاری نهادینه‌شده است. تروریسم، فعالیت گروه‌های مسلح، قاچاق و بی‌ثباتی در مناطق مرزی را نمی‌توان با اقدامات مقطعی یا یک‌جانبه به‌طور مؤثر مدیریت کرد. این مسائل نیازمند تماس مستمر، همکاری اطلاعاتی، سازوکارهای مرزی و اراده سیاسی برای جلوگیری از آسیب زدن بازیگران غیردولتی به روابط میان دولت‌هاست.

 

۸. آیا درس‌های بحران ژانویه به اندازه کافی به سازوکارهای عملی و نهادی میان ایران و پاکستان تبدیل شدند؟

پس از بحران، ما بر ضرورت تقویت روابط دوجانبه از طریق تبادلات منظم در سطوح عالی و بهبود هماهنگی برای مقابله با چالش‌های امنیتی مشترک توافق کردیم. یک سازوکار مشترک برای مقابله با تهدید مشترک تروریسم ایجاد شد و ترتیباتی نیز برای ارتباط و هماهنگی نزدیک‌تر در امتداد مرز در نظر گرفته شد.

این اقدامات بیانگر یک درک مهم مشترک بود: مقابله مؤثر با تروریست‌هایی که در مناطق دشوار مرزی فعالیت می‌کنند، تنها از طریق اقدامات یک‌جانبه امکان‌پذیر نیست. این امر به تبادل اطلاعات، ارتباط مستمر، هماهنگی نهادی و اعتماد متقابل نیاز دارد.

تجربه بحران ژانویه نشان داد که هر دو کشور نگرانی‌های امنیتی جدی دارند، اما حتی پس از یک رویارویی بسیار خطرناک نیز می‌توان گفت‌وگو را بر ادامه تقابل ترجیح داد. ارتباط مستقیم میان وزرای امور خارجه، تقویت کانال‌های دیپلماتیک و تأکید بر همکاری علیه تروریسم، اهمیت زنده نگه داشتن دیپلماسی حتی در شرایط فشار شدید بر روابط را نشان داد.

 

۹. آیا ایران و پاکستان به سازوکاری دائمی برای تبادل اطلاعات، راستی‌آزمایی تهدیدات و اقدام هماهنگ نیاز دارند تا خطر اقدامات یک‌جانبه در آینده کاهش یابد؟

تجربه ژانویه اهمیت چنین همکاری نهادینه‌شده‌ای را به‌وضوح نشان داد. تروریست‌هایی که در مناطق دشوار مرزی فعالیت می‌کنند، از طریق اقدام یک‌جانبه یک کشور به‌طور مؤثر قابل مقابله نیستند. مقابله با چنین تهدیدهایی نیازمند تبادل اطلاعات، ارتباط مستمر، هماهنگی نهادی و اعتماد متقابل است. همین شناخت سبب شد پس از بحران، سازوکاری مشترک برای مقابله با تهدید تروریسم ایجاد شود و ترتیباتی برای ارتباط و هماهنگی نزدیک‌تر در مناطق مرزی در نظر گرفته شود.

 

۱۰. نزدیک به چهار دهه تجربه دیپلماتیک به شما درباره مدیریت روابط با همسایگان چه آموخته است؟ در لحظات بحرانی چگونه می‌توان مانع شد اختلافات سیاسی به رویارویی پایدار تبدیل شوند؟

تجربه بحران ایران و پاکستان برای جنوب آسیا، از جمله روابط پاکستان و هند، و همچنین برای خلیج فارس و منطقه گسترده‌تر غرب آسیا نیز اهمیت دارد.

بسیاری از اختلافاتی که منطقه ما با آنها مواجه است، ماهیتی سیاسی دارند نه ایدئولوژیک. اختلافات سیاسی، هر اندازه دشوار باشند، نباید لزوماً حل‌ناشدنی تلقی شوند. حتی هنگامی که روابط میان دو کشور به دشوارترین نقطه می‌رسد، راه‌حل در قطع ارتباط نیست. قدرت نظامی ممکن است گاهی برای دفاع از حاکمیت و امنیت ملی ضروری باشد، اما قدرت نظامی به‌تنهایی قادر به حل اختلافات سیاسی نیست. در نهایت، اختلافات باید به میز مذاکره بازگردند. رویکردی که پاکستان و ایران در بحران ۲۰۲۴ در پیش گرفتند، به احیای اعتماد و همکاری میان دو کشور کمک کرد.

ارتباط مستقیم میان وزرای امور خارجه، بازگشایی و تقویت کانال‌های دیپلماتیک و تأکید بعدی بر همکاری در مبارزه با تروریسم نشان داد که حتی هنگامی که روابط تحت فشار شدید قرار دارند، باید دیپلماسی را زنده نگه داشت. اصل اساسی همچنان همان است: چالش‌های امنیتی مشترک کشورهای همسایه به همکاری نهادینه‌شده نیاز دارند. تماس منظم، همکاری اطلاعاتی، سازوکارهای مرزی و اراده سیاسی برای جلوگیری از تأثیرگذاری بازیگران غیردولتی بر روابط دولت‌ها، اجزای ضروری چنین آمادگی‌ای هستند.

پاکستان پس از آن نیز در تلاش‌ها برای کاهش تنش میان ایران و ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ نقش مهمی ایفا کرد و در جریان منازعه‌ای که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد نیز به پیگیری نقش میانجی‌گرانه خود ادامه داده است.

سخن پایانی؛ آنچه از بحران ژانویه ۲۰۲۴ باید در دانشگاه‌ها تدریس شود

محمد حسین باقری/ مدیر اندیشکده اقبال

بسیاری از رسانه‌ها و افکار عمومی، بحران ژانویه ۲۰۲۴ میان ایران و پاکستان را تنها در قاب دو روز رویارویی نظامی مشاهده کردند؛ دو روزی که طی آن، حریم سرزمینی دو کشور نقض شد، حملات متقابل صورت گرفت و نگرانی از گسترش تنش، آینده روابط تهران و اسلام‌آباد را در هاله‌ای از ابهام قرار داد.

اما از نظر من، مهم‌ترین بخش این رویداد، نه آن ۴۸ ساعت بحرانی، بلکه روزهایی است که بلافاصله پس از آن فرا رسید.

آنچه شایسته مطالعه و حتی تدریس در دانشگاه‌ها، دانشکده‌های روابط بین‌الملل، مراکز آموزش دیپلماسی و نهادهای تربیت مدیران سیاسی و امنیتی است، چگونگی عبور دو کشور از یک رویارویی مستقیم نظامی به احیای روابط دیپلماتیک، آن هم در فاصله‌ای به‌غایت کوتاه است.

در تاریخ روابط بین‌الملل، نمونه‌های فراوانی از بحران‌هایی وجود دارد که با یک حادثه مرزی، یک اقدام نظامی یا یک محاسبه نادرست آغاز شده‌اند، اما پیامدهای آنها سال‌ها و گاه دهه‌ها ادامه یافته است. دولت‌ها پس از ورود به چرخه اقدام و واکنش، اغلب چنان گرفتار فشار افکار عمومی، ملاحظات حیثیتی و منطق تشدید تنش می‌شوند که بازگشت به نقطه پیش از بحران، به امری دشوار و پرهزینه تبدیل می‌شود.

اما ایران و پاکستان در ژانویه ۲۰۲۴ نشان دادند که چنین سرنوشتی اجتناب‌ناپذیر نیست. در فاصله‌ای کمتر از دو هفته، دو کشوری که علیه اهدافی در خاک یکدیگر دست به اقدام نظامی زده بودند، توانستند مسیر تنش را متوقف کنند، گفت‌وگوهای مستقیم را از سر بگیرند، روابط سیاسی را به وضعیت عادی بازگردانند و حتی درباره تقویت همکاری‌های امنیتی و مرزی به توافق برسند. به بیان دیگر، آنها نه‌تنها برای بازگشت به شرایط پیش از بحران تلاش کردند، بلکه کوشیدند از دل همان بحران، زمینه‌هایی برای بهبود همکاری‌ها ایجاد کنند.

این تجربه از آن جهت قابل توجه است که مدیریت موفق بحران، صرفاً به معنای جلوگیری از آغاز جنگ نیست. گاهی بحران آغاز شده، خطوط قرمز نقض شده و اقدامات نظامی نیز صورت گرفته‌اند. در چنین وضعیتی، هنر واقعی دیپلماسی آن است که دولت‌ها بتوانند پیش از آنکه منطق تقابل بر تمامی تصمیم‌ها مسلط شود، مسیر تحولات را تغییر دهند.

شاید مهم‌ترین درس این تجربه آن باشد که وقتی دو دولت و دو ملت برای حفظ روابط خود اراده داشته باشند، حتی یک بحران نظامی نیز الزاماً نباید به دشمنی پایدار منجر شود.

من معتقدم تجربه ژانویه ۲۰۲۴ ایران و پاکستان باید به‌عنوان یک مطالعه موردی مستقل در حوزه دیپلماسی بحران بررسی شود؛ نه فقط برای شناخت دلایل آغاز تنش، بلکه برای فهم سازوکارهای عملی پایان‌دادن به آن.

در جهانی که اخبار آغاز جنگ‌ها معمولاً بیش از تلاش‌ها برای پایان‌دادن به آنها دیده می‌شوند، شاید زمان آن رسیده باشد که به همان اندازه که درباره علل جنگ مطالعه می‌کنیم، درباره چگونگی جلوگیری از تداوم آن نیز بیاموزیم.

ژانویه ۲۰۲۴ را نباید تنها به‌عنوان ماهی به یاد آورد که ایران و پاکستان برای نخستین بار پس از سال‌ها با یکدیگر وارد رویارویی مستقیم نظامی شدند؛ بلکه باید آن را به‌عنوان تجربه‌ای به خاطر سپرد که نشان داد اراده سیاسی، اعتماد متقابل و دیپلماسی فعال چگونه می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان، حتی خطرناک‌ترین بحران‌ها را مهار کنند و راه را برای بازگشت به همکاری بگشایند. این، به باور من، مهم‌ترین درس آن سیزده روز سرنوشت‌ساز است.

دربارهٔ نویسنده

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال ،ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

همه نوشته‌ها و پروفایل

شیوه ارجاع به این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال. «از لبه بحران تا دیپلماسی؛ روایت جلیل عباس جیلانی از ۱۳ روز سرنوشت‌ساز میان تهران و اسلام‌آباد.» اندیشکده اقبال، ۲۸ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c/.

شیوه‌های ارجاع

تیم تحریریه اندیشکده اقبال. (۲۸ مهر ۱۴۰۵). از لبه بحران تا دیپلماسی؛ روایت جلیل عباس جیلانی از ۱۳ روز سرنوشت‌ساز میان تهران و اسلام‌آباد. اندیشکده اقبال. https://iqbalforum.org/fa/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c/

پژوهش‌های مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.