رفتن به محتوای اصلی
سیاست

از کابل تا خلیج فارس: پاکستان و بازآرایی معماری امنیتی- اقتصادی منطقه‌

مقدمه منطقه‌ای که از کابل تا خلیج فارس گسترده شده است، امروزه شاهد هم‌زمانی چند تحول ساختاری است که ماهیت آن را از یک مجموعه امنیتی ساده به یک میدان پیچیده ژئوپلیتیکی…

تنظیم متن

تنظیم متن

نسخه صوتی مقاله

مقدمه

منطقه‌ای که از کابل تا خلیج فارس گسترده شده است، امروزه شاهد هم‌زمانی چند تحول ساختاری است که ماهیت آن را از یک مجموعه امنیتی ساده به یک میدان پیچیده ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. بازآرایی مناسبات کابل و اسلام‌آباد پس از بازگشت طالبان، تغییر موازنه‌های دفاعی در خلیج فارس، گسترش پیوندهای کریدوری و انرژی، و رقابت فزاینده قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر سر شکل‌دهی به نظم آینده، همگی نشانه‌هایی از حرکت منطقه به سوی نظمی نوین هستند. در این میان، پاکستان هم‌زمان نقش کنشگر و بستر این تحولات را ایفا می‌کند؛ کشوری که با بحران‌های امنیتی در مرزهای غربی و شرقی، فشارهای اقتصادی، وابستگی به کمک‌های خارجی و ضرورت بازتعریف هویت راهبردی خود روبه‌روست.

پرسش بنیادین این مقاله آن است که آیا مجموعه تحولات جاری در این پهنه جغرافیایی، اجزای پراکنده بحران‌های متعدد هستند، یا نشانه‌های اولیه شکل‌گیری یک معماری نوین در منطقه‌ به‌شمار می‌روند؟ و در صورت شکل‌گیری این معماری، پاکستان و ایران چگونه می‌توانند به جای قرار گرفتن در حاشیه ترتیبات جدید، در شکل‌دهی به آن نقش‌آفرین باشند؟ استدلال اصلی مقاله آن است که پاکستان در نظم امنیتی جدید جایگاهی محوری دارد؛ جایگاهی که نشان‌دهنده  گذار این کشوراز «حاشیه‌ معادلات امنیتی» به «نقش‌آفرینی راهبردی در نظم امنیتی نوین» است، اما این گذار مشروط به مدیریت تنش‌های کابل–اسلام‌آباد، کاهش وابستگی راهبردی به یک قدرت واحد، و فعال‌سازی ظرفیت کریدوری خود در پیوند با ایران و آسیای مرکزی است.

از مجموعه امنیتی تا امنیت پیچیده

برای فهم تحولات جاری منطقه، چارچوب سنتی «مجموعه امنیتی منطقه‌ای» که بر پایه تقسیم‌بندی‌های جغرافیایی و بلوک‌بندی‌های قدرت در دوران جنگ سرد شکل گرفته بود، چندان مناسب نیست. آنچه امروز شاهد آن هستیم، گذار از یک نظم منطقه‌ای مبتنی بر الگوی وستفالیایی به سمت معماری چندلایه‌ای است که در آن اتحادهای فرامرزی، پیوندهای اقتصادی و شبکه‌های امنیتی، از مرزهای سنتی فراتر می‌روند. برای تحلیل این تحول، نظریه «امنیت منطقه‌ای پیچیده» چارچوب مناسبی را فراهم می‌کند؛ این نظریه بر هم‌پوشانی متغیرهای امنیتی، اقتصادی و هویتی در عرصه‌های فراملی تأکید دارد. بر اساس این چارچوب، منطقه‌ای که از کابل تا خلیج فارس گسترده است، دیگر یک «منطقه» به معنای سنتی کلمه نیست، بلکه یک شبکه امنیتی فراملی است که در آن تحولات افغانستان، پاکستان، ایران و کشورهای خلیج فارس به شکلی جدایی‌ناپذیر به هم پیوند خورده‌اند.

پیشینه تحولات این منطقه در دو دهه گذشته نشان می‌دهد که سه روند کلان، زمینه‌ساز شکل‌گیری این معماری نوین بوده‌اند. نخست، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت که خلأ قدرت در این کشور را تشدید کرد. دوم، گسترش نفوذ چین در منطقه از طریق کریدور اقتصادی چین–پاکستان و ابتکار کمربند و جاده که نیروهای اقتصادی نوظهوری  را به معادلات منطقه‌ افزود. و سوم، کاهش اعتماد کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا که آنها را به سمت تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی خود سوق داد. تلاقی این سه روند، زمینه‌ساز ظهور ترتیبات جدیدی شده است که در آن پاکستان نقشی محوری اما پیچیده ایفا می‌کند.

بازآرایی معادلات منطقه‌ای

مناسبات کابل و اسلام‌آباد پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، مسیری پرتنش و پرفرازونشیب را طی کرده است. پاکستان که در دو دهه گذشته حامی اصلی طالبان تلقی می‌شد، امروزه با حکومتی در کابل مواجه شده است که نه تنها به تعهدات خود در قبال اسلام‌آباد پایبند نیست، بلکه به گفته مقامات پاکستانی، به گروه‌های مسلح مخالف اسلام‌آباد مانند تحریک طالبان پاکستان نیز پناه داده است. دور جدید مذاکرات اسلام‌آباد و کابل که با میانجی‌گری چین، در آوریل 2026 در اورومچی برگزار شد، بدون هیچ توافقی پایان یافت و پاکستان رسماً اعلام کرد که گفت‌وگوها درباره آتش‌بس دائمی به هیچ راه‌حل ملموسی نرسیده است. این تنش‌ها در ماه‌های اخیر ابعاد نظامی نیز به خود گرفته است. وقوع درگیری‌های مرزی در منطقه چمن و بمباران مناطقی در شرق افغانستان توسط جنگنده‌های پاکستانی، نشان‌دهنده تشدید بحران در روابط دوجانبه است. پاکستان همچنین از کابل خواسته است که گروه‌های مسلح مخالف اسلام‌آباد را که در خاک افغانستان فعالیت می‌کنند، خلع سلاح کند. کابل نیز متقابلاً پاکستان را به نقض حریم هوایی خود متهم کرده است. این وضعیت، افغانستان را به یک گره امنیتی مزمن در معماری منطقه‌ای تبدیل کرده است که بدون گشودن آن، هیچ نظم پایداری در منطقه‌ قابل تصور نیست.

در جبهه شرقی، روابط هند و پاکستان نیز در سال ۲۰۲۵ شاهد تنش‌های شدیدی بود؛ حمله مرگبار آوریل ۲۰۲۵ به گردشگران در کشمیر تحت مدیریت هند، که منجر به کشته شدن ۲۶ نفر شد، چرخه‌ای از تنش‌ها را آغاز کرد که در نهایت به یک درگیری نظامی چهارروزه در ماه مه همان سال منجر شد. در این درگیری دو کشور هسته‌ای به آستانه یک جنگ تمام‌عیار نزدیک شدند. آنچه این تنش را از تنش‌های پیشین متمایز می‌سازد، تداوم خصومتی است که حتی پس از آتش‌بس مه 2025 نیز پایان نیافت و این رابطه را همچنان در وضعیتی خصمانه نگه‌داشته است.

در این درگیری، پاکستان برای اولین بار از سلاح‌های مدرن چینی استفاده کرد که نشان‌دهنده عمق همکاری نظامی اسلام‌آباد و پکن است. در پی این بحران، پاکستان نیروی موشکی جدیدی به نام “فرماندهی نیروی موشکی ارتش پاکستان” تشکیل داد که هدف آن ایجاد توانایی پاسخ متقارن به حملات متعارف هند است. این تحولات نشان می‌دهد که رقابت هند و پاکستان همچنان یکی از محورهای اصلی بی‌ثباتی در منطقه است و هر چارچوب امنیتی باید این رقابت را به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین خود در نظر بگیرد.

در سوی دیگر، مناسبات پاکستان با کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در همین دوره دستخوش تحولی بنیادین شد. مهم‌ترین تحول در مناسبات پاکستان با کشورهای خلیج فارس، امضای توافق‌نامه دفاع متقابل راهبردی میان اسلام‌آباد و ریاض در سپتامبر ۲۰۲۵ است.  این توافق در سال 2026 با پیوستن ترکیه به آن و شکل‌گیری پیمان مکه، به سازوکاری سه‌جانبه و منسجم ارتقا یافت؛ اقدامی که پیوندهای دفاعی اسلام‌آباد، ریاض و آنکارا را به سطحی بی‌سابقه رساند و دامنه این همکاری را به غرب آسیا و فراتر از آن گسترش داد.

این توافق‌نامه‌ها تصریح می‌کنند که هرگونه تجاوز علیه یکی از این کشورها، تجاوز علیه دیگری تلقی خواهد شد. این توافقات، پس از سال‌ها همکاری غیررسمی، روابط دفاعی سه کشور را به سطحی بی‌سابقه ارتقا داده و پیوندهای امنیتی میان خاورمیانه و جنوب آسیا را عمیق‌تر کرده است. شکل‌گیری پیمان مکه همچنین نشان‌دهنده روند گسترده‌تری از تغییر در معماری امنیتی منطقه است که در آن کشورهای منطقه به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی خود و کاهش وابستگی به ایالات متحده هستند. در ادامه این مسیر و در 27 اوت 2026، پاکستان یک توافق‌نامه همکاری نظامی پنج‌ساله با کویت امضا کرده و به عنوان حامی امنیتی در خلأ قدرت ناشی از کاهش اعتماد کشورهای خلیج فارس به آمریکا ظاهر شده است. این تحولات نشان می‌دهند که پاکستان در حال تبدیل شدن به یک تأمین‌کننده امنیت در غرب آسیاست؛ نقشی که پیش‌تر عمدتاً در اختیار قدرت‌های فرامنطقه‌ای بود.

در بُعد اقتصادی، منطقه شاهد گسترش روزافزون پیوندهای کریدوری است که می‌تواند به عنوان شالوده اقتصادی معماری نوین منطقه‌ای باشد. کریدور اقتصادی چین–پاکستان در سال ۲۰۲۵ وارد فاز دوم خود شد و از منطق پروژه‌محور به منطق توسعه پایدار تحول یافت. در چهاردهمین نشست کمیته همکاری مشترک در سپتامبر ۲۰۲۵، دو طرف توافق کردند که همکاری‌های خود را به حوزه‌هایی مانند بهسازی بزرگراه قره‌قروم، توسعه بخش معدن در بلوچستان و تقویت اتصالات چندوجهی با آسیای مرکزی گسترش دهند. در همین حال، روابط ایران و پاکستان در حوزه کریدوری نیز شاهد پیشرفت‌های قابل توجهی بوده است. دو کشور توافق کردند که یک کمیته مشترک برای حل مسائل تجارت مرزی و لجستیک تشکیل دهند و ظرفیت‌های کریدوری خود را برای اتصال چین به اروپا از طریق پاکستان و ایران به کار گیرند. سفیر پاکستان در تهران از نهایی شدن توافق تجارت آزاد میان دو کشور خبر داده و دو طرف متعهد به توسعه فعالیت‌های تجاری با یکدیگر شده‌اند.

در سطح منطقه‌ای نیز پروژه‌های اتصال‌محور متعددی در دست اجراست. پروژه راه‌آهن ازبکستان–افغانستان–پاکستان که هدف آن اتصال آسیای مرکزی به بنادر پاکستان و آب‌های آزاد است، در ژوئیه ۲۰۲۵ با سفر معاون نخست‌وزیر پاکستان به کابل وارد مرحله جدیدی شد. قزاقستان نیز در مه ۲۰۲۵ توافقی با پاکستان امضا کرد که به این کشور اجازه دسترسی به بنادر کراچی و گوادر را می‌دهد. پاکستان همچنین پیشنهاد تشکیل یک کارگروه مشترک در ارتباط با همکاری‌های ترانزیتی را مطرح کرده که هدف آن کاهش ۳۰ درصدی هزینه‌های لجستیک در اوراسیا است. این تحولات نشان می‌دهد که منطقه در حال حرکت به سمت یک شبکه پیچیده از پیوندهای کریدوری است که در آن پاکستان، ایران، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به شکلی فزاینده به هم وابسته می‌شوند. این وابستگی متقابل می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای همکاری‌های امنیتی و سیاسی گسترده‌تر باشد.

در همین دوره، مناسبات تهران و اسلام‌آباد نیز وارد مرحله تازه‌ای شد. در سپتامبر همان سال، بیست‌ودومین نشست کمیسیون اقتصادی مشترک دو کشور در  تهران برگزار شد و دوطرف ضمن امضای چند پروتکل همکاری، توافق نمودند تا حجم تجارت دوجانبه را به 10 میلیارد دلار ارتقا دهند. در ادامه، توافق تجارت آزاد که نزدیک به دو دهه بلاتکلیف مانده بود، در سفر مسعود پزشکیان به اسلام‌آباد به مرحله نهایی رسید و مکانیسم تهاتر برای دور زدن موانع مالی نیز فعال شد. در سال 2026، این روند با شتاب بیشتری ادامه یافت؛ سفر وزیر کشور پاکستان  به تهران در اوت 2026 و دیدار شهباز شریف و پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر2026، نشانه‌ای از تداوم این روند و اراده دوطرف برای نهادینه کردن همکاری‌ها بود.

موانع و محدودیت‌ها

شکل‌گیری معماری نوین منطقه‌ای با چالش‌های متعددی روبه‌روست که بدون رفع آن‌ها، تحقق این معماری ناممکن و دشوار خواهد بود. نخستین و شاید مهم‌ترین چالش، بحران امنیتی افغانستان است. افغانستان همچنان به عنوان یک سیاه‌چاله امنیتی عمل می‌کند که ثبات منطقه را تهدید می‌کند. حضور گروه‌های مسلح متعدد در خاک این کشور، از یک سو روابط کابل و اسلام‌آباد را به‌شدت تیره کرده و از سوی دیگر، تهدیدی مستقیم برای امنیت ایران و کشورهای آسیای مرکزی به‌شمار می‌رود. بدون حل این مسئله، هرگونه معماری امنیتی منطقه‌ای بر شالوده‌ای سست بنا خواهد شد.

چالش دوم، رقابت هند و پاکستان است. رقابت هسته‌ای میان این دو کشور، منطقه را در وضعیت صلح شکننده نگه داشته است. تجربه جنگ 4 روزه مه ۲۰۲۵ نشان داد که هرگونه محاسبه اشتباه می‌تواند به سرعت به یک بحران تمام‌عیار تبدیل شود. هر معماری امنیتی جدید باید مکانیزم‌هایی برای مدیریت این رقابت و جلوگیری از تشدید تنش‌ها پیش‌بینی کند.

چالش سوم، آسیب‌پذیری اقتصادی پاکستان است. اقتصاد پاکستان همچنان با بحران‌های ساختاری جدی مواجه است. رشد اقتصادی این کشور از 2.6 درصد در سال ۲۰۲۵ به 3.7 درصد در سال ۲۰۲۶ رسیده است، اما صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که بحران‌های کلان اقتصادی همچنان پابرجاست و اصلاحات ساختاری در بخش انرژی ضروری است. سیل‌های موسمی 2026 ، با بیش از 1697 کشته و خسارات فراوان، به‌مراتب سنگین‌تر از سیل‌های قبلی بود. مطابق آمارها، این سیل خسارتی بین 10 تا 12.5 میلیارد دلار بر اقتصاد پاکستان تحمیل نمود و شکنندگی اقتصادی این کشور را بیش از پیش آشکار کرد.

چالش چهارم، رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. رقابت چین، ایالات متحده و دیگر قدرت‌های فرامنطقه‌ای در منطقه، فضای مانور کشورهای منطقه‌ای را محدود می‌کند. پاکستان به عنوان شریک راهبردی چین، در معرض فشارهای ناشی از رقابت پکن–واشینگتن قرار دارد.

سناریوهای پیش‌رو

برای آینده منطقه،  سه سناریو قابل ترسیم است. در سناریوی نخست که می‌توان آن را “نظم مبتنی بر همکاری” نامید، کشورهای منطقه با تکیه بر پیوندهای اقتصادی و کریدوری، به سمت شکل‌گیری یک نظم منطقه‌ای چندجانبه حرکت می‌کنند. پروژه‌هایی مانند کریدور اقتصادی چین–پاکستان، کریدور ازبکستان–افغانستان–پاکستان، و اتصال بندرهای چابهار و گوادر می‌توانند به عنوان ستون‌های این نظم باشند. در این سناریو، ایران به عنوان گره ارتباطی میان خلیج فارس، دریای عمان و آسیای مرکزی مطرح می‌باشد و پاکستان به عنوان پل ارتباطی میان جنوب آسیا و غرب آسیا عمل می‌کند. احتمال تحقق این سناریو مشروط به حل و فصل اختلافات کابل–اسلام‌آباد و کاهش تنش‌های هند–پاکستان است.

در سناریوی دوم که می‌توان آن را “رقابت متوازن” نامید، منطقه شاهد شکل‌گیری بلوک‌بندی‌های جدید است که در آن پاکستان به سمت اتحاد راهبردی با عربستان، ترکیه و چین حرکت می‌کند، در حالی که هند در تلاش برای تقویت روابط خود با ایالات متحده، اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس است. این سناریو می‌تواند به یک جنگ سرد منطقه‌ای منجر شود که در آن هند و پاکستان در دو سوی مختلف یک شکاف راهبردی قرار می‌گیرند. احتمال تحقق این سناریو با توجه به تحولات اخیر و تعمیق روابط پاکستان–عربستان–ترکیه، بسیار زیاد است.

در سناریوی سوم که می‌توان آن را “واگرایی مهار نشده” نامید، تشدید بحران‌های امنیتی، از جمله درگیری مجدد هند و پاکستان، گسترش فعالیت گروه‌های مسلح در افغانستان و بلوچستان، و افزایش تنش‌های ایران و اسرائیل، منطقه را به سمت یک وضعیت آشوبناک سوق می‌دهد. در این سناریو، هیچ معماری منطقه‌ای پایداری شکل نمی‌گیرد و هر یک از کشورها به تنهایی با بحران‌های مربوط به خود مقابله می‌کند

نتیجه‌گیری

تحولات جاری در منطقه‌ای که از کابل تا خلیج فارس گسترده است، نشانه‌هایی از حرکت به سوی نظمی متفاوت را آشکار می‌کند. این نظم نوین، نه یک معماری یکپارچه و از پیش طراحی‌شده، بلکه مجموعه‌ای از ترتیبات تدریجی و چندلایه است که در پاسخ به خلأهای امنیتی و فرصت‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. در این میان، نقش پاکستان ازیک کنشگر منفعل در ترتیبات امنیتی به یک بازیگر چندوجهی در حال تغییر است که هم‌زمان در معادلات امنیتی خلیج فارس، رقابت هند و پاکستان، بحران افغانستان و شبکه‌های کریدوری منطقه‌ای حضوری فعال دارد.

این تحولات برای ایران هم‌زمان حاوی فرصت‌ها و چالش‌هایی است. از یک طرف، تهران می‌تواند با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود به عنوان گره ارتباطی میان خلیج فارس، دریای عمان و آسیای مرکزی، نقشی محوری در این معماری نوین ایفا کند. از طرف دیگر، تشدید رقابت‌های منطقه‌ای و بلوک‌بندی‌های جدید ممکن است فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدود کند.آینده منطقه نه در چارچوب‌های الگوهای پیشین، بلکه در معماری نوینی رقم خواهد خورد که در آن همکاری و رقابت، اتصال و انفصال، و امنیت و اقتصاد به هم گره خورده‌اند. پاکستان و ایران می‌توانند به جای قرار گرفتن در حاشیه این معماری، با اتخاذ راهبردهایی هوشمندانه، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آن ایفا کنند.

دربارهٔ نویسنده

دکتر شهرام پیرانی

دکتر شهرام پیرانی

دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاست‌پژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.

  • سیاست
  • اقتصاد و تجارت
همه نوشته‌ها و پروفایل

شیوه ارجاع به این مقاله

دکتر شهرام پیرانی. «از کابل تا خلیج فارس: پاکستان و بازآرایی معماری امنیتی- اقتصادی منطقه‌.» اندیشکده اقبال، ۲۸ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/.

شیوه‌های ارجاع

دکتر شهرام پیرانی. (۲۸ مهر ۱۴۰۵). از کابل تا خلیج فارس: پاکستان و بازآرایی معماری امنیتی- اقتصادی منطقه‌. اندیشکده اقبال. https://iqbalforum.org/fa/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/

پژوهش‌های مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.