تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
گفتوگوی اختصاصی محمد حسین باقری، مدیر اندیشکده اقبال، با سید محمدعلی حسینی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در پاکستان
سید محمدعلی حسینی از ۹ ژانویه ۲۰۲۰ تا ۷ ژوئن ۲۰۲۳ میلادی (۱۹ دی ۱۳۹۸ تا ۱۷ خرداد ۱۴۰۲ شمسی) سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان بود؛ دورهای پرتحول که خروج ایالات متحده از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، تغییرات سیاسی در پاکستان، تحولات روابط تهران و ریاض و تلاش برای گسترش همکاریهای مرزی، اقتصادی و انرژی میان ایران و پاکستان را دربر گرفت.
روابط ایران و پاکستان با تناقضی دیرپا روبهروست: کمتر دو کشور همسایهای در منطقه از چنین پشتوانه گسترده تاریخی، تمدنی، فرهنگی و جغرافیایی برخوردارند و در عین حال، فاصله میان ظرفیتهای بالقوه و دستاوردهای بالفعل روابطشان تا این اندازه محسوس است.
تهران و اسلامآباد طی بیش از هفت دهه روابط رسمی، بارها بر «برادری»، «همسایگی» و «اشتراکات تاریخی و تمدنی» تأکید کردهاند؛ اما حجم روابط اقتصادی، میزان وابستگی متقابل، سطح همکاریهای راهبردی و حتی شناخت متقابل دو جامعه همچنان با ظرفیت واقعی دو کشور فاصله دارد.
پرسش، بنابراین، دیگر صرفاً این نیست که ایران و پاکستان چه اشتراکاتی دارند؛ مسئله اساسیتر آن است که چرا این حجم از اشتراکات هنوز نتوانسته است به یک شراکت راهبردی پایدار تبدیل شود؟
چرا اقتصاد از سیاست عقب مانده است؟ چه عواملی پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان را پس از سالها متوقف نگه داشتهاند؟ ساختار پیچیده قدرت در پاکستان چه تأثیری بر مناسبات با ایران دارد؟ روابط اسلامآباد با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تا چه اندازه بر آزادی عمل آن در قبال تهران اثر میگذارد؟ چرا مرز مشترک، همزمان یک فرصت اقتصادی و یک چالش امنیتی باقی مانده است؟ و چرا سرمایه چندصدساله زبان و فرهنگ فارسی در پاکستان نتوانسته است به قدرت نرم متناسب با ظرفیت تاریخی خود تبدیل شود؟
برای بررسی این پرسشها، محمد حسین باقری، مدیر اندیشکده اقبال، با سید محمدعلی حسینی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد، به گفتوگو نشسته است؛ دیپلماتی که بیش از سه سال، در یکی از پرتحولترین مقاطع منطقه، روابط تهران و اسلامآباد را از نزدیک تجربه و مدیریت کرده است.
این گفتوگو تلاشی است برای عبور از توصیفهای متعارف درباره «روابط برادرانه» ایران و پاکستان و رسیدن به پرسشی بنیادیتر: چه چیزی مانع تبدیل همسایگی ایران و پاکستان به رابطهای راهبردی و متناسب با ظرفیتهای واقعی دو کشور شده است؟
محمد حسین باقری: جناب آقای حسینی، در ادبیات رسمی دو کشور، ایران و پاکستان همواره «دو کشور برادر، همسایه و برخوردار از پیوندهای تاریخی و تمدنی» توصیف میشوند. شما بیش از سه سال این رابطه را از نزدیک تجربه و مدیریت کردید. اگر از تعارفات دیپلماتیک فاصله بگیریم، چرا با وجود این همه اشتراک، تهران و اسلامآباد هنوز به یک شراکت راهبردی واقعی نرسیدهاند؟ مانع اصلی را کجا میبینید؟
سید محمدعلی حسینی: در ساختار و زیربنای روابط دو کشور، مشکل جدی و اساسی نمیبینم. تعداد قابل توجه اسناد امضاشده میان دو کشور در حوزههای مختلف، زمینههای مناسبی برای توسعه و تعمیق روابط فراهم کرده است؛ لیکن همانگونه که مطلع هستید، توافقنامهها و تفاهمنامهها، چنانچه مورد توجه جدی قرار نگیرند و از سوی مسئولان دو کشور به مرحله اجرا درنیایند، راه به جایی نخواهند برد.
محمد حسین باقری: یکی از ویژگیهای پاکستان، تعدد مراکز قدرت است؛ دولت، ارتش، پارلمان، احزاب سیاسی، دولتهای ایالتی، نهادهای مذهبی و بخش خصوصی هرکدام بخشی از قدرت و نفوذ را در اختیار دارند. تجربه شما چه میگوید؟ سفیر ایران برای پیشبرد منافع کشور باید بیش از همه با کدام بخش از این ساختار تعامل داشته باشد؟
سید محمدعلی حسینی: ارتش پاکستان و فرماندهی آن، از گذشته مؤثرترین و بانفوذترین رکن قدرت در این کشور بودهاند؛ هرچند بسیاری معتقدند که نقش ارتش در مقایسه با سالهای گذشته کاهش یافته و فضای بازتری برای نقد عملکرد فرماندهی ارتش پدید آمده است.
دولت، مجلس و احزاب سیاسی و مذهبی نیز هر یک، متناسب با میزان آرا و حضور افراد ذینفوذ خود در هسته اصلی قدرت یا «استبلیشمنت»، در ساختار قدرت نقش ایفا میکنند. در همین چارچوب، میزان قدرت و توانمندی هر دولت نیز تا حد زیادی به هماهنگی و حمایت ارتش از یک سو و میزان نفوذ و پشتوانه حزب یا احزاب ائتلافی درون دولت از سوی دیگر بستگی دارد.
به نظر بنده، سفیر باید با تمامی لایههای قدرت، متناسب با جایگاه، میزان نفوذ و نقش آنان، در تعامل و ارتباط باشد. تجربه نشان داده است که گاه رایزنی با یک شخصیت ذینفوذ میتواند به حلوفصل یک مشکل یا ارائه راهکاری مناسب منجر شود؛ راهکاری که شاید دستیابی به آن از طریق لایههای معمول و رسمی قدرت امکانپذیر نبوده باشد.
محمد حسین باقری: سالهاست درباره افزایش تجارت، همکاریهای انرژی، تجارت تهاتری، توافق تجارت آزاد و سرمایهگذاری مشترک صحبت میشود؛ اما اقتصاد همچنان یکی از ضعیفترین حلقههای روابط دو کشور است. با وجود مرز زمینی طولانی و بازار بزرگ پاکستان، مهمترین موانع توسعه روابط اقتصادی را چه میدانید؟
سید محمدعلی حسینی: از جمله موانع تقویت مناسبات میان دو کشور، تحریمهای گسترده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و تأثیرپذیری پاکستان از فشارها و محدودیتهای اعمالشده از سوی این کشور است. جریمههای ناشی از نقض یا دور زدن تحریمها نیز برای طرفهای دولتی و خصوصی پاکستان هزینههای سنگینی به همراه دارد.
مانع دوم، وضعیت دو کشور در چارچوب FATF است. قرار داشتن ایران در فهرست سیاه و تلاش پاکستان برای تغییر وضعیت خود، موجب شده است طرف پاکستانی از ورود جدی به همکاریهای بانکی و مالی با ایران پرهیز کند.
مانع سوم، ضعف اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به بخشهای خصوصی دو کشور درباره ظرفیتها، توانمندیها و مزیتهای موجود در ایران و پاکستان است. شاید به همین دلیل باشد که بخشهای خصوصی دو کشور ترجیح میدهند با همتایان خود در سایر کشورها همکاری کنند.
عدم اجرای سازوکار تجارت تهاتری میان دو کشور، تغییرات پیدرپی در برخی قوانین و مقررات تجاری و همچنین نبود مشوقها و تسهیلات لازم برای تجار دو کشور، از دیگر موانع رشد مناسبات در حوزههای بازرگانی و اقتصادی است.
علاوه بر این، موانع دیگری نیز از سوی پاکستان وجود دارد که ریشه در وابستگی این کشور به برخی کشورهای خارجی و بازیگران مداخلهگر منطقهای و فرامنطقهای و همچنین وابستگی شدید به نهادهای پولی و بانکی بینالمللی دارد. نیاز جدی پاکستان به دریافت وامها و کمکهای مالی از این نهادها موجب شده است دولت این کشور ناگزیر به رعایت برخی الزامات و خطوط قرمز آنها باشد.
روندهای بوروکراتیک و کند اداری در هر دو کشور و نیز وجود شبکههای ناسالم و مافیایی در برخی بخشها، از دیگر موانع جدی در مسیر توسعه روابط است.
با این حال، نکته مهم و قابل تأکید آن است که علیرغم تمامی این موانع، ظرفیتها و فرصتهای متعدد و متنوعی در حوزههای دولتی و بخش خصوصی دو کشور وجود دارد که با پیگیری مستمر مسئولان ذیربط، امکان بهرهبرداری از آنها فراهم خواهد شد.
اگر بخواهم انتقادی را متوجه خودمان، یعنی طرف ایرانی، کنم، باید عرض کنم که ما سیاست همسایگی را آنچنان که شایسته و بایسته است جدی نگرفتهایم. در مقاطعی و در دولتهای مختلف، به کشورهای همسایه بیاعتنایی کرده و تعامل با دیگران را بر تعامل با همسایگان ترجیح دادهایم. این رویکرد موجب شده است نتوانیم پیوندهای مناسب و پایدار با همسایگان را آنگونه که باید تقویت و تعمیق کنیم تا در بزنگاههای مختلف، جزو نخستین گزینههای آنها برای همکاری باشیم، نه آخرین گزینه.
بنابراین، موانع توسعه روابط را باید هم در تهران و هم در اسلامآباد جستوجو کرد تا با کاهش یا رفع آنها بتوانیم بر مانع اساسیتر، یعنی دخالتهای خارجی منطقهای و فرامنطقهای که منافع ملی دو کشور همسایه را هدف گرفتهاند، فائق آییم.
محمد حسین باقری: یکی از تحولات ملموس دوره مأموریت شما، گشایش گذرگاههای جدید و پیگیری بازارچههای مشترک مرزی بود. با فاصلهای که امروز از آن دوره داریم، آیا این زیرساختها واقعاً توانستند تجارت غیررسمی و قاچاق را به سمت تجارت رسمی هدایت کنند، یا ایجاد زیرساخت از شکلگیری معماری اقتصادی لازم برای بهرهبرداری از آن جلوتر رفت؟
سید محمدعلی حسینی: همانطور که اطلاع دارید، ایران و پاکستان بر سر احداث شش بازارچه مرزی توافق کردند که با پیگیریهای شبانهروزی، بازارچههای ریمدان–گبد و پیشین–مند، به ترتیب در آذرماه ۱۳۹۹ و اردیبهشتماه ۱۴۰۰ احداث شدند. فعالسازی و افتتاح رسمی بازارچه پیشین نیز در سال ۱۴۰۲ و با حضور مقامات عالی دو کشور انجام شد.
گشایش و راهاندازی بازارچههای مرزی با هدف بهبود روند رو به رشد همکاریهای تجاری میان دو کشور و همچنین ارتقای وضعیت معیشتی ساکنان مناطق مرزی مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، این شش بازارچه، حتی در صورت تکمیل و فعالسازی کامل، از ظرفیت کافی برای هدایت حجم قابل توجه قاچاق و تجارت غیررسمی موجود در مناطق مرزی به کانال تجارت رسمی برخوردار نیستند. تحقق این هدف مهم، مستلزم مجموعهای از اقدامات گسترده و ترکیبی، متناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و معیشتی مناطق مرزی دو کشور است؛ امری که اهتمام و هماهنگی جدیتر نهادهای ذیربط در دو طرف مرز را میطلبد.
محمد حسین باقری: خط لوله گاز ایران–پاکستان شاید مشهورترین پروژه اقتصادی ناتمام میان دو کشور باشد. بر اساس تجربه شما، علت واقعی اجرا نشدن این پروژه چیست؟ تحریمهای آمریکا، ضعف اقتصادی پاکستان، ملاحظات ژئوپلیتیکی، مشکل تأمین مالی یا مجموعهای از این عوامل؟ و آیا هنوز باید این پروژه را واقعبینانه دانست؟
سید محمدعلی حسینی: اهمیت اجرایی شدن این پروژه در چارچوب همکاریهای راهبردی میان دو کشور و آثار مثبت آن در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. عزم و اراده سیاسی طرف ایرانی برای آغاز و تکمیل این پروژه کاملاً روشن و مشهود بوده و در میدان عمل و نیز در پیشرفت عملیات اجرایی در خاک ایران بهخوبی قابل مشاهده است.
به نظر میرسد طرف پاکستانی نیز با توجه به نیاز مبرم خود به تأمین گاز، حمایت از کارخانهها و واحدهای تولیدی، ایجاد فرصتهای متنوع شغلی و تحقق سایر اهداف اقتصادی، از عزم و اراده جدی برای تکمیل این پروژه برخوردار است.
با این حال، فشارها و تحریمهای آمریکا و مانعتراشی برخی رقبای منطقهای و فرامنطقهای از یک سو، و ضعف ساختاری اقتصاد پاکستان، نگرانیهای اقتصادی و وابستگی به کمکها و وامهای خارجی از سوی دیگر، موجب شده است پاکستان نتواند گامهای مؤثری در جهت تکمیل این پروژه بردارد. این ناتوانی در دولتهای مختلف پاکستان نیز بهطور ملموس مشاهده شده است.
در دیدارهای متعددی که برای پیگیری این پروژه با شخصیتهای سیاسی، اقتصادی و ذینفوذ در دولت و ارتش پاکستان داشتم، آنان به برخی از همین مشکلات اشاره میکردند. یکی از مسائل اصلی که در این رایزنیها نمایان میشد، این بود که پاکستان، برخلاف برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه، از اهرم فشار مؤثری برای چانهزنی با طرف آمریکایی و دریافت معافیت موقت جهت تأمین نیازهای خود در حوزه انرژی از ایران برخوردار نیست.
گفتنیها در این خصوص بسیار است؛ با این حال، به نظر میرسد کمیتههای کارشناسی و تخصصی که طی سالهای گذشته شکل گرفتهاند، در حال تعیین تکلیف همکاریهای دو کشور در حوزه انرژی هستند. اگر تکمیل پروژه خط لوله صلح همچنان با موانع، مشکلات و ملاحظات مختلف مواجه است، باید همکاریهای دو کشور در این حوزه از مسیرها و روشهای دیگر نیز پیگیری و اجرایی شود تا منافع ملی مشترک دو کشور و روند رو به رشد همکاریهای فیمابین، معطل این موانع نماند.
محمد حسین باقری: با وجود افزایش همکاریها و تماسهای امنیتی، مرز ایران و پاکستان همچنان در مقاطع مختلف شاهد فعالیت گروههای مسلح، قاچاق و ناامنی بوده است. مشکل اصلی کجاست؟ و برای تبدیل مرز از یک مسئله امنیتی به یک فرصت اقتصادی چه باید کرد؟
سید محمدعلی حسینی: مرز مشترک و طولانی ایران و پاکستان همواره مورد سوءاستفاده گروهکهای تروریستی، جداییطلب و تجزیهطلب قرار داشته و فعالیت این گروهها موجب بیثباتی و ناامنی در دو سوی مرز شده است. در این مسیر، تعداد زیادی از اتباع دو کشور و نیروهای حافظ مرزها نیز به شهادت رسیدهاند.
صرفنظر از باورهای نادرست، توهمآلود و افراطگرایانه گروهکهای تروریستی فعال در منطقه، تحریک و حمایت برخی طرفهای ثالث و بهطور مشخص رژیم صهیونیستی نیز در ایجاد و استمرار این ناامنیها نقشی مؤثر و قابل توجه داشته است.
اعتقاد شخصی و کارشناسی بنده این است که ایران و پاکستان هر دو از تبعات منفی و مخرب فعالیت این گروهکها متضرر شدهاند و هیچیک از دو کشور از پیامدهای ناامنیهای مرزی در امان نبودهاند.
از این رو، در چارچوب اقدامات مشترک تلاش شده است تماسها، رایزنیها و دیدارها میان مقامات امنیتی، سیاسی و نظامی دو کشور افزایش یابد و هماهنگیهای لازم برای مقابله مؤثرتر با تهدیدات امنیتی در مرز مشترک صورت گیرد.
محمد حسین باقری: پاکستان روابط عمیقی با چین، عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس دارد؛ در عین حال به همکاری با آمریکا نیازمند است و با هند نیز رقابتی ساختاری دارد. این روابط تا چه اندازه آزادی عمل اسلامآباد برای توسعه مناسبات با تهران را محدود میکند؟ آیا پاکستان در قبال ایران از استقلال راهبردی کافی برخوردار است؟
سید محمدعلی حسینی: در دورهای که در مأموریت پاکستان بودم، روابط دیپلماتیک ایران و عربستان، بنا به دلایلی که مطلع هستید، در پایینترین سطح ممکن قرار داشت و تنشهایی میان دو کشور در جریان بود. شاید بتوان آن مقطع را برای اسلامآباد دورهای ناخوشایند و دشوار دانست.
پاکستان، از یک سو، عربستان را کشوری مهم در جهان اسلام میدانست که به حمایتهای سیاسی و مالی آن نیازمند بود و تعداد زیادی از شهروندان پاکستانی نیز در آن کشور حضور و اشتغال داشتند؛ و از سوی دیگر، ایران را کشوری بزرگ و همسایهای مهم میدانست که همواره از روابط حسنه با آن برخوردار بوده و اشتراکات فراوانی در حوزههای مختلف با آن دارد.
از این رو، تنش میان تهران و ریاض برای طرف پاکستانی ناخوشایند بود و اسلامآباد همواره تلاش میکرد در مسیر عادیسازی روابط ایران و عربستان نقش مؤثری ایفا کند. گرچه عربستان همواره از بهبود و گسترش روابط میان ایران و پاکستان خرسند نبود، این حساسیت و ناخرسندی در آن دوره مضاعف بود و احیاناً فشارها و محدودیتهایی نیز برای طرف پاکستانی ایجاد میکرد.
دخالتهای دولت آمریکا در مسیر بهبود روابط ایران، نهتنها با پاکستان بلکه با کشورهای دیگر نیز آشکار است. این دخالتها که بعضاً با تهدید، اعمال فشار و جریمه همراه است، کشوری مانند پاکستان را که از ضعف اقتصادی شدید رنج میبرد و با چالشهای مختلف سیاسی داخلی و امنیتی مواجه است، به رعایت ملاحظاتی در مسیر گسترش روابط با ایران وادار میکند.
با وجود این، عزم و اراده جدی سیاسی مقامات دو کشور، در کنار سابقه و تاریخ روابط فیمابین و تعلقات و پیوندهای دو ملت با یکدیگر، میتواند بر این محدودیتها و موانع فائق آید.
از سوی دیگر، نوع مناسبات هند و پاکستان و جنگها و تنشهای قدیمی و مزمن میان دو کشور موجب شده است که هر یک نسبت به تقویت جایگاه و اعتبار دیگری در سطح منطقه و جهان دغدغهمند باشد. توسعه روابط ایران با هر یک از این دو کشور تا حدی حساسیت طرف دیگر را برمیانگیزد؛ اما در عمل به نظر نمیرسد این موضوع مانعی جدی و غیرقابل مدیریت برای گسترش روابط ایران با هند یا پاکستان باشد.
گسترش و توسعه روابط میان ایران و پاکستان و تقویت همکاریهای دو کشور تاکنون با مانعی از سوی چین مواجه نبوده است. افزون بر روابط دوجانبه، در حوزههای خاصی نیز میتوان زمینههای همکاری و تعامل سهجانبه میان ایران، پاکستان و چین را فراهم کرد.
محمد حسین باقری: ایران در پاکستان از سرمایه فرهنگی کمنظیری برخوردار است؛ از قرنها حضور زبان فارسی تا میراث اقبال لاهوری و پیوندهای عمیق تمدنی. با این حال، نسل جدید پاکستان کمتر از گذشته با زبان فارسی و ایران معاصر آشناست. چرا نتوانستهایم این سرمایه تاریخی را به یک ابزار مؤثر و پایدار در دیپلماسی فرهنگی تبدیل کنیم؟
سید محمدعلی حسینی: ظرفیتها و فرصتهای قابل بهرهبرداری برای گسترش زبان فارسی، اگرچه نسبت به گذشته کاهش یافته، اما همچنان موجود و در دسترس است. رواج زبان فارسی، به دلایل مختلف، از جمله رقابت جدی زبانهایی مانند انگلیسی، چینی، عربی و ترکی و همچنین برخی عوامل مرتبط با کمتوجهی و کمکاری خودمان، از رونق سابق برخوردار نیست.
با این حال، آنچه مایه امیدواری است، وجود ظرفیتهای قابل توجهی در پاکستان است؛ از جمله کرسیهای زبان فارسی در دانشکدهها و مراکز آموزش عالی، شاعران و نویسندگانی که مشتاقانه به زبان فارسی میسرایند و مینگارند، علاقهمندی در سطح مدارس برای یادگیری زبان فارسی و اشتیاق بسیاری از اهالی فرهنگ و ادب و حتی برخی شخصیتهای سیاسی و اجرایی به زبان، فرهنگ و هنر فارسی.
اما مشکلات و چالشهایی نیز پیش روی ماست که موجب شده نتوانیم آنچنان که شایسته جایگاه و منزلت زبان فارسی است، به توفیقات مورد نظر در پاکستان دست یابیم.
نخست، در مقایسه با رقبای خود در این کشور، در حوزههایی همچون سیاستگذاری، برنامهریزی، تأمین مالی و حمایت از استادان عملکرد ضعیفتری داشتهایم. دوم، برای جایگزینی استادان بازنشسته به اندازه کافی استادان جوان تربیت نشدهاند.
سوم، در روشهای تدریس نوآوری لازم صورت نگرفته و شیوههای آموزشی متناسب با نیازها و سلیقه مخاطبان در گروههای سنی مختلف روزآمد نشده است. چهارم، هماهنگی لازم میان نهادهای ذیربط در ایران وجود ندارد. پنجم، دولتهای مختلف در جمهوری اسلامی ایران اهتمام و توجه جدی و مستمری نسبت به تقویت و ترویج زبان فارسی نداشتهاند. ششم، کتب و منابع آموزشی مناسب برای آموزش زبان فارسی در مراکز آموزشی و در اختیار علاقهمندان به یادگیری این زبان در پاکستان به اندازه کافی وجود ندارد.
هفتم، فرصتهای شغلی مناسبی برای فارغالتحصیلان و آموزشدیدگان زبان فارسی در بازار کار پاکستان وجود ندارد. یکی از دلایل رونق مراکز آموزش زبانهای خارجی در پاکستان، نگاه دانشآموختگان به فرصتهای شغلی آینده و امکان تأمین معاش از طریق مهارتهای زبانی است. بنابراین، چنانچه آموزش زبان فارسی نتواند چشماندازی از فرصتهای شغلی و حرفهای پیش روی علاقهمندان قرار دهد، طبیعی است که در رقابت با زبانهای دیگر با دشواری مواجه شود.
اگر مسئولان ذیربط برای رفع این مشکلات اقدامات جدی و مؤثر انجام ندهند، وضعیت گسترش زبان، فرهنگ و ادبیات فارسی، که یکی از مهمترین ارکان دیپلماسی فرهنگی ماست، نهتنها در پاکستان بلکه در سایر کشورهایی که زبان فارسی در آنها قدمتی چندصدساله دارد، بهتدریج رو به وخامت خواهد گذاشت.
محمد حسین باقری: اجازه دهید گفتوگو را با پرسشی شخصیتر به پایان ببریم. اکنون که با فاصلهای چندساله به دوره مأموریت خود نگاه میکنید، اگر فردا دوباره سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد شوید، چه سیاستی را ادامه میدهید و چه کاری را این بار در اولویت قرار میدهید؟ مهمتر از آن، تجربه شما چه توصیهای برای دیپلماسی ایران در پاکستان دارد؟
سید محمدعلی حسینی: از آنجا که اهمیت روابط حسنه میان دو کشور و ضرورت تقویت و گسترش آن همچنان به قوت خود باقی است، تلاش میکنم برنامههای گذشته را ادامه دهم؛ برنامههایی که همزمان ابعاد مختلف مناسبات دو کشور، اعم از سیاسی، تجاری و اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و رسانهای را دربر میگرفت.
به اعتقاد بنده، در هر مأموریت و در هر کشوری، بهویژه کشورهای همسایه، نباید هیچیک از ابعاد متعدد و متنوع روابط دچار رکود شده یا معطل بماند. همکاریها و روابط دوجانبه با کشورها در تمامی ابعاد آن حائز اهمیت است و جمهوری اسلامی ایران نیز از ظرفیتها و قابلیتهای فراوانی در عرصههای مختلف برخوردار است.
در ارتباط با پاکستان نیز ظرفیتها و فرصتهای مشترک در حوزههای گوناگون وجود دارد؛ از حوزه سیاسی، تجاری و اقتصادی گرفته تا حوزههای ادبی، علمی و فرهنگی، رسانهای و فضای مجازی. همچنین در حوزه قرآنی و هنری و نیز در عرصههای نظامی، دفاعی و امنیتی، ظرفیتهای قابل توجهی برای همکاری میان دو کشور وجود دارد.
شخصیتی که در جایگاه سفیر قرار میگیرد، نباید اجازه دهد هیچیک از ابعاد روابط دو کشور به بهانه تمرکز بر حوزهای دیگر معطل بماند. نگاه به روابط دوجانبه باید جامع، متوازن و همزمان در همه حوزهها باشد.
و نکته آخر اینکه، به نظر من، شرط موفقیت در پاکستان یک چیز است:
پیگیری، پیگیری و پیگیری.
نویسنده این مقاله
سید محمد علی حسینی
دیپلمات ارشد و سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه؛ سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در پاکستان و ایتالیا و دارای سابقه سرپرستی معاونت آسیا و اقیانوسیه و معاونت امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه. مسلط به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی
مشاهده پروفایل