تحلیل راهبرد چند وجهی پاکستان در بازخوانی دو رزمایش
مقدمه در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ارتش پاکستان آغاز دو رزمایش نظامی مشترک را بهطور همزمان اعلام کرد: نهمین دور رزمایش «دروژبا ۹» با روسیه در منطقه چرات و دومین دور رزمایش «وشاق…
تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
مقدمه
در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ارتش پاکستان آغاز دو رزمایش نظامی مشترک را بهطور همزمان اعلام کرد: نهمین دور رزمایش «دروژبا ۹» با روسیه در منطقه چرات و دومین دور رزمایش «وشاق الجبل ۲» با ارتش عمان در مرکز ملی مبارزه با تروریسم در پبی. این رزمایشهای دو هفتهای با مشارکت نیروهای زمینی سه کشور، بر تاکتیکهای ضدتروریستی، تبادل تجارب عملیاتی و ارتقای مهارتهای رزمی متمرکز هستند. روابط عمومی ارتش پاکستان هدف از برگزاری این مانورها را تقویت همکاریهای دفاعی، افزایش هماهنگی و توسعه توانمندیهای عملیاتی میان ارتشهای سه کشور عنوان کرده است.
همزمانی این دو رزمایش ( از یکسو با روسیه بهعنوان یک قدرتی اوراسیایی و عضو شورای امنیت سازمان ملل، و از سوی دیگر با عمان بهعنوان کشوری عربی و عضو شورای همکاری خلیج فارس) تصادفی نیست. این رویداد بازتاب راهبرد چندوجهی پاکستان در نظم بینالمللی در حال گذار است؛ راهبردی که در آن اسلامآباد میکوشد ضمن تقویت توان مقابله با تروریسم در ارتش، موقعیت ژئوپلیتیکی خود را بهعنوان بازیگری چندوجهی تقویت کند. مقاله حاضر با تحلیل زمینههای تاریخی، ابعاد راهبردی و چالشهای پیشروی این همکاریها، به بررسی جایگاه این رزمایشها در سیاست خارجی و امنیتی پاکستان میپردازد و میکوشد به این پرسش محوری پاسخ دهد که همزمانی رزمایش با روسیه و عمان چه تأثیری بر موقعیت راهبردی پاکستان در نظم جهانی در حال گذار دارد؟
ریشههای تاریخی روابط نظامی
روابط نظامی پاکستان و روسیه پیشینهای پرتنش و پرفرازونشیب داشته است. پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷، روابط دو کشور به دلیل نزدیکی اسلامآباد به بلوک غرب و اتحاد استراتژیک شوروی با هند، عمدتاً خصمانه بود. اوج این تنش در سال ۱۹۷۱ و در جریان جنگ پاکستان و هند مشاهده شد، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی بهطور فعال از هند حمایت کرد و حتی ناوگان خود را به آبهای اقیانوس هند اعزام کرد. در دوران جنگ سرد، پاکستان بهعنوان عضو پیمانهای سیتو و سنتو، در جبهه مخالف شوروی قرار داشت و مسکو نیز متقابلاً از هند بهعنوان شریک راهبردی خود در جنوب آسیا حمایت میکرد. این الگوی خصومت تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و حتی تا اوایل دهه ۲۰۰۰ ادامه یافت.
چرخش راهبردی در روابط دوجانبه از اواسط دهه ۲۰۱۰ کلید خورد. در نوامبر ۲۰۱۴، سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه در آن مقطع، در سفری تاریخی به اسلامآباد، توافقنامه همکاری نظامی با پاکستان را امضا کرد. این توافقنامه، زمینه را برای گسترش همکاریهای دفاعی در حوزههایی نظیر رزمایشهای مشترک، تبادل هیئتهای نظامی و همکاریهای فنی-تسلیحاتی فراهم کرد. در همین راستا، در سپتامبر ۲۰۱۶ نخستین رزمایش نظامی مشترک دو کشور با نام «دروژبا ۲۰۱۶» (به معنای «دوستی») در ایالت خیبر پختونخوا برگزار شد. پس از آن، دور دوم این رزمایش در سال ۲۰۱۷ در روسیه و دور سوم در سال ۲۰۱۸ مجدداً در پاکستان برگزار شد. با برگزاری نهمین دور آن در سال ۲۰۲۶، این رزمایش به یکی از ارکان تثبیت شده همکاری نظامی دوجانبه میان دو کشور تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۸ همچنین کمیسیون مشترک نظامی دو کشور تشکیل شد که چارچوب نهادی همکاریها را تقویت کرد.
در سوی دیگر، روابط دفاعی پاکستان و عمان ریشههایی عمیقتر و طولانیتر دارد. پیشینه همکاریهای نظامی دو کشور به چندین دهه قبل بازمیگردد؛ بهویژه پس از توافقنامه گوادر در سال ۱۹۵۸ که به موجب آن افسران پاکستانی برای همکاری با نیروهای مسلح عمان، به این کشور اعزام شدند. این همکاریها در دوران سلطان قابوس بن سعید (۱۹۷۰-۲۰۲۰) به اوج خود رسید و افسران پاکستانی نقش مهمی در سازماندهی نیروهای مسلح عمان ایفا کردند. در سال ۲۰۲۰، دو کشور یادداشت تفاهمی برای تقویت روابط نظامی از طریق تبادل دانش و تجربیات تخصصی امضا کردند. همکاریهای دریایی دو کشور نیز، با قدمتی چهلساله، از سال 1980 و با برگزاری منظم رزمایشهای دوجانبه «ثمر طیب» میان نیروی دریایی دو کشور تداوم یافته است. برگزاری دومین دور رزمایش زمینی «وشاق الجبل ۲» نشاندهنده گسترش این همکاریها از حوزه دریایی به حوزه عملیات زمینی و ضدتروریستی است؛ تحولی که با نیاز فزاینده منطقه به مقابله با تهدیدات تروریستی همسو است.
واکاوی راهبردی رزمایشهای همزمان
برگزاری همزمان این دو رزمایش را میتوان در چند سطح راهبردی تحلیل کرد:
- تلاش اسلامآباد برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود: پاکستان در سالهای اخیر بهطور فعالانه سیاست خارجی چندوجهی را در پیش گرفته است. این کشور همزمان روابط نزدیک خود با چین را حفظ میکند، همکاریهای امنیتی با آمریکا را ادامه میدهد و روابط دوستانه با ایران و کشورهای خلیج فارس را تقویت مینماید. تحلیلگران، پاکستان را بهعنوان یک بازیگر توازنبخش توصیف کردهاند که میتواند بهعنوان پل ارتباطی میان قطبهای مختلف قدرت جهانی عمل نماید. در این چارچوب، رزمایش با روسیه نشاندهنده تمایل اسلامآباد به تعمیق روابط با مسکو بهعنوان وزنه تعادلی در برابر وابستگی سنتی به غرب است، در حالی که رزمایش با عمان پیوندهای این کشور با جهان عرب و منطقه خلیج فارس را تحکیم میبخشد. این راهبرد، که در ادبیات روابط بینالملل بهعنوان «پوشش خطر» یا «تنوعبخشی امنیتی» شناخته میشود، به پاکستان این امکان را میدهد تا در صورت تغییر شرایط ژئوپلیتیک، گزینههای جایگزین در اختیار داشته باشد.
- تمرکز بر مبارزه با تروریسم: هر دو رزمایش بر تمرینهای ضدتروریستی متمرکز هستند؛ موضوعی که در صدر اولویتهای امنیتی پاکستان قرار دارد. پاکستان در سالهای اخیر با موج فزاینده حملات تروریستی در ایالتهای بلوچستان و خیبر پختونخوا مواجه بوده است. بر اساس آمار مؤسسه پاکستانی “تضاد و امنیت”، تنها در ژوئیه ۲۰۲۶ دستکم ۶۰۰ نفر در حملات تروریستی در سراسر پاکستان کشته شدند که بالاترین رقم مربوط به ایالت بلوچستان با ۳۷۲ کشته بوده است. در چنین شرایطی، تبادل تجارب عملیاتی با ارتشهای روسیه و عمان و بهرهگیری از تکنیکهای پیشرفته ضدتروریستی، بهویژه در حوزههایی نظیر جنگ پهپادی، عملیات در مناطق شهری و مقابله با بمبهای کنار جادهای، اهمیتی حیاتی دارد. روسیه تجربه گستردهای در عملیات ضدتروریستی در قفقاز شمالی و سوریه دارد و عمان نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز، بارها با تهدیدات امنیتی دریایی و تروریستی مواجه شده است.
- انگیزههای راهبردی روسیه: مسکو نیز بنا به دلایل مختلف، در پی گسترش همکاریهای نظامی خود با اسلامآباد است. روسیه نگران گسترش روابط آمریکا و هند است و میکوشد تا با تقویت روابط خود با اسلامآباد، موازنه نفوذ در جنوب آسیا را به نفع خود تغییر دهد. علاوه بر این، روسیه تلاش میکند از طریق سازمان همکاری شانگهای، چارچوب همکاریهای امنیتی و ضد تروریستی با پاکستان را تثبیت نماید. سفرهای متقابل مقامات ارشد نظامی دو کشور، تشکیل کمیسیون مشترک نظامی در سال ۲۰۱۸ و برگزاری رزمایشهای دورهای، چارچوب نهادی این همکاریها را تقویت کرده است. مسکو همچنین به دنبال دسترسی به بازار تسلیحاتی پاکستان است؛ بازاری که تا پیش از این عمدتاً در اختیار آمریکا و چین بوده است.
- گسترش پیوندهای منطقهای: برگزاری این رزمایشها در چارچوب همکاریهای سهجانبه و چندجانبه قابل درک است. پاکستان، روسیه و چین در چارچوب سازمان همکاری شانگهای همکاریهای ضدتروریستی خود را تقویت مینمایند و نشست چهارجانبه وزرای خارجه ایران، روسیه، چین و پاکستان در حاشیه اجلاس شانگهای در دوشنبه، نشاندهنده همراستایی فزاینده این کشورها در زمینه امنیت منطقهای است. رزمایش «دروژبا ۹» را میتوان بخشی از این معماری امنیتی نوظهور در اوراسیا دانست که در آن قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای به دنبال سازوکارهای جمعی برای مقابله با تهدیدات مشترک هستند.
- منافع اقتصادی مشترک: همکاریهای نظامی پاکستان با روسیه و عمان را نمیتوان فارغ از منافع اقتصادی مورد بررسی قرار داد. روسیه و پاکستان در پروژه خط لوله گاز «پاکستان استریم» همکاری میکنند و عمان یکی از تأمینکنندگان مهم انرژی پاکستان است. همکاریهای نظامی میتواند زمینهساز گسترش روابط اقتصادی و سرمایهگذاری در حوزههایی چون انرژی، زیرساختها و توسعه بنادر باشد. بندر گوادر،که چین نقشی محوری در توسعه آن دارد و عمان نیز در آن منافع تاریخی دارد، میتواند به گرهگاهی برای همکاریهای سهجانبه اقتصادی-امنیتی تبدیل شود.
محدودیتهای ساختاری و راهبردی
با وجود چشمانداز مثبت همکاریها، چند چالش عمده پیشروی تعمیق روابط نظامی پاکستان با روسیه و عمان قرار دارد که درادامه به برخی از آنها اشاره میگردد.
نخستین چالش، تحریمهای بینالمللی علیه روسیه و جنگ اوکراین است. یکی از مهمترین موانع در مسیر گسترش همکاریهای نظامی پاکستان و روسیه، تحریمهای غرب علیه مسکو متعاقب جنگ اوکراین است. پاکستان که خود به شدت به حمایت مالی صندوق بینالمللی پول و دسترسی به بازارهای غربی وابسته است، در گسترش روابط تسلیحاتی با روسیه با محدودیتهای جدی مواجه است. کارشناسان هشدار دادهاند که هرگونه توافق تسلیحاتی گسترده با روسیه میتواند پاکستان را در معرض خطر تحریمهای ثانویه قرار دهد. این محدودیت، دامنه مانور اسلامآباد را در تعمیق روابط نظامی با مسکو کاهش میدهد.
چالش دوم، محدودیتهای اقتصادی پاکستان است. اقتصاد بحرانزده پاکستان، امکان خرید تسلیحات پیشرفته از روسیه را محدود ساخته است. در سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶، بخش قابل توجهی از بودجه این کشور صرف بازپرداخت بدهیهای خارجی میشود که فضای مالی لازم برای سرمایهگذاریهای بزرگ دفاعی را کاهش میدهد. حجم تجارت دوجانبه پاکستان و روسیه در سال مالی ۲۰۲۵ تنها ۲۴۳ میلیون دلار بود که بسیار کمتر از پتانسیل واقعی دو کشور است. این وضعیت، توان چانهزنی پاکستان را در مذاکرات تسلیحاتی تضعیف میکند.
سومین چالش، وزن راهبردی هند در معادلات مسکو است. روسیه همچنان بزرگترین تأمینکننده تسلیحات هند است و دهلینو شریک راهبردی سنتی مسکو در جنوب آسیا محسوب میشود. این واقعیت، محدودیتهای ساختاری برای گسترش روابط نظامی روسیه و پاکستان ایجاد میکند و مسکو ناچار است میان منافع خود با دو رقیب منطقهای توازن برقرار کند. هند با حساسیت تحولات روابط روسیه و پاکستان را دنبال میکند و ممکن است در صورت گسترش همکاریهای نظامی، فشار دیپلماتیک بر مسکو اعمال کند.
چالش بعدی، بحرانهای منطقهای است. وضعیت افغانستان پس از بازگشت طالبان، تنشهای مرزی پاکستان و افغانستان و بیثباتی در بلوچستان، محیط امنیتی پیچیدهای ایجاد کرده که گسترش همکاریهای نظامی را محدود میسازد. روسیه که یکی از معدود کشورهایی است که با طالبان روابط دیپلماتیک دارد، میتواند نقش میانجی در بحرانهای آتی میان افغانستان و پاکستان ایفا کند، اما این نقش میتواند منجر به پیچیده شدن روابط دوجانبه گردد. همچنین، نگرانیهای امنیتی پاکستان درباره فعالیت گروههای جداییطلب در بلوچستان، که برخی از آنها در خاک افغانستان پناه گرفتهاند، به تنشها دامن میزند.
چالش آخر، شرایط داخلی پاکستان است. ضعف ساختار امنیتی پاکستان، اعتبار این کشور را بهعنوان یک شریک قابل اتکا در همکاریهای نظامی زیر سؤال میبرد. تداوم حملات تروریستی و ناتوانی در کنترل کامل مناطق مرزی، توانایی اسلامآباد را برای ایفای نقشی فعال در ترتیبات امنیتی منطقهای محدود میکند. علاوه بر این، بیثباتی سیاسی داخلی و تنش میان نهادهای سیاسی و نظامی، میتواند تداوم سیاستهای راهبردی پاکستان را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد.
آیندهپژوهی راهبردی
با نگاهی به آینده، میتوان چند سناریو را برای تحول در همکاریهای نظامی سهجانبه پاکستان، روسیه و عمان متصور شد.
سناریوی نخست: تعمیق تدریجی همکاریها است. در میانمدت، انتظار میرود رزمایشهای مشترک بهصورت دورهای ادامه یابند و حوزههای همکاری به موضوعاتی نظیر امنیت سایبری، مقابله با تهدیدات پهپادی و همکاری اطلاعاتی گسترش یابد. تداوم نهمین دور رزمایش «دروژبا» نشاندهنده نهادینه شدن این همکاریهاست و احتمالاً دور دهم نیز در سال ۲۰۲۷ برگزار خواهد شد. همچنین، احتمال دارد رزمایش «وشاق الجبل» به حوزههای جدیدی نظیر امنیت دریایی و مقابله با قاچاق مواد مخدر گسترش یابد.
دومین سناریو،گسترش همکاریهای تسلیحاتی میباشد. پاکستان علاقهمند به خرید تجهیزات نظامی پیشرفته از روسیه، از جمله سامانههای پدافند هوایی و بالگردهای تهاجمی است؛ با این حال، محدودیتهای مالی و خطر تحریمها، روند تحقق این هدف را با تأخیر مواجه میسازد. در مقابل، همکاری در حوزههای فنی و آموزشی ممکن است سریعتر محقق شود. روسیه ممکن است در حوزههایی نظیر تعمیر و نگهداری تجهیزات نظامی، انتقال فناوری و آموزش نیروهای ویژه با پاکستان همکاری کند.
سناریوی سوم، تحول در معماری امنیتی منطقهای است. ظهور همکاریهای سهجانبه و چهارجانبه میان پاکستان، روسیه، چین و ایران میتواند به شکلگیری ترتیبات امنیتی جدیدی در اوراسیا منجر شود. نشست چهارجانبه وزرای خارجه این کشورها در دوشنبه و توافق بر سر مبارزه با تروریسم در افغانستان، نشانههای اولیه این تحول است. در چنین چارچوبی، رزمایشهای دوجانبه پاکستان-روسیه میتواند به رزمایشهای چندجانبه تبدیل شود و سازمان همکاری شانگهای به کانون اصلی همکاریهای امنیتی منطقهای تبدیل شود.
چهارمین سناریو، تداوم وضعیت کنونی است. احتمال دارد که همکاریهای نظامی در سطح فعلی(یعنی رزمایشهای دورهای و تبادل هیئتهای نظامی ) باقی بماند و به دلیل موانع ساختاری نظیر روابط سنتی روسیه و هند و فشارهای غرب، به یک اتحاد راهبردی تبدیل نشود. این سناریو با تحلیلهایی که روابط پاکستان و روسیه را «راهبردی اما محدود» توصیف میکنند، همخوانی دارد. در این حالت، رزمایشها بیشتر جنبه نمادین و اعتمادساز خواهند داشت تا عملیاتی و راهبردی.
نتیجهگیری
برگزاری همزمان رزمایشهای «دروژبا ۹» با روسیه و «وشاق الجبل ۲» با عمان، بازتابی از راهبرد چندوجهی پاکستان در نظم بینالمللی در حال گذار است. پاکستان با تنوعبخشی به شرکای نظامی خود، میکوشد ضمن تقویت ظرفیتهای ضدتروریستی ارتش، موقعیت ژئوپلیتیک خود را بهعنوان بازیگری چندوجهی تثبیت کند. این راهبرد، هرچند در کوتاهمدت دستاوردهای عملیاتی و دیپلماتیک قابل توجهی به همراه داشته، اما با محدودیتهای ساختاری جدی نیز مواجه است.
تحریمهای بینالمللی علیه روسیه، روابط راهبردی و دیرینه مسکو با دهلینو، ساختارشکننده اقتصاد پاکستان و چالشهای امنیتی منطقه، همگی موانعی هستند که مسیر تعمیق این همکاریها را دشوار میکنند. با این حال، همراستایی فزاینده پاکستان، روسیه، چین و ایران در زمینه امنیت منطقهای، بهویژه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و همکاریهای ضدتروریستی در خصوص افغانستان، چشمانداز گسترش این همکاریها را در میانمدت تقویت میکند.
در نهایت، موفقیت راهبرد چندوجهی پاکستان بستگی به توانایی این کشور در مدیریت توازن میان قطبهای متخاصم قدرت جهانی، حفظ ثبات اقتصادی و مقابله مؤثر با تهدیدات امنیتی داخلی دارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که پاکستان در بهرهگیری از موقعیت خود توانسته است فضای مانور قابل توجهی در صحنه بینالمللی ایجاد کند؛ اما پایداری این موقعیت، بیش از هر چیز، به حل چالشهای داخلی وابسته است. اگر اسلامآباد بتواند بیثباتی داخلی را مهار کند و همزمان روابط متوازن خود را با قدرتهای بزرگ حفظ نماید، میتواند در نظم نوین جهانی، نقشی فراتر از یک بازیگر منطقهای ایفا کند. رزمایشهای همزمان با روسیه و عمان، نخستین گامها دراین مسیر هستند.
دربارهٔ نویسنده
تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده اقبال ،ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
همه نوشتهها و پروفایلشیوه ارجاع به این مقاله
تیم تحریریه اندیشکده اقبال. «تحلیل راهبرد چند وجهی پاکستان در بازخوانی دو رزمایش.» اندیشکده اقبال، ۲۸ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%88%d8%ac%d9%87%db%8c-%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88/.
نظرات